موج نو ـ قسمت ششم ـ ضرورت تشکیلات در نبرد سرنگونی با دیکتاتوری ولایت فقیه

۱۴۰۴/۹/۲۲

در بررسی روند مبارزاتی تشکیلات مجاهدین، لازم است ابتدا به ضرورت سرنگونی رژیم و مراحل مختلف تحقق آن اشاره شود. تجربه‌ی برنامه‌های پیشین نشان داده است که هرگونه اقدام مؤثر تنها از مسیر مبارزه‌ی سازمان‌یافته قابل تحقق است. به تدریج، این مبارزه از مرحله‌ی حتمیت سرنگونی رژیم آغاز شده و به قیام سازمان‌یافته و سپس به شکل‌گیری کانون‌های شورشی منجر گردیده است. کانون‌های شورشی، در حقیقت، همان تشکیلات مجاهدین در داخل کشور هستند که با هدف مقابله با سرکوب سازمان‌یافته رژیم شکل گرفته‌اند. این واقعیت نشان می‌دهد که پاسخ به فشار و خشونت گسترده‌ی حکومت، تنها از مسیر سازمانیافتگی ممکن است.

رژیم آخوندی، به دلیل برخورداری از نیروی نظامی و امنیتی گسترده شامل سپاه، نیروی انتظامی و ارتش، همچنین بهره‌مندی از حداقل شانزده ارگان اطلاعاتی موازی و هشتاد و پنج وزارتخانه و سازمان، نمونه‌ای از یک ساختار قدرت هیولایی به شمار می‌آید. در مواجهه با چنین رژیمی، پرسشی که مطرح می‌شود این است که آیا راهی جز مبارزه‌ی سازمان‌یافته و تشکیلاتی وجود دارد؟ تجربه‌ی تاریخی پاسخ روشنی به این سؤال می‌دهد: هیچ مسیر دیگری نمی‌تواند اثرگذاری لازم را داشته باشد.

تشکیلات مجاهدین در طول شصت سال گذشته حضور مستمر و گسترده‌ای داشته است؛ از کانون‌های شورشی در کوچه‌ها و خیابان‌های شهرهای ایران گرفته تا زندانیانی که در زیر شکنجه مقاومت کرده‌اند، از اشرف سه تا شهرهای مختلف اروپا، آمریکا و استرالیا، و از برلین، بروکسل و پاریس تا واشینگتن و نیویورک و حتی رومانی و برزیل. انسجام و هماهنگی در این تشکیلات مثال‌زدنی است، به گونه‌ای که مواضع و دیدگاه‌های اعضای حاضر در نقاط مختلف جهان، همسان و هماهنگ با یکدیگر است.

همچنین شایان ذکر است که در طول شصت سال، این تشکیلات تحت فشار و حملات گسترده‌ای قرار گرفته است؛ از زندان و شکنجه و اعدام تا بمباران و محاصره، از توطئه‌های سیاسی و کودتاهای نافرجام تا جنگ و تهدید نظامی، اما با وجود تمام این فشارها، تشکیلات هر بار با توان و انسجام بیشتر به حیات خود ادامه داده است و روند رشد و تکامل خود را حفظ کرده است.

از نظر علمی و جامعه‌شناختی، رشد و تحول یک تشکیلات می‌تواند از دو منظر بررسی شود: آنتوژنی و فیلوژنی. آنتوژنی به روند رشد، تحول، تغییرات و بحران‌های درونی تشکیلات در طول عمر آن اشاره دارد و مسیر بلوغ، نوسازی ساختاری و ایدئولوژیک سازمان را نشان می‌دهد. فیلوژنی اما نگاه گسترده‌تری دارد و ریشه‌های تاریخی، پیشینه‌های ایدئولوژیک و زمینه‌های جامعه‌شناختی شکل‌گیری تشکیلات را مورد بررسی قرار می‌دهد و جایگاه آن در تحولات سیاسی- اجتماعی جامعه را تحلیل می‌کند.

بر مبنای مفاهیم علمی، تحول و تکامل یک تشکیلات را می‌توان در دو سطح «آنتوژنی» و «فیلوژنی» بررسی کرد. آنتوژنی به روند رشد درونی، تغییرات، بحران‌ها و نقاط عطف تشکیلات در طول زمان اشاره دارد؛ همان روندی که در ادبیات جامعه‌شناسی سازمان‌ها به «چرخه‌ی حیات تشکیلات» تعبیر می‌شود. فیلوژنی اما نگاهی کلان‌تر دارد و ریشه‌های تاریخی، ایدئولوژیک و زمینه‌های اجتماعی-سیاسی شکل‌گیری تشکیلات را تحلیل می‌کند و آن را در بستر تحولات جامعه قرار می‌دهد.

ترکیب این دو سطح تحلیلی نشان می‌دهد که چگونه یک جریان سیاسی، علیرغم فشارهای گسترده، می‌تواند مسیر تکامل خود را طی کند، انسجام درونی خود را حفظ نماید و جایگاهش را در تحولات اجتماعی و سیاسی تثبیت کند. بر این اساس، مبارزه‌ی سازمان‌یافته نه‌تنها ضرورتی عملی، بلکه شرط لازم برای ایجاد تغییرات بنیادین در ساختارهای قدرت به شمار می‌آید.

موج نو ـ قسمت ششم ـ ضرورت تشکیلات در نبرد سرنگونی با دیکتاتوری ولایت فقیه ـ پخش دوم

 

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط