گسترش فقر در ایران؛ چگونه دستمزد کارگران به روزی ۲ دلار سقوط کرد؟
۱۴۰۵/۸/۲
از افزایش جمعیت زیر خط فقر مطلق تا سقوط قدرت خرید کارگران؛ آیا درآمد میلیونها خانوار دیگر حتی کفاف نیازهای اولیه زندگی را میدهد؟
این روزها، تهاجم غارتگرانه حاکمیت آخوندی به سفرهها و جیب مردم ایران، اقشار گستردهتری از جامعه را به زیر خط فقر رانده است؛ بهطوریکه حتی رسانههای حکومتی نیز به این واقعیت اذعان میکنند، هرچند با پنهانکاری درباره ابعاد واقعی بحران و آمارهای اصلی. برای بررسی این وضعیت، به چند نمونه از آمارهای منتشرشده در رسانههای حکومتی توجه کنیم.
رئیس سازمان بهزیستی در روزهای پایانی بهمن سال گذشته گفته بود که از سال ۱۳۸۷ تا سال ۱۳۹۷، به مدت ۱۰ سال، نرخ فقر حدود ۲۰ درصد بوده است؛ اما در سال ۱۳۹۸ به ۳۰ درصد رسید و در سال ۱۴۰۳ به ۴۰ درصد افزایش یافت. به گفته او، تحلیلها از احتمال افزایش ۱۰ درصدی دیگر حکایت دارند و جامعه با پدیده عمومیشدن فقر مواجه است.
بر اساس این اظهارات، جمعیت گرفتار فقر مطلق از حدود ۱۶ میلیون نفر به ۳۴ میلیون نفر رسیده است؛ به این معنا که حدود ۴۰ درصد جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق قرار دارند.
منبع: روزنامه جهان صنعت، ۲۵ مهر ۱۴۰۵
سقوط دستمزد واقعی کارگران؛ از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار و سپس ۶۰ دلار
حالا به آمار دیگری از خبرگزاری حکومتی ایلنا، منتشرشده در سوم شهریور ۱۴۰۵، نگاه کنیم.
در سال ۱۳۹۵، قیمت دلار حدود ۳ هزار و ۵۰۰ تومان بود و پایه مزد کارگران به ۸۱۲ هزار و ۱۶۴ تومان میرسید. بنابراین، پایه مزد کارگران در آن زمان معادل حدود ۲۳۲ دلار بود.
ایلنا در مقایسه این ارقام مینویسد که در یک بازه زمانی ۱۰ ساله، پایه مزد کارگران مشمول قانون کار، یا همان «دستمزد واقعی طبقه کارگر»، از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار کاهش یافته است. به این ترتیب، ارزش دلاری پایه مزد کارگران در آن زمان حدود ۲.۷ برابر میزان اعلامشده برای سال جاری بوده است.
اما وضعیت در ماههای اخیر نیز وخیمتر شده است. در ابتدای شهریور امسال، با فرض نرخ ۲۰۰ هزار تومان برای هر دلار، دستمزد ماهانه کارگران معادل حدود ۸۳ دلار بود. اکنون که نرخ دلار از ۲۷۰ هزار تومان نیز فراتر رفته، این دستمزد به حدود ۶۰ دلار رسیده است.
به این ترتیب، در کمتر از دو ماه، ارزش دلاری دستمزد کارگران حدود یکچهارم کاهش یافته است. این کاهش، در کنار افزایش قیمت کالاهای اساسی و هزینههای زندگی، به معنای کوچکترشدن سفره خانوارهای کارگری و راندهشدن شمار بیشتری از آنان به زیر خط فقر شدید است.
معیارهای جهانی فقر؛ دستمزد روزانه کمتر از ۲ دلار چه معنایی دارد؟
برای درک بهتر ابعاد این بحران، باید به معیارهای بینالمللی نیز توجه کرد. خبرگزاری حکومتی ایلنا در ششم شهریور امسال درباره سقوط دستمزد واقعی کارگران نوشت که این دستمزد در مقایسه با معیارهای جهانی به سطح بسیار پایینی رسیده است.
در این گزارش آمده است که دستمزد روزانه کمتر از ۱۰ دلار در برخی معیارهای مورد اشاره، نشانه فقر شدید تلقی میشود. همچنین، ایلنا با اشاره به کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری (ItUC) مینویسد که دستمزد روزانه کمتر از ۵ دلار با وضعیت فقر شدید و خطر گرسنگی همراه است.
اکنون اگر دستمزد ماهانه کارگران ایران را بر اساس رقم ۶۰ دلار محاسبه کنیم، درآمد روزانه آنان با فرض یک ماه ۳۰روزه، حدود ۲ دلار خواهد بود؛ رقمی که فاصله عمیق درآمد کارگران با هزینههای تأمین نیازهای اولیه زندگی را نشان میدهد.
البته مقایسه مستقیم دستمزد دلاری با معیارهای جهانی فقر، بدون توجه به تفاوت هزینههای زندگی، قدرت خرید و تعریف دقیق شاخصها، بهتنهایی برای تعیین وضعیت فقر کافی نیست. بااینحال، کاهش ارزش دلاری دستمزدها در کنار تورم و افزایش هزینههای مسکن، خوراک، درمان و سایر نیازهای ضروری، تصویری نگرانکننده از وضعیت معیشتی میلیونها کارگر ارائه میدهد.
فقر فراگیر و کوچکشدن سفرههای مردم؛ مسئولیت حاکمیت چیست؟
بهراستی، وقتی دستمزد ماهانه کارگران به حدود ۶۰ دلار و درآمد روزانه آنان به حدود ۲ دلار میرسد، چگونه میتوان از تأمین حداقلهای یک زندگی شایسته سخن گفت؟ این وضعیت برای میلیونها کارگر ایرانی به معنای دشوارترشدن تأمین خوراک، مسکن، درمان و سایر نیازهای اولیه است.
بر اساس آمارهای نقلشده از رسانههای حکومتی، افزایش جمعیت زیر خط فقر مطلق و سقوط ارزش دلاری دستمزدها، دو روی یک بحران گسترده اقتصادی و اجتماعی هستند. از یک سو، شمار بیشتری از خانوارها با فقر شدید روبهرو میشوند و از سوی دیگر، قدرت خرید کسانی که هنوز شاغلاند نیز کاهش مییابد.
منتقدان سیاستهای اقتصادی رژیم آخوندی، این روند را نتیجه اولویتدادن حاکمیت به سیاستهایی میدانند که هزینههای سنگین آن بر دوش مردم قرار میگیرد، درحالیکه معیشت کارگران و تأمین نیازهای اساسی جامعه با مشکلات فزاینده مواجه است.
ادامه این وضعیت، علاوه بر تشدید فقر و نابرابری، میتواند پیامدهای گستردهای برای سلامت، امنیت غذایی و زندگی اجتماعی خانوادههای کارگری داشته باشد. پرسش اساسی این است که با کاهش پیوسته قدرت خرید و افزایش شمار خانوارهای گرفتار فقر، چه چشماندازی برای معیشت میلیونها کارگر و خانوادههای آنان باقی میماند؟
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
