خروشی ماندگار ـ در امتداد جنگل سبز ـ قسمت دوم

گزارشی از برگزاری گردهمایی بزرگ مجاهدین در شهر رشت

گزیده سخنرانی مسعود رجوی در میتینگ رشت ۱۴اسفند ۱۳۵۸

مسعود رجوی - میرزا در آرمانش ذوب شد

ولی با این همه در پی آرمان مردم و آرمان آزادی در مقابل هر توفانی سینه سپر می‌کرد. راستی در تاریخچه چه بد نوشته‌اند که سردار ما در برف‌ها یخ زد. نه، نه، آنها البته می‌خواستند سردار یخ بزند. ولی میرزای ما که یخ نزد. او در آرمانش ذوب شد و در رگ‌ها و قلب‌های تک‌تک ما جاری شد.

مگر ندیدیم که سردار جنگل با همان سلاح و با همان عزم آهنین هر وقت لازم شد از قلب گیلان دوباره به‌پا خاست، دوباره برخاست. آمد در تمام شهرها و روستاها و پیام جنگل سبز را که همان سرود سرخ رهایی است توده‌گیر کرد.
پس چه کسی گفت که میرزا یخ زد، نه اون همین ‌جاست. در دل تک‌تک ما و همین الآن دارد می‌تپد. خودش در آخرین نامه‌اش به تاریخ پنجم عقرب سال ۱۳۰۰ یعنی ۵۸سال پیش این‌طور نوشته بود: 
«اکنون منتظرند روزگاری را ببینند که از جمعیت ما اثری در میان نباشد. اما وقتی از افکار و انتظارات‌شان نتایج تلخ مشاهده کردند، آن وقت است که ندامت حاصل کنند و قدر و منزلت ما را خواهند یافت. ولی آقای من امروز دشمنان‌مان ما را دزد و غارتگر خطاب می‌کنند و حال آن که هیچ قدمی جز در راه آسایش و حفاظت مال و ناموس مردم برنداشته‌اید. ما این اتهامات را می‌شنویم و حکمیت را به خداوند قادر و حاکم علی‌الطلاق واگذار می‌کنیم.»

و امروز ما همان نتایج تلخ هستیم. تلخ به دهان دشمنان خدا و خلق و شیرین در ذائقه سردار. آخر ما همان نسلی هستیم که تفنگ و آرمان سردار را به دوش کشیدم. نسلی که در آرمان و تفنگ سردار زنده شدیم و باز هم او در ما زنده خواهد شد. علیه ستمگرها دزدان شرافت و دزدان حاصل کار مردم. تیمورتاش‌ها که در همین جا والی حاکم بودند، رضاخان‌ها و حاکم‌ها و والی‌های دزد و چپاول‌گر و غارت‌گر دیگر.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط