موج نو ـ قسمت هشتم ـ ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران چیست؟

۱۴۰۴/۱۰/۶

در بحث از ضرورت ایدئولوژی برای پیشبرد یک مبارزه انقلابی، پیش‌تر نشان داده شد که پیمودن مسیری دشوار، طولانی و پرپیچ‌وخم برای تغییر یک نظام سیاسی و اجتماعی، بدون برخورداری از یک دیدگاه کلان نسبت به جهان، جامعه و جایگاه مردم، عملاً ناممکن است. چنین مسیری بدون اتکا به یک ایدئولوژی روشن، فاقد جهت، انسجام و توان استمرار خواهد بود. همچنین تأکید شد که نفی ایدئولوژی و طرح ادعاهایی نظیر «پایان دوران ایدئولوژی»، در نهایت به یک نتیجه بیشتر منجر نمی‌شود و آن هم کناره‌گیری از مبارزه و پذیرش وضع موجود است.

در این چارچوب، پرسش اساسی این است که ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران چیست و بر چه مبنایی شکل گرفته است. پاسخ به این پرسش مستلزم بازگشت به شرایط تاریخی شکل‌گیری این سازمان در سال ۱۳۴۴ است؛ دوره‌ای که جامعه ایران صحنه حضور جریان‌های متنوع فکری و سیاسی بود. از یک‌سو رژیم سلطنتی با ساختار دیکتاتوری و غارتگر خود حاکم بود، از سوی دیگر بخشی از روحانیت سنتی با تکیه بر ظواهر دینی عملاً در کنار قدرت ایستاده بود. هم‌زمان جریان‌های ملی‌گرا و مارکسیست نیز هر یک با قرائت‌های خاص خود در عرصه سیاسی حضور داشتند.

در چنین فضایی، تشخیص مرز حق و باطل به سادگی ممکن نبود. قرائت ارتجاعی از دین، حقانیت را به «باخدا بودن» تقلیل می‌داد و در نتیجه حتی شاهی که مناسک دینی را به نمایش می‌گذاشت، در این چارچوب در جبهه حق قرار می‌گرفت. اینجاست که محمد حنیف‌نژاد، از بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین، با طرح یک مرزبندی نوین، یکی از پایه‌های اساسی ایدئولوژی مجاهدین را بنیان نهاد. او اعلام کرد که مرز میان حق و باطل نه میان باخدا و بی‌خدا، بلکه میان استثمارکننده و استثمارشونده قرار دارد. این گزاره، در بستر فرهنگی و دینی دهه چهل، تحولی عمیق و شوک‌آور محسوب می‌شد.

بر اساس این نگاه، جوهره ایدئولوژی مجاهدین، مبارزه با استثمار تعریف شد. برای فهم این مفهوم، استثمار به‌عنوان تصاحب ارزش اضافی حاصل از کار دیگران تبیین گردید؛ وضعیتی که در آن تولیدات اجتماعی در انحصار یک فرد یا طبقه خاص قرار می‌گیرد و اکثریت جامعه از ثمره واقعی کار خود محروم می‌شوند. این تعریف، چه در شکل ساده اقتصادی و چه در اشکال پیچیده‌تر اجتماعی و سیاسی، بنیان تحلیل مجاهدین از مناسبات سلطه را تشکیل داد.

در دوران سلطنت، شاه و ساختار وابسته به دربار، مصداق اصلی این استثمار بودند؛ ساختاری که نه به کارگران اجازه تشکل می‌داد و نه به سرمایه‌داران امکان رشد مستقل. در شرایط کنونی نیز، با وجود تغییر ظاهری حاکمیت، مناسبات استثماری در قالبی دیگر تداوم یافته است؛ به‌گونه‌ای که اکثریت کارگران با دستمزدی بسیار پایین‌تر از خط فقر زندگی می‌کنند، در حالی که ثروت‌های کلان در اختیار نهادهای وابسته به حاکمیت متمرکز شده است.

بر همین اساس، انتخاب «اسلام انقلابی» از سوی مجاهدین نه از سر تعلق سنتی مذهبی، بلکه نتیجه جست‌وجوی آگاهانه برای یافتن رادیکال‌ترین ایدئولوژی ضد استثماری بود. مجاهدین با رد قرائت ارتجاعی و طبقاتی از دین، تفسیری از اسلام ارائه کردند که معیار حق و باطل را در موضع‌گیری عملی در برابر ظلم و بهره‌کشی می‌داند. در این تفسیر، ممکن است فردی مدعی دینداری باشد اما در صف استثمارگران قرار گیرد و در مقابل، انسانی بی‌ادعا اما ستمدیده، تجسم حق‌خواهی باشد.

بدین‌سان، ایدئولوژی مجاهدین به‌عنوان پدیده‌ای ملموس، تاریخی و پویا تعریف می‌شود؛ ایدئولوژی‌ای که از مبارزه با استثمار آغاز شده، در مسیر تکامل خود گسترش می‌یابد و همواره با واقعیت‌های اجتماعی و نیازهای مبارزه پیوندی زنده و مادی دارد.

موج نو ـ قسمت هشتم ـ ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران چیست؟ ـ قسمت دوم

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط