بخوان بنام گل سرخ ـ شماره۹۹ ـ مجاهدین شهید نسترن و اسفندیار هدایتی فیروزآبادی

بخوان به نام گل سرخ در رواق سکوت، که موج و اوج طنینش ز دشت ها گذرد

مجاهد شهید نسترن هدایتی در خرداد ۱۳۳۷ در شیراز بدنیا آمد، و پس پایان دوران دبیرستان در سال ۵۵ در رشته عمران ملی دانشگاه شیراز پذیرفته شد، او در انقلاب ضدسلطنتی برای پیروزی انقلاب تلاش و فعالیت بسیار کرد.

پس از پیروزی انقلاب با مشاهدهٔ دجالگریهای خمینی و دار و دسته‌اش، روش سازمان مجاهدین و راه و رسم انقلابی آنرا را برگزید، و در اردیبهشت ۵۸ به‌صورت حرفه‌یی به سازمان مجاهدین پیوست.

نسترن پس از پیوستن به سازمان لحظه‌ای از تلاش در افشای رژیم خمینی باز نایستاد، و در انجام مسئولیت‌های سازمانی نیز یکپارچه شور و شوق بود و آرام و قرار نداشت.

او زندگیش را وقف آگاه کردن مردم نسبت به دجالگریهای خمینی و رژیمش کرد، فروختن نشریه، توزیع اعلامیه‌، مصاحبه با اقشار مردم و تهیهٔ گزارشهای خبری، سازماندهی تظاهرات، کمک به مجروحان و مصدومین، جمع‌آوری کمکهای مالی برای سازمان، تشکیل جلسات بحث و گفتگو، رسیدگی به خانوادهٔ شهدا و... از جمله فعالیت‌های انقلابی او بود.

نسترن سال آخر دانشگاه بود اما چون کودتای فرهنگی رژیم در دانشگاهها پیش آمد نتوانست مدرک لیسانس را بگیرد، و از آن پس به‌طور حرفه‌یی در رابطه با سازمان فعال بود.

پس از ۳۰خرداد سال۶۰ نیز وی در ارتباط با سازمان فعالیت می‌کرد، سرانجام شب سوم دیماه سال۱۳۶۰ پاسداران خمینی به خانه‌اش ریختند و او را در بستر بیماری دستگیر و به زندان سپاه بردند.

آنها در جواب مادرش که پرسید دخترم مریض است او را کجا می‌برید؟، وقیحانه پاسخ دادند «مهم نیست. باید او را ببریم. مختصر توضیحاتی است که باید بدهد. فردا او را بر می‌گردانیم». اما روز برگرداندن او هرگز از راه نرسید!

نسترن در زندان هم پرجوش و خروش بود و تشکیلات راه انداخت، در رابطه با فعالیت‌های او یکی از خواهران مجاهد همرزم و همبند نسترن نقل می‌کند: «نسترن شروع به راه‌انداختن تشکیلات در زندان کرد. به این ترتیب اخبار و اطلاعات را با سایر بندها تبادل می‌کردیم و نسترن در موضع فرمانده با گلدوزی و بافتنی اطلاعات زندان را به خارج از زندان می‌داد از جمله اسامی شکنجه‌گران و پاسداران زندانبان!

در یکی از این موارد به ما مشکوک شدند و بعد از مراقبتهای شدید، سرنخ فعالیت‌های تشکیلاتی داخل زندان را کشف کردند، و بعد از آن نسترن را به سلول انفرادی منتقل کرده و زیر شکنجه‌های شدید بردند».

پس از لو رفتن تشکیلات در زندان و مشخص شدن نقش نسترن در آن، این شیرزن مجاهد خلق تحت شکنجه‌های وحشیانه دژخیمان قرار گرفت و روز ۷تیر سال۱۳۶۲ مصادف با شب ۱۹ماه رمضان، دژخیمان هنگام افطار نسترن را با زبان روزه و قبل از آن‌که بگذارند افطار کند، به همراه تعداد دیگری از مجاهدان برای اعدام بردند.

جلادان، این مجاهدان را با سیمهای خاردار و بیل مکانیکی و بولدوزر به‌شهادت رسانده و همان شب به گورستان دارالرحمه شیراز برده و در چاله‌هایی که از پیش کنده بودند دفن کردند.

کارگر غسالخانهٔ گورستان که آن شب بالای سر شهدا حضور داشت از خاطرات تلخ آن شب تعریف می‌کرد و می‌گفت: «وقتی یکی از دختران مجاهد را داخل قبر گذاشتند به هوش آمد.

ظاهراً سیم خاردار که به گردنش پیچیده بودند کارگر نیفتاده و فقط خفگی موقت ایجاد کرده بود، وقتی به هوش آمد بلند شد تا فرار کند اما پاسداران او را مجدداً دستگیر کردند.

سردستهٔ آنها گفت از آنجایی که این اطراف محلهای مسکونی است، صدای تیر باعث ازدحام مردم می‌شود، او را سوار ماشین کردند و به بیابانهای اطراف بردند و بعد از زدن تیر خلاص جنازه‌اش را برگرداند و در گودال انداختند».

 

مجاهد شهید اسفندیار هدایتی در اسفندماه سال۱۳۴۴ در شیراز به دنیا آمد، او هنرجوی رشته مکانیک هنرستان فنی طالقانی بود و از سال۵۸ هوادارِ سازمان مجاهدین شد و در هیأت میلیشیایی پرشور به فعالیت پرداخت.

به‌دلیل این فعالیت‌ها در سال۶۰ پس از چند توبیخ‌نامهٔ کتبی از هنرستان اخراج شد و سپس دستگیر گردید، اما با تلاشهای خانواده آزاد شد و از آنجایی که تحت تعقیب بود از شیراز به اراک رفت.

اسفندیار در شهریور ۶۱ به شیراز بازگشت و با چند تن از دوستان خود یک هستهٔ مقاومت را تشکیل و مأموریت‌های انقلابی را انجام داد، وی در ساعت ۶.۵ بعدازظهر روز ۱۸مهر ۱۳۶۱ در یک درگیری و جنگ و گریز خیابانی با مزدوران سپاه پاسداران در حالی‌که شعار مرگ بر خمینی و درود بر رجوی سر میداد دستگیر شد. مزدوران آن‌قدر او را کتک زدند که بیهوش بر زمین افتاد و سپس مزدوری سه گلولهٔ کلت به قلب اسفندیار شلیک کرد و قلب پر تپش او از حرکت باز ایستاد.

مزدوران پیکر اسفندیار را تحویل پزشکی قانونی داده و گزارش جعلی تهیه کردند که این جوان گمنام در تصادفی کشته شده و هویت او معلوم نیست. پس از ۲۴روز دربدری و سرگردانی خانواده، سپاه پس از دریافت مبلغ ۱۶۰۰تومان به‌عنوان حق تیر مزار اسفندیار را به خانواده‌اش نشان داد.

محل قبر تلی از خاک بود و زمانی که خانواده آنرا سیمان‌کاری کردند مزدوران سپاه مجدداً مزار آن شهید راخراب کردند. خواهر مجاهدش نسترن هدایتی نیز در سال۶۲ توسط مزدوران خمینی در زندان شیراز حلق‌آویز شد و به‌شهادت رسید.

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط