کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام چطور شروع شد و اینجا رسید؟

گفتگو با پروین پوراقبال

امروز پایان دومین سال سه‌شنبه‌های نه به اعدام و آغاز سومین سال این کارزار بزرگ هستیم. می‌خواهیم این کارزار را در این قسمت از برنامه مورد بررسی قرار بدهیم.

می‌خواهیم ببینیم که سه‌شنبه‌های نه به اعدام چطور شروع شد و تا به اینجا رسید؟

«اول می‌خوام درود بفرستم به شهیدان راه آزادی، جوانان شورشی که روزهای اخیر شجاعانه برای آزادی جنگیدند و جانشان را فدا کردند. خیلی از اونا به‌معنی واقعی کلمه در خیابان اعدام شدند به سرشون تیرخلاص زدند جوانان رو از بیمارستانها بیرون کشیدند و به سرشون تیرخلاص زدند همان‌طور که در اشرف یک این کار رو کردند

امروز یکصدو پنجمین هفته از کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام هستش شروع سومین سال از اعتراض هفتگی زندانیان در ۵۶ زندان کشور به اعدام

سؤال درست همینه که چرا زندانیان در یک کشور سه سال به‌طور مستمر و ادامه‌دار بدون هفته‌یی وقفه اعتصاب غذا می‌کنند و اعتراض می‌کنند به اعدام حتی در زمان قیام هم اعتصاب زندانیان ادامه داشت علت چیه؟

خامنه‌ای ولی‌فقیه با اعدام و سرکوب زنده و سرپاست اگه این ابزار رو حتی یک روز و یک ساعت زمین بگذاره نمی‌تونه بمونه وقایع هفته‌های اخیر بار دیگه صحه گذاشت بر این موضوع

در بهمن ۱۴۰۲ بعد از اعدام یکی از بازداشت شدگان قیام سراسری ۱۴۰۱، محمد قبادلو و فرهاد سلیمی یک زندانی عقیدتی سیاسی اهل سنت که بعد از ۱۴ سال در زندان قزلحصار، هر دو اعدام شدند

زندانیان قزلحصار تصمیم گرفتند که در اعتراض به این کشتار وحشیانه حکومتی که هر هفته سه‌شنبه‌ها انجام می‌شد، اعتصاب غذا کنند اونها بیانیه‌یی دادند و در اون اعلام کردند که اعتصاب غذای اونا در اعتراض به اجرای احکام اعدام هست و از زندانیان در همه زندانها دعوت کردند که این رسم رو در زندانها بگذارند در شروع زندانیان اوین هم زندانیان مرد و هم زندانیان سیاسی زن به این کارزار پیوستند

کم کم بقیه زندانها هم به این کارزار پیوستند و گسترش پیدا کرد تا این‌که الآن ۵۶ زندان کوچک و بزرگ در جای جای ایران در این کارزار شرکت دارند

به این ترتیب زندانیان به‌طور خاص زندانیان سیاسی هوادار مجاهدین خلق، زندان رو به صحنه جنگ با خامنه‌ای و رژیم ولایت فقیه خون‌ریز تبدیل کردند حکومتی که خون می‌ریزه که سرپا بمونه

و این روز هفته تبدیل شد به یک روز جاودان در تاریخ مبارزات مردم ایران و شک ندارم که روزی در تاریخ جهان خواهند گفت زندانیانی بودند که اهرم رعب ولایت فقیه یعنی اعدام رو به سر خودش چماق کردند اهرم رعب رو شکستند

رژیم خیلی تلاش کرد که این کارزار رو در هم بشکنه چون قیمت اعتراض در رژیم پرونده‌سازی، تبعید، زندان بیشتر و انواع محدودیتهاست اما زهی خیال باطل

به قول مردم ما که این روزا شعار دادند خامنه‌ای قاتل زهی خیال باطل

رژیم زندانی می‌کنه برای این‌که سرکوب کنه ولی این زندانیان با این کارزار، این اهرم اصلی حاکمیت ولایت فقیه رو شکستند پیام ایستادگی و مقاومت، سر خم قدغن رو به مردم ایران و جوانانمان یاد دادند که وقتی زندانی می‌ایسته پس و این ادامه همون پایداری و مقاومت زندانیان مجاهد در قتل‌عام ۶۷ هستش که بر سر کلمه سرخ مقاومت یعنی مجاهد ایستادند و نه گفتند اونایی که از سال ۶۰ تا ۶۷ شلاق خوردند شکنجه شدند انواع و اقسام شکنجه‌ها رو لاجوردی و بقیه جلادان براشون اختراع و ابداع کردند ولی نتونستن بشکننشون. من رشادتهاشان رو به‌خاطر دارم اون زمان البته اینترنت و ارتباط جهانی وجود نداشت حتی نمی‌دونستند که صداشون به جایی می‌رسه ولی من یادم هست اعتصابهای بچه‌هارو که بعدش شلاق می‌خوردند و چون رسمشان سر خم قدغن بود همگی سربدار شدند

همین رسم مونده الآن زندانیان ما، خانواده هاشون و مردم شورشی بیرون از زندان هر سه‌شنبه پای این رسم و منش می‌ایستند و نشون میدن که مقاومت برای آزادی و شکستن همین رسم است که الآن در خیابونهای ایران اون رشادتها رو می‌بینیم ریشه در همون بچه‌های ۶۷ داره که پای اسم سرخ مجاهد ایستادند و خمینی رو به گور کشوندند

پدیده‌هایی که در این کارزار می‌بینیم از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام که در این کارزار شرکت داشتند می‌خوام یاد کنم از شهدای سرفراز بهروز احسانی و مهدی حسنی از اعضای کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام با اون پیامهای آتشینی که دادند که ما برای جانمان چانه نمی‌زنیم رسم و راه امام حسین که فدا برای گشودن راه مبارزه است رو رسم خودشون کردند خونی که از این دو شهید مجاهد خلق در مرداد ۴۰۲ ریخت، در دی ۱۴۰۴ گل داد در شجاعتی که جوانان در شهر شهر ایران نشون دادند که هر محله‌ای آتش به جان خامنه‌ای ریختند

در همین قیام عباسعلی رمضانی رو می‌بینیم از زندانیان سیاسی هوادار مجاهدین در دهه شصت که سال‌ها در دهه‌های مختلف در زندان بود در دهه ۷۰ عمر خودش بود که در خیابانهای مشهد در بین شورشگران و قیام‌کنندگان اونم رشادتها نشون داد و خون پاکش در راه آزادی ریخت شک نیست که این شجاعتها از کجا نشات گرفته»

چرا یکی از فرازهای کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام نقش خانواده‌ها بوده است؟

«در جریان کارزار خانواده‌هایی هستند که برای نجات فرزندانشون با کارزار همراهی کردند الآن بیشتر از دو ساله که هر هفته خانواده‌ها فریاد نه به اعدام سر می‌دهند و ر این کارزار همراه فرزندانشون هستند

رژیم البته تلاش می‌کنه خانواده‌ها رو هم ساکت کنه و از صحنه به در کنه انواع و اقسام تهدیدها و فشارها بر علیه‌شون هست اما ما شاهد بودیم تظاهراتهایی که کردند بر علیه اعدام در تهران، تجمعاتی که جلوی اوین گذاشتند، جلوی مجلس، در مقابل زندان قزلحصار کرمانشاه تجمع کردند

با این فعالیت‌ها نه به اعدام رو در بین جامعه بردند افشاگری کردند اینها وجه دیگه‌ای از مبارزه اجتماعی مردم ما علیه سیاست سرکوب و اعدام بوده

این روزها هم صدای همراهیشان رو با قیام و با شهدای قیام می‌شنویم که میگن از دیدن پیکر جوانان جگرمون خراشید و این‌که گناهان اونها مثل فرزندان ما نه گفتن به دیکتاتوری بود

می‌خوام از پدیده دیگری بگم او نهم هموطنانی هستند که هر هفته همراه با زندانیان در این کارزار شرکت می‌کنند شعارهای نه به اعدام و آتش جواب اعدام و قیام ادامه دارد

و این کارزار همراه با دیگر صحنه‌های جنگ مردم و مقاومت ما با رژیم آخوندی میره که ریشه این رژیم خون‌ریز بی‌آبرو رو از بیخ برکند.

در آخر هم می‌خوام با شعاری که زنان زندانی اوین بارها و بارها دادند رو بگم

نه زندان نه اعدام نه تبعید دیگر اثر ندارد حکومت اعدام راه دگری جز سرنگونی ندارد»

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmailPinterest

خبرهای مرتبط