زندان گوهردشت را چرا تخریب می‌کنند؟ پاک کردن یک پرونده تاریخی یا هراس از حافظه جمعی؟

۱۴۰۵/۶/۲۵

از انتقال زندانیان تا تخریب دیوارها؛ پشت پرده پروژه‌ای که پرسش‌های زیادی ایجاد کرده است

گفتگو با محمود رویایی

روز یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، رئیس سازمان زندان‌ها اعلام کرد که تخریب دیوارهای زندان گوهردشت کلید خورده است. هدف از این اقدام چیست؟ این پروژه از چه زمانی آغاز شد و اساساً تاریخچه و روند شکل‌گیری این زندان چیست که اکنون قصد دارند آن را به این شکل از میان ببرند؟

برای پاسخ به این سؤال‌ها همراه هستیم با محمود رویایی که سال‌ها در همین زندان بوده و یکی از شاهدان قتل‌عام زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت است.

اگه ممکنه بگین از چه زمانی تصمیم به این کار گرفتن و چقدر پیش رفتن؟

محمود رویایی: «این اقدام بی‌تردید با هدف پاک کردن بزرگ‌ترین جنایت در زندان گوهردشت و البته کتمان بزرگ‌ترین صلابت و پایداری انجام می‌شود. صلابتی که حتی نقل خاطراتش نسلی را برمی‌انگیزد و جنایتی که در امتداد همان جنایت‌ها و کشتارها به حساب می‌آید و باید درباره آن حسابرسی صورت بگیرد.

اما درباره روندی که به اینجا منتهی شد باید بگویم که نخستین بار ۱۷ فروردین ۱۴۰۲، اژه‌ای در بازدیدی که از استان البرز داشت، گفت زندانیان گوهردشت را منتقل می‌کنیم و این زندان بسته می‌شود. سپس ۱۴ مرداد ۱۴۰۲ قوه قضاییه از تخلیه زندان گوهردشت خبر داد و بعد هم دیدیم که زندانیان سیاسی گوهردشت را به زندان قزلحصار منتقل کردند. البته تخلیه و تخریب زندان گوهردشت و اوین از سال‌ها قبل نیز مطرح بود اما هیچ‌گاه عملی نشد.

۶ تا ۷ ماه پیش، یعنی ۷ اسفند، اژه‌ای گفت زندان گوهردشت تغییر کاربری خواهد داد و سه روز پیش نیز رئیس سازمان زندان‌ها اعلام کرد که تخریب دیوارهای زندان گوهردشت کلید خورده است.»

چرا گوهردشت به عنوان یکی از مخوف‌ترین زندان‌های ایران شناخته می‌شود؟

با تشکر از توضیحات شما، اگر ممکن است کمی هم درباره زندان گوهردشت بگویید. این زندان چه تاریخچه‌ای دارد؟ چرا به آن زندان مخوف گوهردشت می‌گویند؟ چه زمانی ساخته شده و چه ویژگی‌هایی دارد؟

محمود رویایی: «زندان گوهردشت در دهه پنجاه برای نگهداری زندانیان سیاسی و با فرمان شاه ساخته شد. این زندان که همان زمان به "هزار سلول" معروف شد، از این جهت در میان مردم مخوف و پررمز و راز است که با استفاده از آخرین تجربیات ضدشورش برای در هم شکستن زندانیان سیاسی طراحی و ساخته شده بود.

به همین خاطر، برخلاف سایر زندان‌های معروف کشور مانند عادل‌آباد، وکیل‌آباد، زندان‌های تبریز، رشت و اصفهان و حتی زندان اوین که فقط ۱۰۰ سلول انفرادی داشت، بافت اصلی زندان گوهردشت را سلول‌های انفرادی تشکیل می‌داد. اندازه هر سلول انفرادی تقریباً یک متر و هشتاد سانتی‌متر در دو و نیم متر بود که در آن یک سرویس بهداشتی و روشویی استیل کوچک تعبیه شده بود تا زندانی به طور کامل از همه‌جا قطع شود؛ نه کسی را ببیند، نه کسی را بشنود و نه کمترین امکان تحرک و ارتباط داشته باشد.

البته مردم ایران دیکتاتوری سلطنتی را سرنگون کردند و شاه نتوانست از این زندان استفاده کند اما جانشین او، خمینی، از همان سلول‌ها و بندها برای شکنجه و کشتار زندانیان سیاسی استفاده کرد.

همان‌طور که در تصاویر هم دیده می‌شود، این زندان از ۱۱ بلوک و ساختمان تشکیل شده که سه بلوک آن اداری است. در هشت ساختمان یا بلوک سه‌طبقه دیگر، ۲۱ بند وجود دارد که به جز سه بند، بقیه شامل سلول‌های انفرادی است. هر بند ۴۰ سلول انفرادی دارد که دو سلول ابتدایی آن به سرویس بهداشتی و حمام اختصاص یافته است.

به عبارت دقیق‌تر، این زندان شامل سه بند عمومی و ۲۱ بند انفرادی است که در مجموع ۷۹۸ سلول انفرادی دارد؛ غیر از تاریکخانه، فرعی‌ها و محلی که به اتاق گاز معروف شده بود.»

از سلول‌های انفرادی تا راهروی مرگ؛ چه اتفاقاتی در گوهردشت رخ داد؟

خوبه، حالا کمی هم از همان جنایت‌ها و پایداری‌ها بگویید که در ابتدا به آن اشاره کردید تا بیشتر با اهداف رژیم برای پاک کردن آثار جنایت و همچنین صلابت زندانیان آشنا شویم.

محمود رویایی: «لاجوردی در پاییز سال ۶۱ این زندان را رسماً افتتاح کرد. یادم هست روزی در قزلحصار گفت کاری می‌کنم که یا روانی شوید یا حزب‌اللهی. این واقعاً هدفش بود. از همان سال سیاست سرکوب و فشار حداکثری آغاز شد.

لاجوردی وقتی این زندان را راه‌اندازی کرد گفت شما در جمع به یکدیگر روحیه می‌دهید و سر موضع می‌مانید؛ اگر شما را در سلول‌های انفرادی از هم جدا کنم، ظرف ده روز می‌شکنید. او واقعاً فکر می‌کرد چنین خواهد شد. حتی یک بار گفته بود "انفرادی چیز دیگری است، من آن را کشیده‌ام و می‌دانم". منظورش این بود که در زمان شاه در انفرادی دوام نیاورده و تصور می‌کرد دیگران نیز همین‌گونه خواهند بود.

نتیجه این شد که از مهر و آبان سال ۶۱، دسته‌دسته زندانیان قزلحصار را به سلول‌های انفرادی منتقل کردند تا آن‌ها را شکسته، درمانده و وادار به تسلیم کنند. اما هرچه فشار بیشتر شد، مقاومت زندانیان نیز بیشتر شد.

پس از دو سال و نیم تا سه سال، این لاجوردی بود که شکست خورد و ناچار شدند درهای سلول‌های انفرادی را باز کنند. سپس در جریان قتل‌عام ۶۷ نیز جنایت‌های بسیاری صورت گرفت و مهم‌تر از آن، به گفته او، دلاوری‌ها و مقاومت‌هایی در همین راهروی مرگ ثبت شد که کمتر درباره آن صحبت شده است.

زندانیان را از صبح هشتم مرداد دسته‌دسته به این راهرو می‌آوردند و با یک سؤال ساده به سوی اعدام می‌فرستادند. با وجود آگاهی از سرنوشت خود، بسیاری از آن‌ها از مواضع و باورهایشان عقب‌نشینی نکردند.

روز ۱۲ مرداد که من در راهروی مرگ بودم، یکی از بچه‌ها به محمدرضا شهیرافتخار گفت: "می‌دانی این‌ها هیأت عفو نیستند و آمده‌اند ما را بکشند؟" محمدرضا پاسخ داد: "درخت انقلاب به خون نیاز دارد و حالا نوبت ماست؛ چه خونی بهتر از ما؟" جمله‌ای که به گفته او، مشابه آن را بسیاری از زندانیان پیش از اعدام بر زبان آوردند.

پاسداران پیش از انتقال زندانیان به محل اعدام، آن‌ها را در سلول‌هایی نگه می‌داشتند و برگه‌ای برای نوشتن وصیت‌نامه به آن‌ها می‌دادند تا شاید در آخرین لحظه از مواضع خود عقب‌نشینی کنند، اما به گفته او چنین اتفاقی رخ نداد.»

تخریب گوهردشت چه پیامی دارد و چرا اکنون انجام می‌شود؟

اجازه دهید بار دیگر به سؤال اول بازگردیم. به عنوان آخرین سؤال، اگر ممکن است بگویید معنای این اقدام در شرایط کنونی چیست و اساساً تخریب زندان چه مشکلی را برای حاکمیت حل می‌کند؟

محمود رویایی: «همان‌طور که در اطلاعیه روز گذشته دبیرخانه شورای ملی مقاومت نیز تصریح شد: "مقاومت ایران با تأکید بر این‌که از بین بردن آثار جرم در نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت و ایجاد مانع در برابر کشف حقیقت، به مثابه ادامه و مشارکت در این جنایت‌ها به شمار می‌رود، ملل متحد و ارگان‌های ذی‌ربط را به اقدام فوری برای جلوگیری از ادامه تخریب زندان گوهردشت و تخریب مزار شهیدان و قرار دادن مسئولان این جنایت‌های سبعانه در برابر عدالت فرامی‌خواند."

این اقدام را می‌توان در امتداد تخریب قطعه ۴۱ بهشت زهرا در مرداد سال گذشته و همچنین تخریب خاوران‌ها و گورهای جمعی در شهرهای مختلف ایران دانست؛ اقدامی که از نگاه منتقدان با هدف از بین بردن ردپای جنایت‌ها صورت می‌گیرد.

به اعتقاد من، دلیل این اقدام در شرایط کنونی، اوج‌گیری جنبش دادخواهی است. همان‌طور که خانم رجوی در کنفرانس بین‌المللی دادخواهی با حضور گزارشگران کنونی و پیشین سازمان ملل، حقوق‌دانان و کارشناسان حقوق بشر گفتند، جنبش دادخواهی بخش جدایی‌ناپذیر استراتژی سرنگونی است و رژیم با پیشروی این جنبش، پایان خود را نزدیک می‌بیند. به همین دلیل تلاش می‌کند آثار جنایت‌ها را از بین ببرد؛ تلاشی که از نگاه ما بی‌نتیجه است و چیزی جز تکرار و ادامه همان جنایت‌ها نیست.»

 

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط