برای یک لقمه نان؛ مردم چگونه با گرانی و فقر دست‌وپنجه نرم می‌کنند؟

۱۴۰۵/۶/۳۰

وقتی یک لقمه نان هم به رؤیا تبدیل می‌شود؛ چرا مردم هر روز بیشتر زیر فشار گرانی می‌روند؟

این روزها درآوردن یک لقمه نان شب مسئله‌ی میلیون‌ها هموطن ما شده است. مردم تلاش می‌کنند، اما آیا حکومت به آنها یاری می‌کند یا برعکس...؟

خبرنگار: حال و اوضاعت چه جوریه؟

جوان: از کی بگم، از کدوم بگم؟

خبرنگار: هرچه دلت می‌خواد.

جوان: داریم می‌دویم. دخلمون با خرجمون نمی‌خونه. دوساله می‌خوام یک ماشین بخرم، نمی‌تونم. زندگیم داره رو دلاری که تا حالا لمسش نکردم می‌چرخه. می‌رم پیش رفیقم درد دل کنم. فردا یه جوری همون درد دل رو تبدیل به یک گلوله می‌کنن، بهم شلیک می‌کنند.

داداش، هیچی مثل اونی که می‌خوام پیش نمی‌ره. گوشیم الان یه ساله خرابه، صفحه‌شو ندارم درست کنم. ماشین نمی‌تونم بخرم.

از مترو تا خیابان؛ مردم برای یک لقمه نان چه می‌کنند؟

یک نمونه‌ی دیگر از وضعیت خراب معیشتی مردم و تلاش برای تهیه‌ی نان شب، این جوان است که اجناسش را در مترو بر دوش می‌کشد:

جوان: آدامس وحشته‌ترشه... سه‌تاش نوده. ترشا بیشترین مصرف رو دارند. صفحه‌ی بعد: ؟؟ بهترین آب‌نبات خارجی، اینم بادکنکه... این‌ور دیگه آدامس نیست کلاً... خوشبوکننده دهان خارجی... تمام حرفش تا آخر خوب است، بگذارید.

حالا به ناتوانی خرید مردم، نمونه‌ای از گرانی‌های سر به فلک کشیده توجه کنید:

فروشنده: مردم توان خرید ندارند.

کلام یک زن: روز هجدهم شهریور اپل از آیفون ۱۸ پرو و پرومکس رونمایی کردم. قیمت آن در آمریکا حدود هزار و دویست دلار، تقریباً دویست و چهل میلیون تومان ایران است. یک ایرانی برای خرید یک آیفون ۱۸ باید درآمد ۳۶۰ روزش را بپردازد، در حالی که یک اروپایی تنها با درآمد سه تا پنج روزش می‌تواند آن را بخرد. ضعیف‌ترین اقتصادهای جنوب شرق آسیا مثل فیلیپین هم با درآمد ۱۶۰ روز می‌توان یک آیفون ۱۸ خرید. قیمت آیفون هجده معادل حقوق صد روز یک ویتنامی و ۷۷ روز یک تایلندی است.

حالا نسل قبلی آیفون در ایران بین سیصد تا پانصد میلیون تومان، معادل دو هزار و پانصد دلار، به فروش می‌رسد. آیا این فاصله‌ی قدرت خرید در ایران نشان‌دهنده‌ی فقر مضاعف تحمیل‌شده توسط حاکمیت نیست؟

وقتی قیمت نان و نیازهای ساده بالا می‌رود، سفره مردم چه می‌شود؟

در همین شرایط، قیمت ساده‌ترین نیازهای مردم هر روز مثل این همبرگر بالاتر می‌رود. یک همبرگر که در سال ۱۳۹۵ ده هزار تومان بود، امسال پنجاه برابر شده. در حالی که مزد روزانه‌ی یک کارگر بیست برابر شده. این یعنی گرسنگی مردم.

اما در همین شرایط، مردم تلاش می‌کنند به هر روشی، از جمله دستفروشی، برای درآوردن نان شب خود تلاش کنند.

اما فکر می‌کنید حکومت می‌گذارد لقمه نان همین دستفروش به دهان او و فرزندانش برسد؟

این تصویر نشان می‌دهد که مزدوران شهرداری همین رژیم آخوندی به بساط دستفروشان حمله می‌کنند و تمامی اجناس آنان را می‌برند. آنان را گرسنه و سرکوب‌شده باقی می‌گذارند.

اما این زور مطلق و غارتگری آشکار، بدون شک بی‌پاسخ نمی‌ماند.

این نوشته‌های مردم روی دیوارها می‌گوید که آن روز که این خشم و این فشارها فوران کند، حال و روز حکومت آخوندها و غارتگرانشان تماشایی خواهد بود.

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط