موج نو ـ قسمت یازدهم ـ شیطان‌سازی‌های رژیم علیه قیام‌آفرینان و مجاهدین

۱۴۰۴/۱۱/۴

نگاهی گذرا به برنامه‌های صداوسیمای رژیم آخوندی نشان می‌دهد که هم‌زمان با قطع اینترنت، این رسانه با پخش برنامه‌ها و نمایش‌هایی سطحی و بعضاً آزاردهنده، تلاش دارد فضای افکار عمومی را به‌گونه‌ای خاص جهت‌دهی کند. نکته قابل‌توجه آن است که در سناریوهای ارائه‌شده، هیچ‌گونه نوآوری یا خلاقیتی مشاهده نمی‌شود و همان روایت‌های تکراری و کلیشه‌ای بار دیگر به مخاطبان عرضه می‌گردد.

برای نمونه، در یکی از این برنامه‌ها فردی مقابل دوربین حاضر می‌شود و مدعی می‌گردد که معترضان به برادر بی‌گناه او شلیک کرده‌اند. پس از پخش کوتاه یک کلیپ، روایت بدون ارائه سند معتبر رها می‌شود. در نمونه‌ای دیگر، فردی که خود را پیک موتوری معرفی می‌کند، ادعا می‌کند که بازداشت و مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته است، اما در ادامه ناخواسته نشانه‌هایی بروز می‌دهد که وابستگی او به نهادهای حاکمیتی را آشکار می‌سازد.

در روزهای اخیر، حجم گسترده‌ای از اتهامات علیه مردم و جوانان معترض مطرح شده است. برخی رسانه‌ها آنان را به شیطان‌پرستی متهم می‌کنند، برخی دیگر مدعی می‌شوند قصد تخریب اماکن مذهبی وجود داشته و گروهی نیز مصرف مواد مخدر را به معترضان نسبت می‌دهند.

هدف از تکرار این سناریوهای نخ‌نما چیست و حاکمیت از این روایت‌سازی‌ها چه می‌خواهد؟ پاسخ روشن است: تلاش برای تطهیر خشونت اعمال‌شده و مشروع جلوه‌دادن سرکوب و کشتار. این تنها یک سوی ماجراست؛ سوی دیگر، ایجاد هراس در میان معترضان و تضعیف روحیه آنان از طریق تبلیغات، فضاسازی و تحریف واقعیت است. با این حال، چنین تلاشی ناکام خواهد ماند، چرا که جامعه ایران سال‌هاست از این شیوه‌ها عبور کرده است.

این ادعا که مردم ایران این روش‌ها را پشت سر گذاشته‌اند، صرفاً یک شعار یا رجزخوانی نیست، بلکه مبتنی بر تجربه تاریخی است. برای اثبات این موضوع، می‌توان به وقایع ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بازگشت؛ روزی که تظاهرات گسترده مردم با خشونت سرکوب شد، شمار زیادی از جوانان در خیابان‌ها جان باختند و پس از آن موجی از اعدام‌ها آغاز گردید.

از همان تاریخ، روندی از کشتار و سرکوب شکل گرفت که تا امروز ادامه یافته است. تنها در سال ۱۳۶۷، حدود سی هزار زندانی سیاسی اعدام شدند که بخش عمده آنان از اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند. همان اتهاماتی که امروز علیه معترضان مطرح می‌شود، طی دهه‌ها علیه این گروه نیز تکرار شده است: از یک‌سو سرکوب و حذف فیزیکی، و از سوی دیگر، شیطان‌سازی، وارونه‌نمایی واقعیت و تولید مستمر دروغ.

نمونه‌های فراوانی از این روایت‌سازی‌ها در رسانه‌های رسمی و پرونده‌سازی‌های قضایی قابل مشاهده است؛ از ادعاهای مربوط به مثله‌کردن اجساد، قتل کودکان، یا نسبت‌دادن مصرف مشروبات الکلی و رفتارهای غیرانسانی. این اتهامات طی بیش از چهار دهه بارها تکرار شده و امروز نیز در قالب دادگاه‌ها و اسناد ادعایی جعلی بازتولید می‌شود.

در همین فضا، یکی از هم‌وطنان پس از مشاهده این تبلیغات و موج شیطان‌سازی، نامه‌ای نوشته است که خواندن آن قابل تأمل است. نویسنده با اشاره به تجربه کشتار اخیر، از درک عمیق‌تری نسبت به رنجی که مجاهدین طی ۴۵ سال متحمل شده‌اند سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که جامعه امروز، نه‌تنها در عرصه کنش، بلکه در لایه‌های عمیق روان جمعی، به این درک مشترک رسیده است که چگونه ممکن است یک جریان هم‌زمان قربانی قتل‌عام، تهمت، دروغ و شیطان‌سازی شود.

در برابر این حجم از اتهام و تحریف، موضع مجاهدین از آغاز روشن بوده است؛ بیانی شاعرانه و نمادین که بر ایستادگی در برابر سرکوب و بی‌هراسی از حذف و تخریب تأکید دارد و بیانگر این واقعیت است که اگر ترس از چنین فشارهایی وجود داشت، اساساً این مسیر انتخاب نمی‌شد.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط