کارزار جهانی «نه به اعدام» در کلن؛ گرامیداشت مجاهدان و شورشگران سربهدار
۱۴۰۵/۵/۱۲
کارزار جهانی «نه به اعدام» گرامیداشت مجاهدان و شورشگران سربهدار کلن – ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
سیمین منافی ـ عضو شورای ملی مقاومت ایران
به نام ایران و به نام آزادی.
دوستان عزیز با سلام و درود فراوان و تشکر از حضورتان امروز در کلن. امروز در سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گرد هم آمدهایم تا یاد آنها را گرامی بداریم و در برابر آن شهیدان و آن جانهای شیفته راه آزادی ایران سر تعظیم فرود آورده و با آنها تجدید پیمان کنیم.
انسانهایی که با ایمانشان در برابر ظالم سکوت نکرده، در برابر دستگاه سرکوب ایستاده و استوار به دیکتاتور نه گفتند و نام و آرمانشان در تاریخ ماندگار شد.
که در اینجا از حماسه دلاوران سربدار اخیر سخن میگویم که طناب دار نتوانست صدای آنان را خاموش کند. فرمانده وحید بنیعامریان، پویا قبادی، بابک علیپور، ابوالحسن منتظر و اکبر دانشور کار و محمد تقوی و یاران دیگر آنها با رشادتی بینظیر سرودخوانان به دیکتاتور نه گفتند و به کهکشان شهدای راه آزادی ایران پیوستند.
هر شب ستارهای به زمین میکشند و باز
این آسمان غمزده غرق ستارههاست
اما بیچاره شبپرستان، آنچه که هنوز نفهمیدند این است که روح قیام و آرمان آزادی را نمیشود به دار کشید.
با امید به رهایی مردم ایران، با عزم و اراده نسل انقلابی ایران، با کانونهای شورشی و به دست پرتوان ارتش آزادیبخش ملی ایران، آزادی در سرزمین شیر و خورشید محقق میشود.
نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم.
قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان.
دکتر عزیز فولادوند ـ جامعهشناس و اسلامشناس
دوستان، یاران، پشتیبانان و دلسوزان مقاومت!
ما بار دیگر اینجا جمع شدیم، بار دیگر اینجا گرد آمدیم تا خاطره یکی از درخشانترین لحظههای تاریخی ایران را، یکی از درخشانترین لحظههای تاریخ جنبش مقاومت را در خاطره جمعی باز هم زنده کنیم.
۳۸ سال پیش ملایان پلشت بر جامعه ما باز تاختند و عزیزترین جانها را درو کردند. به یاد دارم بهعنوان دانشجوی جوان در سال ۱۳۶۷ در مقابل دانشگاه بن با جمعی از دوستان و یاران مقاومت که امروز دیگر در میان ما نیستند، ما با اعتصاب سه هفته یا چهار هفته، چهار هفتهای اقدام کردیم.
از اون زمان تاکنون ما شهر به شهر، کوچه به کوچه، کشور به کشور، قاره به قاره این روایت تلخ را بازگو میکنیم. روایت رنج، روایت سوگواری، روایت قساوت، روایت پلشتی، روایت فرومایگی فاشیسم دینی؛ اما در برابر اون، ما روایت استقامت، روایت پایداری، روایت اخلاق، روایت کرامت انسان را هم داریم.
اما امروز ایران سرزمین سکوت نیست. امروز ایران سرزمین شکوه اخلاق است.
بنیادیترین پرسش در فلسفه اخلاق چنین است: آیا من توان دارم که آزادی دیگری را به دوش بکشم؟ این آغاز فلسفه اخلاق از عهد کهن تا عصر مدرن و تا عصر امروز است. آیا انسان توان دارد رنج دیگری را تحمل بکند؟
شورشیان و عزیزان ما بهترین پاسخ را به این پرسش بنیادین اخلاقی دادند. گفتند: آری، ما رنج دیگری را بر دوش میکشیم، ما به ملایان نه میگوییم، ما بر سر جانمان چانه نمیزنیم؛ و این شکوه اخلاق در جامعهایست که در زیر سم مشتی گراز عمامه به سر نزدیک ۵ دهه است شخم زده میشود.
آری، این از شکوه اخلاق حکایت زیباییست، حکایت بالندگیست، حکایت امید است و حکایت شکوه اخلاق در حافظه تاریخی ملت ایران.
پدیدهای در سال ۱۳۶۷ متولد شد؛ پدیدهای به نام «بر سر موضع بودن». این بر سر موضع بودن در حافظه تاریخی جامعه ما و در ادبیات مقاومت ما برای همیشه ماندگار شد. آنانی که گفتند به قول نسل بعدی، وحید بنیعامریان: «ما بر سر جانمان چانه نمیزنیم».
اما سنگبنای این اخلاق شکوهمند را او گذاشت؛ کسی که معمار انقلاب دموکراتیک است. کسی که استراتژی ارتش آزادیبخش، استراتژی هزار اشرف و استراتژی کانونهای شورشیست. کسی که سق نسل ما را با مقاومت، پایداری و پرهیز از بیهزینگی برداشت. کسی که خود به تنهایی نماد شکوه اخلاق است. کسی که ما همه و همه، شهدا و همه اسرا در زندان، شاگردان دبستان فکری او هستیم.
دوستان! شما به من بگویید، من از چه سخن میگویم؟
از مسعود رجوی! آری، او بود که سق نسل ما را با مقاومت و پایداری در این برهوت بیاخلاقی برداشت.
دوستان! هر نسلی فروغ جاودان خود را دارد. الزاماً ابزارها و میدانها شبیه به هم نیستند، اما همه در تلاشند به اون پرسش بنیادین پاسخ دهند. هر کس فروغ جاودان خود را با عمل خود، با سنت پایداری خود رقم میزند.
این فروغ جاودان امروز در تمامی شهرهای ایران، در جان تمامی تکتک ما، در جان تمامی شورشگران آزادی شعلهور است. هر جا انسانی که از خویش عبور کند، هر جا انسانی که برای آزادی و برای رهایی دیگری قدم بردارد، او فروغ جاودان را تحریر میکند.
درود بر شما، پیروز باشید.
ایوب مرادی ـ نماینده حزب دموکراتیک کردستان ایران
۳۸ سال پیش در چنین روزهایی، رژیم ضدبشری یکی از گستردهترین و هولناکترین جنایتهای سیاسی تاریخ معاصر ایران را رقم زد. هزاران زندانی سیاسی را که بسیاری از آنان دوران محکومیت خود را سپری میکردند یا در آستانه آزادی بودند، در زندانهای سراسر ایران بهصورت مخفیانه و بدون برخورداری از دادرسی عادلانه اعدام کرد.
ضمن گرامیداشت یاد و خاطره تمامی جانباختگان این فاجعه، بار دیگر تأکید میکند که جنایت تابستان ۶۷ نه مشمول مرور زمان میشود و نه از حافظه مردم ایران پاک خواهد شد.
دادخواهی قربانیان و خانوادههای آنان بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای استقرار آزادی، دموکراسی، عدالت و حاکمیت قانون در ایران است.
