کنفرانس در پارلمان ایتالیا بحران ایران: راه‌حل دموکراتیک برای آینده - جولیو ترتزی

سناتور جولیو ترتزی: مریم رجوی امید است. او «یقین و اطمینان» همه زنان و مردان ایران است

در سال ۱۳۶۷ با فتوای خمینی، ۳۰ هزار نفر قتل‌عام شدند و این روند تا به امروز از طریق شبکه‌یی از سفارتخانه‌ها در سراسر جهان که به‌عنوان پایگاههایی برای عملیات تروریستی عمل می‌کنند ادامه دارد

ما مدیون مجاهدین خلق و فعالیت‌های بزرگ آنان هستیم. مدیون آموزه و الگویی از شجاعت و درس شفافیت بزرگی. درباره چگونگی تدوین یک سیاست خارجی و امنیتی که قادر باشد. مانع از گسترش این هیولای خشونت، توتالیتاریسم و سلطه‌جویی شود

جولیو ترتزی رئیس کمیسیون سیاست‌های اروپایی سنای ایتالیا، وزیر خارجه ۲۰۱۳-۲۰۱۱

صحبت کردن پس از رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، مایه افتخار و هیجان بزرگی است. و این احساس به‌مراتب قوی‌تر می‌شود، به‌ویژه پس از شنیدن توضیحات و فراخوان او.

چنین موضع سیاسی بی‌نقص معاون رئیس پارلمان، آقای فابیو رامپلی، و سخنان بانی و برگزار کننده این نشست؛ نشستی با حضور شخصیت‌های برجسته که در این پنل حضور دارند و اطمینان دارم در ادامه بحث نیز سخن خواهند گفت. و من دوستان دیرینه‌ای از مقاومت را می‌بینم؛ دوستداران ایران واقعی، کشوری که باید مهد بزرگ دموکراسی و آزادی باشد؛ کشوری غنی از سنتی فوق‌العاده و هویت تاریخی که نمی‌تواند توسط جنایتکارانی که اکنون بر آن حکومت می‌کنند، نابود و لگدمال شود.

این یک امتیاز بزرگ است که دقیقاً در این لحظه، پس از سخنان خانم مریم رجوی و رئیس رامپلی صحبت می‌کنم. چرا که آقای رامپلی تصویری بسیار پویا و در عین‌حال شورانگیز از فعالیت‌های پارلمان ایتالیا، نهادهای اروپایی و کمیسیون‌ها ترسیم کردند. ایشان به کمیسیون سوم، سایر کمیسیونهای سنا و کمیسیونهای مجلس نمایندگان اشاره کردند که به این موضوعات می‌پردازند؛ و مایلم به‌ویژه از کمیسیون حقوق‌بشر نام ببرم که امروز صبح افتخار میزبانی از خانم مریم رجوی را داشت و مباحث مهمی در آن مطرح شد.

پیش از هر چیز می‌خواهم از رئیس‌جمهور رجوی برای حضورشان در اینجا و برای سخنانشان تشکر کنم؛ و برای این‌که ایشان همان چیزی هستند که خانم نایکه گروپونی به‌درستی در سخنرانی زیبای خود گفتند: ایشان امید همه زنان و مردان ایران هستند، و نایکه عزیز، اگر اجازه دهی یک پی نویس کوچک اضافه کنم، باید بگویم مریم رجوی «یقین و اطمینان» همه زنان و مردان ایران است.

و معتقدم آنچه مریم رجوی گفت، نوری است که بار دیگر با قدرت بر تاریکیِ چیره شده از سال‌های ۷۹-۸۰ (۱۳۵۷-۱۳۵۸) می‌تابد؛ تاریکی‌ای که درست زمانی سایه افکند که با سقوط شاه، شعله نیرومند دیگری از دموکراسی و آزادی در انتهای تونل در حال افروخته شدن بود—رژیمی که آن هم از بسیاری جهات، حکومتی منفور و جنایتکار بود. بیایید حقیقت تاریخی را بگوییم؛ آن‌گونه نیست که پسر شاه در مصاحبه‌های تلویزیونی‌اش می‌گوید وقتی از او می‌پرسند: «میراث پدرتان برای کشورش چه بود؟» و پسر شاه مرتباً تکرار می‌کند—او این را دو یا سه بار تکرار کرده و اخیراً در پارلمان آمستردام نیز هنگام تکرار آن هو شد و مورد تمسخر قرار گرفت—که می‌گوید: «آه، من درباره این مسائل صحبت نمی‌کنم چون فقط تاریخ می‌تواند درباره آن قضاوت کند». این تا حدی نگرش ذهنی پادشاهی است که می‌خواهد با نشانهای اشرافیِ خودساخته دوباره خود را مطرح کند، در حالی که قطعاً در حد و اندازه‌ای نیست که بتواند مظهر آزادیخواهی، قدرت و اراده ملت ایران برای حرکت به جلو باشد؛ اراده‌ای که مریم رجوی نماینده آن است.

به همین دلیل است که می‌خواهم به رئیس‌جمهور رجوی بگویم چقدر از ایشان سپاسگزارم. و معتقدم بسیاری از ما—همان‌طور که از تشویق‌های پرشور شما در بخش‌هایی از سخنان ایشان دیدم—و امیدوارم همه ما، از ایشان برای یک موضوع مشخص و ویژه سپاسگزار باشیم؛ موضوعی که در سخنان قبلی آقای رامپلی و خانم گروپونی نیز مطرح شد، اما خود ایشان به‌طور خاص بر آن تأکید کردند.

اروپا باید قوی باشد، باید شجاعت داشته باشد، باید از قطعیت سیاسی برخوردار باشد و باید اصول راهنمای مشخصی داشته باشد تا درک کند ایران در طول این سال‌ها، از سال ۱۹۷۹ تا امروز، چه بوده و در مقابل، چطور روزبه‌روز بدتر و مخرب‌تر شده است؛ نه تنها به‌دلیل فجایعی که در خاورمیانه در حال رخ دادن است پیامدهای آن حتی به اقتصاد جهانی نیز سرایت کرده است. تا جایی که توانایی مردم برای مقابله با فاجعه فقر غذایی رو به افزایش در بسیاری از مناطق جهان را تحت تأثیر قرار داده است. این وضعیت به سبب آن چیزی است که معادل قدرت دو بمب اتمی در تنگه هرمز و باب‌المندب توصیف می‌شود.

فاجعه‌ای ناشی از بستن شریانهای اصلی تأمین کالا، زنجیره‌های غذایی و ظرفیت تأمین انرژی برای کار، کشاورزی و حمایت از مردم در سراسر جهان، به‌ویژه در فقیرترین کشورها؛ بله، این سیمای ایرانِ امروز است.

ایرانی با ماهیت بنیادگرایی اسلامی، از طریق جنگ‌افروزی و تداوم بخشیدن به جنگ‌ها برای بقا در قدرت. این ایران به فاجعه‌یی برای جهان تبدیل شده است. ما داریم هزینه آن را می‌پردازیم و اروپا هنوز باید به این باور قطعی برسد که هیچ راهی برای «مماشات» با این جنایتکاران وجود ندارد.

هیچ مماشاتی وجود ندارد، همان‌طور که وزیر امور خارجه بزرگ، جورج شولتز می‌گفت: «مذاکره، اگر سایه قدرت بر میز گفتگو سنگینی نکند، تنها واژه‌ای مؤدبانه برای تسلیم است».

اروپا به بسیاری از ناظران—که من نیز یکی از آنها هستم—این برداشت را داده است که گویی همه چیز را می‌توان همواره با تلاش، اصرار و حتی التماس برای ادامه گفتگو حل کرد؛ آن هم با رژیمی که از گفتگو صرفاً برای زمان خریدن، به تأخیر انداختن امور، تسلیح خود و ادامه کشتار صدها هزار مخالف سیاسی استفاده می‌کند. بیایید فراموش نکنیم که در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸)، با فتوای خمینی، ۳۰ هزار نفر تنها در عرض چند هفته قتل‌عام شدند.

و این روند تا به امروز نیز از طریق شبکه‌یی از سفارتخانه‌ها در سراسر جهان که به‌عنوان پایگاههایی برای عملیات تروریستی عمل می‌کنند، ادامه دارد. مایلم پرونده‌یی را یادآوری کنم که پیش از این نیز در همین‌جا به آن اشاره کردم، اما یادآوری آن ضروری است: این‌که سیاست خارجی ایران از ابزار تروریسم نیز استفاده می‌کند و دیپلمات‌های ایرانی. بیایید اسدالله اسدی را به یاد آوریم؛ دیپلمات سفارت ایران در وین که به ویلپنت فرستاده شد، جایی که گردهمایی بزرگ مجاهدین خلق برگزار می‌شد و بسیاری از ما از جمله برخی از حاضران در این سالن نیز در آنجا حضور داشتیم. آنها این تروریست را که یک دیپلمات رسمی و سرکرده یک شبکه تروریستی بود، فرستاده بودند تا آن سالن بزرگ با حضور ۶۰ هزار نفر و دهها هیأت خارجی را منفجر کند.

این را می‌گویم چون باید درک کرد که بله، سفارتخانه‌ها کارکرد خود را دارند، اما ما نمی‌توانیم هیچ‌گونه فشاری از سوی سفارتهای ایران بر کشورهایمان و بر کشورهای اروپایی را بپذیریم. به‌عنوان مثال، در فرانسه شاهد ماجرایی بودیم که ناظران و کسانی که واقع‌بینانه مسائل را تحلیل می‌کنند، آن را مستقیماً به فشارها نسبت می‌دهند: لغو تظاهرات مهم شورای ملی مقاومت در پاریس که بدون شک ناشی از یک تماس تلفنی یا فشار از سوی سفارت ایران بوده است.

ما نمی‌توانیم سانسور از سوی کشورهای بیگانه را در قلمرو آزاد و کشورهای آزاد خود بپذیریم. ما حتی از سوی خودمان نیز سانسور را قبول نمی‌کنیم؛ در کشورهای ما سانسوری وجود ندارد، نمایندگان منتخب ما در اینجا حضور دارند و واژه سانسور در فرهنگ ما معنایی ندارد و مطرود است؛ پس به هیچ‌وجه نمی‌توانیم آن را از سوی کسانی بپذیریم که نه به ملت ما تعلق دارند و نه به حاکمیت قانون ما پایبندند.

می‌خواستم این نکات را به شما بگویم زیرا در ورای تشکر از خانم رجوی—که می‌خواهم با آن این یادداشت‌های پراکنده برخاسته از شنیدن سه سخنرانی پیشین را به پایان برسانم—معتقدم ما مدیون مجاهدین خلق و فعالیت‌های بزرگ آنان هستیم؛ مدیون آموزه و الگویی از شجاعت. و هم‌چنین مدیون درس شفافیت بزرگی درباره چگونگی تدوین یک سیاست خارجی و امنیتی که قادر باشد مانع از گسترش این هیولای خشونت، توتالیتاریسم و سلطه‌جویی که رژیم در کشورهای لبنان و سوریه و عراق و یمن و کشورهای خلیج‌فارس و اکنون حتی می خواهد بیش از بیش گسترش پیدا کند

بنابراین، سیاست خارجی اروپا و کشورهای اروپایی باید سیاستی باشد که واقعیت را همان‌گونه که هست ببیند؛ تاریخ یک رژیم و ماهیت واقعی کارگزاران آن را بشناسد، و بتواند از ملتی اصیل و زیبا الگو بگیرد. اشاره به «ماتزینی» تنها گویای باور ملتی است که می‌آفریند و می‌خواهد آزاد باشد و رسالتی مشترک در تلاش برای اثبات ملت خود دارد.

این است معنای شجاعت، فداکاری، امید به آینده و یقین به صلح و امنیتی که همه ملت‌های ما به‌دنبال آن هستند و مریم رجوی امروز آن را به ما نوید می‌دهد.

سپاسگزارم.

لینک‌های مرتبط:

ایتالیا ـ سخنرانی خانم مریم رجوی در کنفرانس: ایران فراتر از جنگ، قدرت مردم به‌عنوان راه‌حل | سیمای آزادی

خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران در اجلاس رسمی کمیسیون حقوق‌بشر سنای ایتالیا | سیمای آزادی

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط