چرا رژیم از بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها می‌ترسد؟

۱۴۰۵/۶/۳۰

آغاز سال تحصیلی؛ چرا بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها رژیم را هراسان کرده است؟

گفتگو با بهنام کریمی

در آستانه سال تحصیلی جدید، شاهد موضع‌گیری‌های هراس‌آلود رژیم آخوندی نسبت به بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها هستیم. علت چیه؟ همراه هستیم با آقای بهنام کریمی تا به این موضوع بپردازیم.

ابتدا اجازه بدین یک نمونه از این موضع‌گیری‌های هراس‌آلود کارگزاران رژیم، یعنی آخوند نوری، رو با هم ببینیم و بشنویم و بعد من سؤالاتم رو بپرسم.

رضا نوری، امام جمعه بجنورد: عزیزان، ما در آموزش و پرورش مواظبت کنند. دشمن دنبال این است که این سنگر رو فتح کند؛ سنگر آموزش و پرورش را، سنگر دانشگاه را، سنگر مراکز آموزشی و تعلیمی ما را. نگذارید این سد بشکند، این اتفاق ناگوار در مراکز تعلیم و تربیت ما خدای نکرده بیافتد. دست به دست هم بدهند، معلمان، مدیران، مسئولین ادارات، از دانش‌آموزان کمک بگیرند، از دانشجویان کمک بگیرند، سالم‌سازی فضا را، نسبت بهش حساسیت داشته باشند.

چرا رژیم نگران مراکز آموزش و پرورش و دانشگاه‌هاست و می‌ترسه که چه اتفاقی بیفته؟

خب، می‌ترسه که همه چیز رو از دست بده، چون به‌طور واقعی این رژیم، برخلاف همه دودودم‌ها، رژه‌های خیابانی، جانفداها و تمام سیرک‌هایی که برگزار می‌کنه، خودش هم می‌دونه که مجموع آدم‌هاش یک اقلیت کوچکی بیش نیستن. بهترین ارزیابی‌هایی که نفرات رژیم هم ارائه می‌دن چیزی بیشتر از بیست درصد نمی‌گن و البته زمان‌هایی که بخوان حرف واقعی‌تر و جدی‌تر بزنن، این رقم به چهار یا پنج درصد بیشتر نمی‌رسه. و این چهار، پنج درصد و یا شاید هم حتی کمتر، کسانی که در حمایت از این رژیم و به نام این رژیم بر این ملت و این اکثریت حکومت می‌کنن، چطور می‌تونن اراده و خواست خودشون رو تحمیل بکنن؟

خب، با اشغال فضاهای عمومی مثل خیابان‌ها و مثل دانشگاه‌ها. خیابان‌ها رو می‌بینیم که به‌طور مشخص از اسفند سال گذشته توش حضور دارن، با سرکوب عریان، با کشتن، با کور کردن، با دستگیر کردن و بهره‌برداری از آثار این خشونت عریانی که در حق مردم اعمال می‌کنن. به این ترتیب این‌ها خودشون رو بر اریکه قدرت نگه می‌دارن.

چرا که به‌خوبی می‌دونن اگر ذره‌ای عقب بکشن یا ذره‌ای در این صحنه سست بشن، همه چیز رو از دست می‌دن.

چون بالاخره صورت مسئله در ایران خیلی واضحه. یک قدرتی در این کشور برقرار، مبتنی بر ولایت فقیه، و در نقطه مقابلش هم اکثریتی هستن که خواهان جایگزینی این قدرت با یک نظم دموکراتیک و مردم‌گرا هستن.

ریشه اصلی ترس رژیم در این نقطه هست.

دشمنی با مدارس و دانشگاه‌ها از کجا می‌آید؟

خب، این رژیم این دشمنی رو که از اون، همین که شما گفتین، ترس داره، ماهیت این دشمنی که این‌قدر می‌گن چی هست؟

چطور می‌تونه این دشمنی از آخوندها خلعیت کنه و به قول این آخوند نوری بر محیط آموزشی کشور هم مسلط بشه؟

خب، این کسی یا چیزی که رژیم ازش با نام «دشمن» یاد می‌کنه و در حقیقت این اکثریت ۹۰ تا ۹۵ درصدی مردم ایران هستند، دربرگیرنده اقلیت‌ها، مردم محروم، طبقات متوسط و روبه‌پایین و در اساس جمعیت بسیار بزرگ معترض هستن که ما می‌بینیم در طول این سالیان رژیم در هر صورت دائماً زخم‌ها و صدمات متعددی به پیکره مردم وارد کرده. پس به لحاظ پایه اجتماعی و گستره اجتماعی، یک اکثریت بزرگ هستند.

و فقط هم این نیست؛ یعنی این جمعیت بزرگ دارای پیشتازان و نیروی سازمان‌یافته خودش هم هست که در محیط‌های کارگری، مثل کارگاه‌ها و کارخانه‌ها، در محیط‌های کسب‌وکار، مثل بازار و همچنین در محیط‌های آموزشی که این آخوند هم به‌طور مشخص در همین آغاز سال تحصیلی بهش اشاره کرد، یعنی در مدارس و دانشگاه‌ها حضور دارن و در جریان قیام‌های متعدد در این سال‌ها هم نقش مهمی رو ایفا کردن.

چرا دانشگاه‌ها و مدارس به نقطه نگرانی رژیم تبدیل شده‌اند؟

می‌خوام یک مقدار روی این قسمت آخر یعنی مراکز آموزشی مکث بکنم و توجه کنیم به این که رژیم چرا این‌قدر هراسانه که تسلطش بر این مراکز آموزشی رو بتونه از دستش خارج بکنه.

ببینید، در حقیقت از زمان به قدرت رسیدن آخوندها، ضعیف‌ترین پایه اجتماعی این‌ها در همین مراکز آموزشی، یعنی در مدارس و دانشگاه‌ها، داشتن و به ضرب سرکوب، تصفیه و وارد کردن سهمیه‌های مختلف سعی کردن بخشی از جمعیت دانشگاه‌ها، به‌طور مشخص، رو از افراد خودشون، یعنی افراد ارگان‌های سرکوب، قرار بدن.

با این وجود، ما مثلاً شاهد بودیم در سال ۷۸، شعبده اصلاح‌طلبی در درون رژیم دقیقاً با قیام دانشجویان درهم شکسته شد.

در ۸۸، ۹۶ و به‌طور مشخص در ۹۸، ۴۰۱ و ۴۰۴، ما شاهد نقش محوری دانشگاه و دانشجویان بودیم. ما به همین کانون‌های شورشی در شش‌ماهه ابتدای امسال رو هم که برگردیم و نگاه بکنیم، تمام این‌ها از دانشگاه‌های مختلف برخاسته بودن و نسل دانشگاهی و فرهیخته میهن ما رو نمایندگی می‌کردن.

و در حقیقت این‌ها بخشی از نسل جوان‌تر شورشگر و رزمنده‌ای بودن که هر زمان وارد خیابان‌ها شدن و بسیاری از مواقع ورودشون به خیابان‌ها از جرقه‌هایی بود که در دانشگاه‌ها زده شد، با زبان آتش و با زبان قهر با رژیم سخن گفتن.

پس اگر به این واقعیت‌ها ما توجه بکنیم، هم برامون واضح میشه که چطور رژیم ممکنه تسلطش بر این محیط‌ها رو از دست بده؛ بر خیابان‌ها رو از دست بده، بر دانشگاه‌ها رو از دست بده، بر مدارس رو از دست بده و چرا رژیم می‌ترسه؟

چون بالاخره در اون نقطه‌ای که این هیمنه اختناق و سرکوب ترک برداره و شروع به پاشیدن بکنه، اون وقت دیگه هیچ‌کسی نمی‌تونه جلوی پایان کار این‌ها رو بگیره.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط