پیکر بی‌شکست؛ چگونه یک تشکیلات زیر شکنجه و اعدام دوام آورد و به ارتش آزادی‌بخش رسید؟

قسمت چهارم ـ از خانه ۴۴۴ در بلوار الیزابت تا ارتش آزادی‌بخش ملی ایران؛ داستان تشکیلاتی که از دل سرکوب، شکنجه و اعدام عبور کرد و به یک ارتش انقلابی تبدیل شد.

از خانه ۴۴۴ در بلوار الیزابت شروع کردیم و گام‌به‌گام پیش آمدیم؛ از تشکیلاتی که با سه نفر شروع شد و بعد گسترش پیدا کرد؛ تشکیلاتی که مبارزات مخفی، سلول‌های زندان، تخت‌های شکنجه و میدان‌های اعدام را پشت سر گذاشت و بعد از انقلاب ضدسلطنتی به دریای خلق وصل شد.

بعد هم از دو سال و نیم دوره‌ای گفتیم که در تاریخچه مجاهدین به فاز سیاسی معروف است.

در ادامه از زندان‌های خمینی گفتیم و تشکیلاتی که حتی در زیر شکنجه‌ها و اعدام‌های دهه ۶۰ هم دوام آورد و چون پیکری بی‌شکست به حیات پرشور خود ادامه داد.

سلام. وقتی خمینی با سرکوبی خونین و وحشیانه تلاش کرد راه نفس تشکیلات مجاهدین در داخل کشور را ببندد، بخش‌هایی از تشکیلات مجاهدین راه هجرت انقلابی را در پیش گرفتند. عده‌ای تصور می‌کردند که تشکیلات آن‌ها در محیط جدید ذوب می‌شود و از بین می‌رود. اما هیچ‌کس نمی‌دانست که آن هجرت زمینه‌ساز تأسیس ارتش آزادی‌بخش ملی ایران خواهد شد.

اولین چیزی که چشم من را در بدو ورود به ارتش آزادی‌بخش گرفت، نظم و انضباط و انسجام یگان‌ها و قسمت‌های مختلف ارتش آزادی‌بخش بود. خب، من سربازی رفته بودم و ارتش بی‌در و پیکر و کثیف و لجن‌مال‌شده خمینی را دیده بودم که همه‌چیز بر مبنای زور و فشار و تنبیه بود. در ارتش آزادی، همه‌چیز بر مبنای آگاهی و آزادی و اختیار بود و به همین دلیل، چهره‌های بشاش و سرشار، در کنار زیبایی و نظافت اماکن، تمیز بودن و برق سلاح‌ها و زرهی‌ها و عظمت و نظم ستون‌های زرهی حین حرکت، همه و همه چشم‌ها را خیره می‌کرد.

داخل تانک‌ها که می‌شدی، انگار مثل یک اتاق بود؛ همه وسایل روکش داشت و به‌طور روزانه و هفتگی با چک‌لیست‌های مشخص و منظم سرویس و نگهداری می‌شد. هر روز صبح وقتی در اشرف حرکت می‌کردی، در یک زمان مشخص، بعد از صبحانه، بزرگ و کوچک، خواهر و برادر، در حال نظافت بودند و همه‌جا تمیز شده و برق می‌زد. این‌ها برای من که تازه وارد شده بودم، خیلی چشمگیر و انگیزه‌دهنده بود. در همان روزهای اول ورودم، با دیدن این صحنه‌ها، معنی واقعی تشکیلات پولادین را حس و لمس کردم.

اگر ارتش یعنی نظم، راز تفاوت ارتش آزادی‌بخش با ارتش‌های کلاسیک چیست؟

خب، وقتی اسم ارتش می‌آید، بلافاصله نظم و انضباط و مناسبات جدی و نظامی در ذهن‌ها نقش می‌بندد. اما تفاوت تشکیلات در ارتش آزادی‌بخش ملی ایران با تشکیلات در ارتش‌های کلاسیک چیست؟ تشکیلات یک ارتش انقلابی چطور از سایر ارتش‌ها متمایز می‌شود؟

تفاوت تشکیلات مجاهدین در ارتش آزادی‌بخش با سایر ارتش‌ها در این است که تمامی نظم، اصول و دیسیپلین این تشکیلات را مجاهدین خودشان آگاهانه انتخاب کرده‌اند و هیچ جبر و زوری نیست؛ هرچه هست اقناع است و انتخاب.

چطور در اوج محاصره و فشار، روحیه و شادی تشکیلاتی حفظ شد؟

نکته جالب این است که آنچه ما از آن به عنوان تشکیلات مجاهدین نام می‌بریم، یک جمع خشک و بی‌روح نیست و دقیقاً ۱۸۰ درجه برعکس، مجاهدین در روابط داخلی خودشان شادترین و بانشاط‌ترین انسان‌های روی کره زمین هستند. در سخت‌ترین شرایط در اشرف زیر محاصره، در زندان لیبرتی، در ۱۴ سال حبس خانگی و شدیدترین فشارها، در تمام این سال‌ها و در بحبوحه رزم و جان‌فشانی و شهادت، هیچ‌گاه مراسم مجاهدین، جشن گرفتن و برنامه‌های جمعی، دید و بازدید از همدیگر، مسابقات ورزشی و انواع مناسبت‌های جمعی ترک نشده است.

من یاد ندارم سالی در سازمان بوده باشد که من در مسابقه فوتبال یا فوتسال شرکت نکرده باشم. حتی در اوج محاصره و فشار و تهدید حملات سنگین و مرگبار، یادم نمی‌آید مسابقه والیبال، بسکتبال، پینگ‌پنگ یا دوی ماراتن برگزار نشده باشد. حتی در زندان لیبرتی هم یک مسیر کوتاه یکی دو کیلومتری را انتخاب کرده و مسابقات سیمرغ را برگزار کردیم. این‌ها را از این جهت می‌گویم که برای من در آن زمان، نمودی از اوج مناسبات تشکیلاتی و روحیه انقلابی بود.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط