کامنت ـ پیامده اتوماتیک کینگ مجتبی قاطی کرده ـ پیک شادی
۱۴۰۵/۵/۱
برنامه طنز سیاسی «پیک شادی»
مهران: این هفته پیامده اتوماتیک مجتبی قاطی کرده بود، همینطوری پیام میداد بیرون... خب باباتو چال کردی، یه پیام دادی دیگه تموم دیگه! پیام دوم چی بود؟ جریان چیه بابک؟ برای هر مرحله از دفن باباش باید پیام میداد؟ بیرون آوردن از فریزر یک پیام... گذاشتن تو تابوت یک پیام... چه خبره آقاجان؟! چه خبره آقاجون؟
بابک: آهااااااان... الآن برات میگم چه خبره... این داستانو باید گام به گام بریم. من هم دستگاه کامنتده اتوماتیکم رو روشن میکنم تا بگم داستان چیه. تو اول بگو پیام اولش چی بود؟
مهران: اولیش این بود که نفسکش طلبید و انتقام انتقام کرد و گفت تا انتقام بابای ملعونمو نگیرم... نعلینهامو در نمیارم و خلاصه از این هارت و پورتا:
«عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد.»
بابک: پیام اولش... مثل حرفای سر شب لاتها بود... باباشو که چال کردن... زرشکیان و قالیباف و شعام و اینا رفتن سراغش گفتن سیستم سرمایش تونل شما قطعه؟ چون نفست از جای گرم بلند میشه... بابا انتقام انتقام چیه راه اندختی؟ نفست از جای گرم بلند میشه ها... تو نظام، سنگ صاحبشو نمیشناسه. پزشکیان و شعام رو میخوان محاکمه کنن... بعد اینو گذاشتن جلوش... بیا بخون...
مهران : فراخوان مردمی ملت مبعوث شده از سراسر کشور؛ محاکمه رئیس جمهور و اعضای عام... عجب بابا...
بابک: بعد از اون طرف بسیجیا پویش عزل پزشکیان رو راه انداختن... ایناها...
مهران: اینجاس که باید گفت مارادونا رو ول کن، غضنفرو بچسب... عجب وفاقی!
بابک: صبر داشته باش... حجاببانها هم حجاببانی رو ول کردن، یقه قالیباف رو گرفتن... قالیباف هم گفته بابا حجاب من که مشکلی نداره! روشن شدی مهران یا به قول دکتر بزنبهادر روشنت کنم؟! یاد مسعود عزیز... گرامی... خب... مهران روشن شد؟
مهران: حالا فهمیدم چرا پیام دوم رو داد و توش هی درباره صیانت از وحدت و این حرفا گفت:
«صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع، اختلافات سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی وظیفهای همگانیست و البته نقش مسئولان و عناصر دلسوز و دلباخته انقلاب و امام و رهبر شهید در انسجام و یکپارچگی کشور مهمتر و حساستر است.»
مهران: ولی هنوز یه نقاط تاریکی داره این داستان...
بابک: چیه نقاط تاریکش؟
مهران: چرا هیچ اسمی از پزشکیان و قالیباف و اینا نیاورد؟ یه اسمی از رئیس جمهور نیاورد؟ فقط خیلی کلی گفت مسئولان و سران قوا و تمام... اما از اون طرف تا دلت بخواد برای پایداریچیها مایه گذاشت و دلسوز و این حرفا براشون ردیف کرد... ببین:
«ممکن است کسانی با اخلاص تمام و از سر خیرخواهی انتقاداتی نسبت به عملکرد بعضی از مسئولین داشته باشند. به نظر بنده در عین اینکه این اهتمام و نگرانی ایشان برای نظام همچون اشخاص خودشان سرمایه ارزشمندی به شمار میآید و فی نفسه امری مطلوب قلمداد میشود، این عزیزان که بعضی از ایشان از زمره پیشروان بصیرت هستند باید مراقب باشند تا این رویکرد اولاً ظلمی را بر بیگناهی رو ندارد...»
مهران: دیدی؟ اخلاص و پیشروان بصیرت و... داستان چیه؟ خیلی قربونصدقهشون رفت...
بابک: خب دیگه... داستان همینه دیگه... این نشون میده ریش کینگ مجتبی بدجوری گیره... این هم مثل باباش نشسته رو اره؛ نه میتونه جلو بره نه عقب... خلاصه که پزشکیان جلوی در وایستاده بود تا این پیام کینگ مجتبی بیاد و تا تنور داغه بچسبونه.
مهران: بخاطر همین هم بود که سریع بهبه و چهچه کرد... ببین چی نوشته: ...پیام حکیمانه و وحدتآفرین و... بزنگاه تاریخی و...
بابک: قالیباف که خودش رو کرد نایب ولیفقیه و اسم هم برای پیام مجتبی انتخاب کرد! بهش گفت حکم شرعی...
مهران: اوه اوه! میگه این توصیه اخلاقی نیست... حکم شرعی و ملیه...
مهران: از سران قواشون زرشکیان و خالیباف رو گفتی، اما اژهای گوشخوار رو نگفتی.
بابک: اونو که اصلا حرفشو نزن... اون نگران تابآوری مردمه که تموم بشه و قیام کارشو بسازه:
«که آقا چرا گرانی هستش؟ چرا مثلا بعضی از، فرض کنید که این وضعیت بازار اینجوری است؟ میایستیم، اما بالاخره تابآوری مردم هم بالاتر بره. بدانیم که خب این ایستادگی هزینه هم داره، هزینههایش رو بهش توجه داشته باشیم.»
بابک: البته این دراکولای عمامهدار خوب میدونه که تابآوری مردم خیلی وقته که تموم شده و به زودی باید بره با ابرام رئیسی دیزی دو نفره بخوره!
مهران: اما تو اینا پزشکیان از همه مسخرهتر بود... اصلا جوگیر شد گفت این میزان از وحدت اصلا تو نظام بیسابقهاس:
«واقعیت قضیه اینه که قوا، من فکر نمیکنم در طول انقلاب ما اینقدر با هم هماهنگ شده باشیم. هم آقای اژهای همراهی دارن، هم آقای قالیباف...»
بابک: حرفای اینا رو باید برعکس کرد... راست میگه، این میزان از جرخوردگی تو نظام ولایت بیسابقهاس! میگن طرف دهنش بسته بود، گفتن شاید راست بگه؛ دهن باز کرد، شک کردن؛ توضیح داد، مطمئن شدن دروغ میگه... حالا اینم حکایت ایناس...
مهران: باقی کامنتو میسپریم به بچههای گروه موزیک و کامنت موزیکالشون...
کامنت گروه موزیک: تو این نظام چیزی جواب نداره
بسیجی گیجه و صاحاب نداره
یکی تو فکر مذاکراته
یکی تو خط هستهایجاته
یکی میخواد زهرو بره بالا
اون یکی میگه... میشه واویلا
مجتبا گیری سر دوراهی
هیچی جلوت نیست غیر سیاهی
میری به زودی پیش باباجون
با مشت مردم، توی خیابون
