میلاد زینب کبری پرچمدار کبیر رهایی و فروغ جاویدان آزادی؛ پنجم جمادی الاول

۱۴۰۵/۷/۲۳

پنجم جمادی الاول، میلاد زینب کبری، پرچمدار کبیر رهایی و فروغ جاویدان آزادی، الگوی تاریخی زن انقلابی مجاهد

مسعود رجوی ـ ۳۱ فروردین ۱۳۸۹

سلام و تبریک

تبریک به‌خاطر میلاد زینب کبری همردیف و همتای آرمانی سید الشهدا امام حسین پیامبر جاودان آزادی

و هم‌چنین تبریک به‌خاطر شکست حمله مزدوران سرکوبگر به اشرف، مبارک

......

بله به فاطمه زهرا می‌گویند صدیقه کبری، صدیقه بزرگ و به حضرت زینب لقب صدیقه صغری یعنی که صدیقه کوچک داده‌اند و این هر دو صدیقه کبری و زینب کبری یعنی مطلق صداقت، تمامیت صدق، عاری از تناقض، به‌قول شما سفید سفید، بدون هر گونه زنگار و آلودگی، یگانهٔ کامل، کسانی که این سالیان در اشرف بوده‌اند، کسانی که مقام محمود صدق رو دیده و یا چشیده و یا شنیده‌اند، ذره‌یی از این مرتبت را می‌توانند بفهمند و یا حدس بزنند.

زینب کبری ۴ پسر و ۲ دختر داشت، اما بعد از شهادت حضرت علی وقتی که خطرها و توطئه‌ها آغاز شد، طلاق گرفت از همسرش و پیوسته تا آخرین نفس در خدمت پیشوایانش حسنین بود. در زمان حضرت حسن و در زمان امام حسین، در همه جا با حسین راه باز می‌کرد، وقتی که کاروان اسیران و در رأس آنها حضرت زینب وارد کاخ فرمانداری کوفه شدند، از وقار و متانت و صلابت این زن، دژخیم به شگفت آمد. ابن زیاد سه بار از او سؤال کرد که تو کیستی و جوابی نشنید. تا وقتی که یکی از حاضران گفت او زینب است. او دختر فاطمه است. دژخیم که از خشم به خودش می‌پیچید؛ دجالگری آغاز کرد و گفت: که شکر و سپاس بر خدایی که شما رو؛ خاندان پیامبر را یعنی، رسوا و مفتضح کرد. خدایی که شما رو کشت. خدایی که مشت شما رو باز کرد. خدایی که نشون داد شماها دروغ می‌گویید و امیرالمؤمنین یزید است که حق می‌گوید. زینب کبری، تمامی تحقیر رو در نگاه و کلام خودش نثار دژخیم کرد و گفت: اشتباه می‌کنی! شکر و سپاس از آن خدایی است که این‌چنین ما رو گرامی داشت.

با پیامبرش ما را از پلیدیها پاک کرد، از آلودگیها زدود، این تبهکار و تبهکاران هستند که اینچنین در روز عاشورا و در شام غریبان و در کاروان اسیران رسوا می‌شوند و دروغهای آنها برملا می‌شود، دژخیم در حالی که سرهای شهیدان کربلا رو گرداگرد مجلس بر فراز نیزه کرده بود با اشاره به سر امام حسین در برابر خواهرش گفت: آها! نگاه کن! ببین آنچه رو که خدا با اهل بیت تو و با برادرت حسین انجام داده آها! چه می‌گی؟! پاسخ زینب پاسخی که در تاریخ جاودان موند و بیانگر قدرت و اراده‌یی شگفت و لایزال بود، این بود که لا آری الا جمیلا جز زیبایی و صلابت و جبروت هیچ چیزی نمی‌بینم و دژخیم این‌چنین میخکوب شد.

السلام علیک یا زینب الکبری

سلام بر  تو ای بانوی منادی‌گر آگاه و آگاه‌گر، روشنگر

گواهی می‌دهم و گواهی می‌دهیم که تو سرچشمه و الگوی شکیبایی و صبر انقلابی بودی. شکرگزار، پرصلابت، با عظمت، صاحب کرامت، بلندآوازه و رسا، سخنگو و سخنور و باوقار در همه حالاتت

در همه کردارها و رفت و آمدهات، در همه مصیبتهایی که به تو رسید، در همه بلاهایی که با اونها روبه‌رو شدی و در همه آزمایشات، در تلخ‌ترین و در سخت‌ترین آنها.

بله این زینب کبری است که خواهران ما و برادران ما، همه مجاهدان و اشرفیان در امتحان‌ها و آزمایش‌ها او رو الگوی خود قرار دادند و به این ترتیب سر برآستان امام حسین می‌سایند.

............

 اشرف مسجد فاطمه زهرا – مهر ۱۳۸۵

هیأتی متشکل از دبیرکل کانون آل بیت فاطمیه که در عراق و کشورهای دیگر جهان گسترده است، بهمراه معاون دبیرکل و مسئول تبلیغات کانون، از شهر اشرف دیدار نموده و سه قطعه از روپوش ضریح مطهر حضرت زینب علیها سلام را به رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت خانم مریم رجوی، به موزه شهیدان و هم‌چنین به مجاهدان مستقر در اشرف، به پاس مقاومت قهرمانانه آنها در این برهه از تاریخ خونبار ایران، اهداء کردند.

 دبیرکل کانون آل بیت فاطمیه  

این هدیه‌ای است از جده ما، قهرمان کربلا زینب دختر امام علی (ع) است. همان قهرمان صبر و مقاومت و از جان گذشتگی و فداکاری. این هدیه را به شما، مجاهدین مبارز و مقاوم در این دژ مقاومت در شهر قهرمان اشرف تقدیم می‌کنیم. برای شما آرزوی موفقیت و پیروزی را داریم.

و ما النصر الامن عندالله العزیز الحکیم. ان ینصرکم الله فلاغالب لکم  (آیه قرآن).

این هدیه سمبلی است از وفاداری به مجاهدین. قهرمانانی که مبارزه کردند و در برابر باطل قیام نمودند و علیه آخوندهای عقب‌افتاده و افکار متحجرشان ایستادند. ما انشاالله در کنار شما خواهیم بود و پیروزی از آن شماست.

مریم رجوی ـ پاریس ۴ تیر ۱۴۰۵ روز عاشورا

زنان مجاهد خلق از زینب کبیر الهام گرفته‌اند

درودهای بی‌پایان خودمان را تقدیم زینب کبری می‌کنیم که با رهبری جنبش عاشورا پس از شهادت حسین (ع) جلوه تابانی از آیین محمدی را به جهان شناساند.

به او و گروه زنان پیشتاز همراهش ادای احترام می‌کنیم که گرداب خون و فاجعه در کربلا را به یک پیروزی ماندگار تبدیل کردند تا همه ستم‌زدگان و سرکوب‌شدگان بیاموزند که می‌توان و باید بن‌بستها را در هم شکست.

یک الگوی جاودان فراراه همه زنان موحد و مجاهد قرار داد که برای رهایی بپاخیزند.

زنان مجاهد خلق از زینب کبیر الهام گرفته‌اند. از اشرف شهیدان که خودش بارها در مورد حضرت زینب اطلاعیه داد خطبه خواند نامه نوشت تا هزاران زن قهرمان مجاهد که سر به دار شدند و از طاهره طلوع در فروغ جاویدان آنهم با آن صحنه تاریخی و به یاد ماندنی تا زهره و گیتی و صبا و آسیه و زنان شورشگر در کانون‌های شورشی در این ایام.

اما خلق ما و فرزندان شورشگر و رزمنده‌اش از حماسه عاشورا و منطق فدای حسینی الهام می‌گیرند.

قدرتی که از این الگو سرچشمه می‌گیرد، نیروی کشتار و اختناق را مغلوب خواهد کرد.

آن آتشی که در کربلا برافروخته شد و هرگز خاموشی نپذیرفت، امروز هم در نبرد مجاهدین و دلیران کانون‌های شورشی و یگانهای ارتش آزادی شعله‌ور است.

این هم پشتوانه یک به یک زنان و مردان این جنبش و هم بار سنگین مسئولیت‌شان است و این نبردی است تا پیروزی.

فرازی از کتاب امام حسین (۱۳۴۸)

پیروزی در اسارت

سخنان زینب کبری در مجلس ابن‌زیاد و یزید از همان فلسفه بزرگی برمی‌خاست که بر سراسر عاشورا پرتوی ابهت‌بار افکنده بود

آنچه پس از شهادت امام (ع) در آن دشت خونبار گذشت، بسا ناجوانمردانه و لبریز از فرومایگی رذیلانه بود. همان سوارکاران خدایی! (خیل‌الله) که فرمانده‌شان ابن‌سعد، چند ساعتی پیش به‌سوی بهشت تشجیعشان  نموده بود (و بالجنّة ابشری)، اکنون ماهیت دوزخی خود را آشکار نموده، به‌شتاب تمام غارت می‌کردند و در ظلمات سفلگی بی‌پایانشان از هیچ شیئ اندک، از تن‌پوش و پای‌افزار امام (ع) گرفته تا چادرزنان، فرونمی‌گذاشتند.

اما در جبهه امام (ع) باز هم «نهضت ادامه دارد». اکنون زینب کبری، بانوی منزه و والا که از این پس باید کار را ادامه دهد، عهده‌دار مسئولیت عمده است. از یک‌سو باید زنان و کودکان بازمانده را که در اندوه سوزناک حادثه می‌سوزند و گاه در سنگینی فوق‌العاده‌اش بی‌تاب می‌شوند، آرام کند، تسلی دهد و از سوی دیگر، در میان انبوهی از سپاهیان وادی ظلمت، شعله جنبش را نگاهبانی کند. عجب این بود که چنین نگاهبانی طاقت‌فرسا که در کار پرحوصله توضیحی افشاگرانه تبلور می‌یافت، درست برخلاف ویژگیهای «زن استثمارشده» می‌باشد که در کم‌طاقتی و پنهان شدن از صحنه فعال تاریخ خلاصه می‌شد.

اکنون در مجلس ابن‌زیاد و پس از آن در مجلس یزید، تعارض جدیدی از قوای متخاصم در می‌گرفت که جز امتداد نبرد عاشورا نبود.

نظری هوشیارانه و دقیق به سخنانی که آن بانوی پاک و شجاع در دربار یزیدی ایراد نمود ـ‌چه آنجا که می‌پرسد آیا گمان تو بر آن است که خداوند از بزرگی و حشمت ما کاسته؟ و چه آنجا که خدا را بر آغاز و شهادت، سپاس می گذارد  و برای ادامه کار جنبش برای بازماندگان امام (ع) شایستگی مسألت می‌کند ـ مسلم می‌سازد که انگیزه وی در این بیانات، نه مرثیه‌خوانی ضعیفانه و داغ‌دیدگی و اسارت است و نه رجزخوانی بزرگی‌طلب و قهرمانی‌گری بی‌محتوی. «بلکه اظهارات زینب کبری بی‌واسطه از متن شکوهمندانه همان فلسفه بزرگی که بر سراسر دقایق عاشورا پرتو ابهت‌بار افکنده بود، برمی‌خاست و بر همین پایه محکم بود که منزلت پوچ یزیدی را از هم درید و به‌صورت فرصتی برای ازدیاد گناه و عذاب مجسم ساخت و آنگاه به‌هوشمندی تمام، دفتر جنبش را در رئوس اصلیش که تا "بدر"و"احد" سابقه داشت، ورق زد و در هر صحنه، نابکاری شیطانی حزب اموی را نشان داد و پس از این با اطمینانی مسلم به‌تبلیغ آینده پرداخت. همان آینده تابناک و درخشان جهان در حال پیشرفت که هیچ‌کس قادر به تغییر سیر عمومی تاریخش نیست»

ساعتی بعد، انبوه مردم منقلب به ضرب آزار گزمه‌های یزیدی متفرق شدند؛ اما میان این مردم، با آنها که از سر ناآگاهی، چند روز پیش بر سر راه اسرا آذین می‌بستند، در همین مدت اندک سال‌ها فاصله افتاده بود. بر اساس همین فاصله که به‌خصلت آگاهی و دیگر ویژگیهای انسان آراسته بود، یزید مجبور شد تا به هر گونه در تکریم اسیران بکوشد و تقصیر عاشورا را به‌گردن ابن‌زیاد بیندازد. چنان‌که زنانش به تسلیت‌گویی آمدند و دربارش سه روز در عزاداری فرو رفت.

این است نمودار صحت خط‌مشی جنبش که این‌چنین حریف را به‌ذلت و ندامت کشید و چنین بود که این «اسارت» از آغاز تا پایان برای جنبش جز «پیروزی» هیچ نداشت.

در ژرفای این «پیروزی» که با مجاهدت بسیار تعبیه شد، پیام عمیق‌تری که درک آن پیگیری و تحقیق فراوان فوق‌العاده‌یی می‌طلبد، نهفته است که برحسب آن در قاموس حق‌طلبی، هیچ کلمه «شکست» ممکن نیست.

بدین‌گونه شام، مرکز فرمانروایی اموی، با ضرباتی چنین هوشیارانه و سخت که بر ذهن دروغ‌زده‌اش می‌خورد، بیدار شد و یزید هر چه زودتر این اسیران را که چون اخگری سوزان بر دامن سلطنتش افتاده بودند، به مدینه فرستاد تا لااقل از خود دور سازد.

مریم رجوی-پاریس ۱۹ اسفند ۱۳۹۱ روز جهانی زن

وقتی که زن‌ستیزی آخوندها را نشانه می‌روید، قلب ایدئولوژی آنها را نشانه رفته‌اید

امر برابری در درون جنبش ما، نویدهای الهام‌بخشی برای جامعه ایران، به‌خصوص برای زنان و جوانان است. وقتی که جنسیت‌گرایی را هدف قرار می‌دهید، دارید سنگ‌بنای ولایت فقیه را در هم می‌شکنید. وقتی که زن‌ستیزی آخوندها را نشانه می‌روید، قلب ایدئولوژی آنها را نشانه رفته‌اید.

در این صورت، دیگر نه فقه و شریعت آخوندی، نه قوانین و نه فرهنگ ارتجاعی آن‌ها، تکیه‌گاهی پیدا نمی‌کند. این توضیح، روشن‌کننده این امر است که چرا آخوندها بی‌وقفه، گسترده و با دجالیت تمام، مجاهدین را هدف قرار می‌دهند.

نخستین جرم مجاهدین از نظر آن‌ها، تعهد بی امانشان برای تغییر رژیم در ایران است.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط