۱۴۰۴/۱۱/۲۹
میراث سرخ ـ آرمان سبز ـ قسمت چهارم ـ سنقر
۱۴۰۴/۸/۲۱
خوش اومدید به برنامه «میراث سرخ؛ آرمان سبز» – جایی که از واقعیتهای تلخ حرف میزنیم، اما با امید به فردایی سبز.
تصور کنید: ۱۴۴ کشور جهان اعدام رو کنار گذاشتن، اما رژیم آخوندی هر روز تیغ جلادانش رو تیزتر میکنه. چرا؟ چون بقاشون به این خونریزی بستگی داره – بدون اعدام، حتی یک روز دووم نمیآرن. این ضعفه، نه قدرت!
فقط مهرماه ۱۴۰۴ رو ببینید: ۲۸۰ اعدام، یعنی هر دو نیم ساعت یک زندگی خاموش! این عدد یک رکورد بیسابقه در ۳۶ سال گذشته بود. در هفت ماه اول سال ۱۴۰۴، ۱۱۳۵ نفر اعدام شدند، یعنی ۱۱۰ درصد بیشتر از سال ۱۴۰۳! بینشون ۳۶ زن و ۶ نفر کمتر از ۱۸سال در زمان جرم انتسابی. و ده روز اول آبان، 64 نفر دیگه... فاجعهای که وجدان دنیا رو جریحهدار کرده
خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت دراین باره گفت: «ابعاد این اعدامهای جنایتکارانه آنهم در قرن بیست و یکم که بیشتر کشورهای جهان حکم اعدام را لغو کرده اند، وجدان بشریت معاصر را جریحه دار میکند. خامنهای با این خونریزیهای بی سابقه و ایجاد فضای رعب و وحشت بیهوده تلاش میکند از شکلگیری قیام مردم جلوگیری کند. اعتصاب غذای یک هفتهای ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در واحد ۲ قزلحصار نشان داد که استفاده از این حربه، به روزهای پایانی خود رسیده و دیگر توان بازدارندگی گذشته را ندارد.
سکوت و بیعملی در برابر قاتلان مردم ایران، سوخترسانی به تروریسم، سرکوب و جنگافروزی است. رژیم اعدام و ترور باید از جامعه جهانی طرد و پروندهی جنایات آن به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شود. جامعه جهانی باید حقوق مردم ایران برای مبارزه با این رژیم قرونوسطایی و مقاومت آنان برای آزادی، عدالت و دموکراسی را برسمیت بشناسد. خامنهای و دیگر سردمداران رژیم بهخاطر جنایت علیه بشریت و نسلکشی باید در برابر عدالت قرارگیرند»
اما این اعدامها جدید نیستن، از روز اول به حاکمیت رسیدن این رژیم، ابزار بقا برایش بوده. دهه ۶۰، دهها هزار جوون از بهترین فرزندان ایران رو سربدار کردن. از تهران تا تبریز، از اهواز تا کردستان، خون جوونا رو ریختن. تو این برنامه میخواهیم به شهرستان سنقر از استان کرمانشاه بریم، شهری که استواری مردمانش مثل کوههای زاگرس، مثال زدنیه!
شهرستان سنقر جاییه که استواری مردمانش در برابر دیکتاتوری، نمودی از صلابت کوههای زاگراسه، مردمان این منطقه از هواداران دکتر مصدق بودن و در هواداری از او با داسهای بلند، بیل و چوب با چماقداران هوادار شاه و کودتا درگیر شدن.
در جریان انقلاب ضد سلطنتی هم این شهر از شهرهای پیشتاز بود و مردم شهربانی و ژاندارمری و دیگر مراکز حکومتی را تصرف کردن
از کسانی که تظاهرات ضد سلطنتی را راهاندازی میکردند، مجاهدین شهید علی صمیمی و مهدی امینی بودند
اندکی پس از سقوط دیکتاتوری شاهنشاهی، جوانان شهر زیر نظر مجاهدین شهید نصرالله مظهری، علی صمیمی، علیآقا سلطانی و منصور صمیمی جنبش ملی مجاهدین را تشکیل دادند.
سنقر رو بهخاطر کثرت هواداران سازمان مجاهدین شهر «جنبشی»ها مینامیدن. این شهر شهدای بسیاری را تقدیم رهایی مردم ایران از یوغ فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران کرده.
در سنقر، سروهای بلندقامت برای آزادی ایران از همه چیز گذشتند. پشت دیوارهای زندان، بدون دوربین، بدون شبکههای اجتماعی، در سانسور مطلق برای فریادشان، این قهرمانان به چه امیدی ایستادند؟ چه نوری میدیدند که شکنجهها را با شوق تحمل کردند و راه را ادامه دادند؟
مجاهد شهید علی آقاسلطانی، دبیر محبوب سنقری، از زمان شاه همراه با مجاهدین با دیکتاتوری سلطنتی مبارزه کرد. او در فروردین ۱۳۶۲ بهخاطر ارتباط با سازمان در تهران دستگیر شد، شکنجههای سنگینی دید و به پنج سال زندان در گوهردشت محکوم گردید. او در یکی از ملاقاتها به یکی از بستگانش گفت: «اگر به سازمان وصل نشوی، مطمئن باش میپوسی». سرانجام در قتلعام ۱۳۶۷، با پایداری بر مواضع مجاهدیاش، سربدار شد – نوری جاودانه در تاریکی رژیم.
مجاهد شهید نصرالله مظهری، فرزند غیور سنقر، از ۱۳۵۴ تا پیروزی انقلاب ضد سلطنتی در زندان شاه بود. پس از آن، با تمام وجود به مجاهدین پیوست.
مجاهد شهید نصرالله مظهری هشتم آبان ۱۳۶۰، در مأموریتی در بروجرد با پاسداران خمینی درگیر و شهید شد. او در یکی از نامههایش نوشت: «بیشک ما با حکومتی درگیر هستیم که روی تمامی جنایتکاران تاریخ را سفید کرده است... در این راه با شهدا عهد میبندیم تا ریشه ظلم و ستم را برکنیم و مکتب و خلق را از اسارت خمینی پلید آزاد کنیم» عهدی که با خونش امضا شد و در هر قیامی جوانه میزنه.
در کوچههای سنقر، عطر ایمان جوانانی که به دیکتاتوری «نه» گفتند و جانشان را فدا کردند، هنوز میپیچد.
مجاهد شهید علی صمیمی، ۲۶ ساله، زندانهای شاه را دید و پس از انقلاب، با شور انقلابی به مجاهدین پیوست. شهریور ۱۳۶۰ در مأموریتی در سنقر دستگیر و به کرمانشاه منتقل شد. با آن که اثرات شکنجه هموار بر پیکرش بود اما در دادگاه، تنها از مواضع سازمان دفاع کرد. سرانجام ۱۶ آذر ۱۳۶۰، تیرباران شد – ستارهای در آسمان مبارزه.
مجاهد شهید هاجر نامور، ۲۷ ساله از سنقر، که سختیهای راه آزادی را شیرینتر از عسل میدانست. پس از انقلاب به مجاهدین پیوست. هاجر سرانجام در تلاش برای پیوستن به نیروهای رزمی سازمان در نوار مرزی در سال ۱۳۶۴ در مرز غرب کشور دستگیر شد. در زندان، پیشتاز اعتراضات بود و میگفت: «میدانم راه سختی است، اما سختیهایش برایم شیرینتر از عسل است.» او در قتلعام ۱۳۶۷ سربدار شد – و نمادی شد از پایداری زنان مجاهد.
مجاهد شهید معصومه امینی، ۲۵ ساله هوادار مجاهدین از سنقر، به جدیت در کار و تعهداتش معروف بود. ۱۳۶۳ در اسلامآباد دستگیر و به دیزلآباد و گوهردشت منتقل شد. پیشتاز اعتراضات بود و بارها شکنجه شد. در ۱۳۶۷ هنگامیکه ارتباطش با تشکیلات برادران لو رفت، فریاد میزد: «همه چیز لو رفته!» تا بقیه بتوانند مدارک را نابود کنند. سرانجام در قتلعام سال ۶۷ سربدار گردید – قهرمانی که تاریکی را شکافت.
مهدی امینی، ۲۱ ساله دانشجوی روانشناسی تبریز، سازماندهنده تظاهرات ضدشاه در ۱۳۵۷ بود. پس از انقلاب، میلیشای پرشور مجاهدین شد و در برابر چماقداران ایستاد. تیرماه ۱۳۶۰ در تبریز دستگیر و پس از شکنجه، شهریور همان سال تیرباران گردید – جوانی که رفت اما امید به آزادی را زنده نگه داشت.
در راهپیمایی بزرگ، طولانی و دشوار مجاهدین به سوی آزادی و برابری، سنقر شهدای بسیاری تقدیم آزادی کرده است: مجاهدین شهید حامد بنیعامریان، جواد باقری، بهزاد صیفوری، حامد ابراهیمی، علی ثامنی، محسن حدیدی، حامد کلانتری، ژاله مولائیان، بهمن رستمی، اسد ملکی، علی صیفوری، نریمان آذرافروز، نصرالله حسینی، وحید خشنودی، ابوالقاسم سالاری، منصور صمیمی، مصطفی عمرانی، غلامرضا مؤیدی، خسرو بنیعامریان، حجتالله نوری، رضا امینی، عزیز بنیعامریان، رضا بنیعامریان، اقبال بنیعامریان، شهید مجید با نام خانوادگی آجیلی یا کاویانی و شهدای دیگر که خونشان هزاران جوان قیامی و شورشی را برانگیخته. در ادامه این خونها، شهید قیام محمد حیدریان در قیام ۹۸ توسط رژیم به شهادت رسید – رودخانهای خروشان برای رهایی.
اما مردم سنقر قدرشناس این شهیدان و خانوادههای آنان هستن، وقتی حاج عباس امینی پدر و عموی چند مجاهد شهید، به دیدار رفیق اعلی شتافت، هزاران نفر از مردم شهر به احترامش جمع شدند و با وجود خفقان آخوندی نشون دادن که دلشون کجاس و به چه کسانی ایمان و اعتماد دارن.
این جنایات بدست کسانی انجام شده که هنوز هم در مسند قدرت و از کارگزاران رژیم هستن، امری که نشان میدهد رژیم آخوندی هرگز از اعدام و شکنجه و سرکوب دست برنخواهد داشت تا روزی که به دست پرتوان مردم و مقاومت ایران سرنگون و برای همیشه و تمامی آجرهای آن نابود شود.
دژخیم عبدالرضا مصری نقش فعالی در بازجویی و شکنجه زندانیان سیاسی داشت، او که پیش از انقلاب یک نوحهخوان دونپایه بود، پس از شرکت در جنایات این رژیم به مدارج بالای حکومتی رسید، در دولت پاسدار احمدینژاد به وزارت تعاون رسید، و مدتی هم عضو هیأت رئیسه مجلس آخوندی شد و اکنون همچنان یکی از اعضای مجلس ارتجاع است.
جنایتکار دیگر، احمدرضا نوریان است، لمپن خشن و بددهنی که در شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی حضور داشت و بعدها به یکی از مهرههای بالای نیروی جنایتکار انتظامی تبدیل شد.
دژخیم بهران نوروزی معروف به حاجی بهرام از دیگر جنایتکارانی است که کارش تعقیب و شناسایی مخالفان سیاسی بود، این پاسدار جنایتکار در استانهای مختلف جنایات بیشماری انجام داده و الان از فرماندههان نیروی انتظامی است.
جنایات رژیم ادامه دارد، و خامنهای حتی از مزار شهیدان هم در هراس است و به همین علت تلاش میکند آثار جرم و جنایت خودش و رژیمش را از بین ببرد، که همین عمل هم خودش یک جرم مشخص و قابل پیگیرد است.
یکی از محلهای اصلی دفن جمعی اعدام شدگان مجاهد و مبارز، قبرستان باغ فردوس در غرب شهر کرمانشاه است؛ جایی که رژیم لعنت شده و جنایتکار نام «لعنتآباد» روی آن گذاشته است.
بهگفتهی شاهدان، اجساد اعدامشدگان در کنار قطعهی ۳ و در محل فعلی قطعهی ۵۷ دفن شدهاست. امروز در همین بخش، متوفیان عادی از دهههای ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ نیز به خاک سپرده شدهاند، و در نتیجه رژیم نشانههای اولیه را از میان برده است.
یکی دیگر از گورهای جمعی در اسلامآباد، ابتدای حسنآباد، زیر قهوهخانه و محل ترمینال فعلی حسنآباد است که به گفته شاهدان همان شب اعدام جمعی زندانیان، زمین را با بولدوزر کَندند و اجساد را همان شب در آنجا دفن کردند. در این محل دست کم ۲۰۰ مجاهد دفن شدهاند.
رژیم نتونسته موج پیوستن جوونا به مجاهدین و کانونهای شورشی رو متوقف کنه گسترش کانونهای شورشی در زیر سایه اختناق و اعدام و شکنجه، نشون میده که اعدام دیگه کارساز نیست؛ فقط محکومیت جهانی برای رژیم به دنبال داره. میتونیم این نقض حقوق بشر رو به طناب دار رژیم تبدیل کنیم! درود به همه مبارزان راه آزادی و به امید پیروزی مردم ایران، خدانگهدار!
