موج نو ـ قسمت سیزدهم ـ فاشیسم

۱۴۰۴/۱۱/۱۱

این برنامه با طرح یک پرسش اساسی آغاز می‌شود: چرا شعار «جاوید شاه» شعاری فاشیستی است؟ پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی مفهوم فاشیسم و زمینه‌های تاریخی و اجتماعی شکل‌گیری آن است.

برای ورود به بحث، ابتدا به ریشه تاریخی واژه فاشیسم اشاره می‌شود. در روم باستان، به دسته‌ای از تبرها که نماد قدرت و اقتدار بودند «فاسکیس» گفته می‌شد. این ابزارها توسط گروهی از افراد وابسته به گارد حمل می‌شدند که عملاً نقش بازوی قهری قدرت را ایفا می‌کردند. بعدها بنیتو موسولینی با الهام از این پیشینه تاریخی، جنبش فاشیسم ملی را در ایتالیا بنیان نهاد.

فاشیسم پدیده‌ای است که معمولاً در شرایط بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی ظهور می‌کند. گئورگی دیمیتروف، سیاست‌مدار و نظریه‌پرداز بلغاری، فاشیسم را محصول بحران شدید نظام سرمایه‌داری می‌داند. به‌زعم او، در چنین شرایطی نظام سرمایه‌داری برای حفظ بقای خود، به استقرار نوعی دیکتاتوری آشکار، سرکوبگر و تروریستی متوسل می‌شود و برای اعمال قدرت از عناصر اوباش‌گونه و اقشار فرودست و بی‌هویت جامعه بهره می‌گیرد. نمونه تاریخی این وضعیت را می‌توان در آلمان نازی مشاهده کرد؛ جایی که هیتلر با استقرار یک دیکتاتوری خشن، به‌طور موقت برخی اصلاحات اقتصادی را پیش برد، اما این نظام به‌سرعت دچار فروپاشی شد. در آن دوره، شعار «هایل هیتلر» به‌عنوان نمادی از ستایش رهبر و قدرت مطلق او رواج داشت.

علاوه بر تعریف اقتصادی، فاشیسم از منظر جامعه‌شناختی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. آنتونیو گرامشی، متفکر ایتالیایی، فاشیسم را پدیده‌ای می‌داند که در شرایطی ظهور می‌کند که نظم کهنه در حال فروپاشی است، اما نظم نو هنوز توانایی شکل‌گیری و استقرار ندارد. همچنین فدریکو فلینی، کارگردان برجسته ایتالیایی که تجربه زیسته‌ای از دوران فاشیسم داشت، این پدیده را به‌عنوان نظامی توصیف می‌کند که در آن اراده فرد حاکم، یگانه معیار حقیقت تلقی می‌شود و دیگران موظف به اطاعت بی‌چون‌وچرا هستند.

دیمیتروف در تعریف آکادمیک خود، فاشیسم را «دیکتاتوری آشکار و تروریستی ارتجاعی‌ترین و شوونیستی‌ترین بخش‌های سرمایه مالی» می‌نامد. این تعریف را می‌توان از خلال ویژگی‌های عینی فاشیسم بهتر درک کرد. یکی از مهم‌ترین این ویژگی‌ها، گذشته‌پرستی افراطی و نوستالژی کور است؛ فاشیسم همواره می‌کوشد تصویری اغراق‌آمیز و اسطوره‌ای از عظمت گذشته بسازد و این توهم را القا کند که بازگشت به آن گذشته، راه‌حل مشکلات امروز است. در این چارچوب، برتری قومی، نژادی یا تاریخی به‌عنوان مبنای هویت جمعی تبلیغ می‌شود.

پایگاه اجتماعی این تفکر غالباً در میان اقشار لمپن و بی‌هویت جامعه شکل می‌گیرد؛ گروه‌هایی که از حداقل آگاهی تاریخی، سیاسی و اجتماعی برخوردارند و از مطالعه، تحقیق و پرسشگری بی‌نیاز می‌پندارند. در این نگاه، افتخار نه به آگاهی و خرد، بلکه به قدمت پادشاهی، گستره سرزمینی گذشته و روایت‌های اسطوره‌ای نسبت داده می‌شود، بی‌آنکه ماهیت واقعی آن نظام‌ها یا کارنامه تاریخی حاکمان مورد نقد قرار گیرد.

از دیگر ویژگی‌های برجسته فاشیسم، برخوردهای افراطی، خشونت‌بار و سرکوبگرانه با هرگونه تفاوت فکری و سلیقه‌ای است. فحاشی، حذف نمادین یا فیزیکی مخالفان، و رفتارهای مبتذل و خشن در عرصه عمومی و شبکه‌های اجتماعی، از نشانه‌های بارز این تفکر به‌شمار می‌رود. چنین رفتارهایی را می‌توان در حملات سازمان‌یافته به تجمعات و فعالیت‌های مخالفان مشاهده کرد که نمونه‌های روشنی برای مطالعه و تحلیل فاشیسم معاصر محسوب می‌شوند.

با وجود تمام این ویژگی‌ها، فاشیسم یک نقطه ضعف اساسی نیز دارد و آن ترس عمیق و وابستگی شدید آن به موازنه قواست. هرگاه نیروی آگاه و سازمان‌یافته اجتماعی با اتکا به آگاهی عمومی و مشارکت مردمی قدرت بگیرد، فاشیسم توان ایستادگی ندارد و همانند برف در برابر آفتاب فرو می‌ریزد؛ به‌گونه‌ای که گویی از ابتدا وجود نداشته است

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط