نگاهی به دو سال اعتصاب غذا در سهشنبههای نه به اعدام در ۵۶ زندان
۱۴۰۴/۱۱/۸
گفتگو با فریده گودرزی از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ و از شاهدان قتلعام ۶۷
یکی از شکوهمندترین صحنههای مبارزات دوران اخیر مردم ایران حضور فعال زنان در عرصههای مختلف نبرد علیه دیکتاتوری آخوندی چه در زندانها و چه در بیرون زندانهاست. امروز در آغاز سومین سال کارزار سهشنبههای نه به اعدام میخواهیم به درون این کارزار برویم
شما خودتان از شاهدان قتلعام سال ۶۷ هستید ارزیابی تون از ۲ سال اعتصاب غذا در سهشنبههای نه به اعدام در ۵۶ زندان چیست؟
با سلام خدمت تمامی هموطنانم و همه زنان و مردان و جوانان شجاع قیامآفرین و کانونهای قهرمان شورشی در سراسر ایران که با رزم آتشین زمین را زیر پای حاکمیت فاشیستی خامنهای به لرزه درآوردند و بهقول برادرمسعود با بهای سنگین در مصاف با اهریمن و قوای دشمن ضدبشر در سراسر ایران درسهای ماندگار و فراموشی ناپذیر بر جای گذاشتند.
درودهای بیکران به شهدای قیام خلقو خلق قهرمان ایران که در این قیام و خیزش سراسری برگ زرین دیگری از مقاومت و مبارزه و پرداخت بهارا در تاریخ مبارزات مردم ایران برای آزادی خلق و میهن اسیر رقم زدند بهطوریکه خامنهای ضحاک را آنچنان به وحشت انداختند که مجبور شد برای خاموش کردن قیام خلق و جلوگیری از سرنگونی رژیمش دست به یک کشتار وحشیانه بزند (اما زهی خیال باطل که این قیام و مقاومت سربازایستادن ندارد و قیام و انقلابی است تا سرنگونی و رسیدن به آزادی و پیروزی محتوم).. و بواقع اینگونه ماهیت کثیف، ضدبشری و فاشیستی خود را به عیانترین شکل به ایران و ایرانیان و تمامی جهان نشان داد بهطوریکه از جوشش خونهای بهناحق ریخته در کف خیابانهای سراسر شهرهای ایران و به نمایش گذاشتن اجساد شهدا برای ایجاد ترس و وحشت میبینیم که نه تنها مردم ایران بلکه تمامی دنیا به جوش و خروش آمده و از این حد شقاوت و جنایت ابراز انزجار کرده و خشم همگان را برعلیه این رژیم ضدبشر برانگیخته است تا جایی که گزارشگر ویژه سازمان ملل و سازمان ملل و پارلمان اروپا و شورای حقوقبشر همه را به نقطهای رساند که در برابر این جنایات موضع بگیرند
و اما در پاسخ به سؤال شما در مورد ارزیابی کارزار سهشنبههای نه به اعدام
همانطور که میدانید امروز۷بهمن وارد سومین سال کارزار سهشنبههای نه به اعدام و اعتصاب غذای زندانیان در ۵۶ زندان در سراسر ایران شدیم آنهم در شرایطی که هزاران نفر بهدستور خامنهای ضحاک در خیابانهای سراسر ایران به خاک و خون کشیده شدند و همچنان اعدام زندانیان ادامه دارد.
این کارزار نشان از تودهنی محکمی است به دستگاه و ماشین سرکوب و ارعاب خامنهای است
این کارزار و مقاومت در زندانها بیانگر عزم واراده خلقی است که انتخاب کرده با پرداخت بهایی سنگین آزادی را بهدست آورد و بیشک یک پدیده نوظهور نیست بلکه ریشه در ۶۰ مبارزه بر علیه دو دیکتاتوری و بهخصوص ۴۷سال مبارزه خونین با حاکمیت خونریز ولایت فقیه. مقاومتی که در این سالها یک لحظه خاموشی نداشته و به بهای خون بیش از ۱۲۰ هزار شهید تا به امروز ادامه داشته. آنچه که امروز در زندانها از رزم و مقاومت و پیامهای زندانیان میبینیم و میشنویم و آنچه که طی این مدت قیام در سراسر شهرهای ایرانزمین از رزم و دلاوری کانونهای شورشی و تمامی زنان و مردان و جوانان شورشی و قهرمان، همگان چه در داخل ایران و چه در خارج ایران دیدند ادامه مبارزه و مقاومتی که از فردای حاکمیت رژیم ضدبشری خمینی در میهن ما آغاز شد مقاومتی خونین با بهایی سنگین برای آزادی و رهایی خلق و میهن اسیر.
شما بهطور خاص در مورد این مقاومتها در زندان زنان چه نکاتی دارید؟
در این رابطه باید بگم بهرغم شرایط فوقالعاده غیرانسانی که زندانیان سیاسی ما بهخصوص زندانیان سیاسی زن و خواهران عزیزم در زندانها مواجه هستند و لی میبینیم پرچم مقاومت و آزادیخواهی را برافراشته نگه داشتهاند و همانطور که بارها شاهد شعارهایشان که از سیما پخش شده بودیم زن مقاومت آزادی که بواقع با جانفشانی و تحمل رنج و شکنج بسیار مستمرا پرچم تسلیمناپذیری خلق قهرمان را برافراشته و با روحیهای بالا و جنگنده که همه میدانیم چه قیمت سنگینی از زندانیان دربند گرفته میشود اما این قهرمانان همبستگی خود را با قیامآفرینان در بیرون نشان داده و نقش هدایتگر خودشان را دارند اما باید در اینجا بر یک حقیقت انکارناپذیر تأکید کنم که مقاومتی که امروز در زندانهای سراسر ایران و بهخصوص در میان زنان زندانی سیاسی میبینیم این هم یک پدیده نوظهور و نوظهور نیست بلکه ریشه تاریخی دارد. زنان ما همیشه نقش پیشتاز و برجستهای در قیامها داشتند از انقلاب مشروطه تا زمان شاه خائن و انقلاب ضدسلطنتی تا ۴۷ سال مبارزه برعلیه رژیم جنایتکار حاکم برای نیل به آزادی.
در بیش از ۵ دهه مبارزه زنان مبارز و مجاهدی است که در زندانهای شاه و شیخ و در میدانهای نبرد رهاییبخش برعلیه این دو دیکتاتوری جنگیدند و در اوج سرفرازی شهادت را انتخاب کردند زنانی چون فاطمه امینیها مرضیه اسکوییها و اشرف زنان مجاهد خلق اشرف رجوی.
زنان مجاهد و مبارز، کارنامهای درخشان از خودشان در زیرشکنجه و در سیاهچالها و میدانهای نبرد و بوسه زدن بر طنابهای دار از خود به جای گذاشتند بهخصوص در قتلعام سال ۶۷
زنان مجاهدی چون پروین مستوفی که مادر سه فرزند خردسال و ۵ ماهه باردار بود اما استوار و مقاوم بر سر موضع هواداری از آرمان سازمان مجاهدین ایستاد و در سال ۶۰ در زندان همدان به همراه دیگر خواهران همرزمش بهجت حیدری، مژگان جمشیدی و تعدادی دیگر قهرمانانه بهشهادت رسیدند و یا خواهران مجاهدم معصومه میرزایی زهرا شریفی در زندان همدان پوران نسوری نیره غلامی فریده گوهرنیا، در جریان قتلعام بهشهادت رسیدند
زنانی که امروز در خیابانهای شهرهای میهنم ایران و در زندانها درس مقاومت و آزادی میدهند وارث میراث رزم و مقاومت خونین از که جلوی چشمان خود الگو دارند سازمانی که بیش از ۳۲ سال است که زنان ذیصلاح در رأس رهبریش قرار دارند و خانم مریم رجوی که از سال ۶۴ وارد رهبری سازمان و مقاومت شد و راه و مسیر را برای دیگر زنان باز نمود بله امروز میبینیم زنان میهن ما با داشتن چنین الگوهایی که داشتند و دارند میتوانند در تمامی میدانهای نبرد و قیام نقش پیشتازی و جلوداری خود را ایفا کنند بهطوریکه تعجب و تحسین همگان را برانگیخته و همه رسانههای خارجی به این حقیقت اذعان کرده و میکنند
در خاتمه میخواهم روی یک نکته هم تأکید کنم و آن اینکه جنایتی که خامنهای ضحاک در قتلعام قیامآفرینان مرتکب شد نه نشانه اقتدار بلکه واکنش مستقیم وحشت از سرنگونی بود که در اوج ترس فکر کرده و میکند میتواند اینگونه مانع ادامه قیام و سرنگونی بشود ام بهطور قانونمند همین جنایت و قتلعام جامعه را به نقطهای رساند که همگان فهمیدند که تنها راه رهایی و نجات خلق آتش و سلاح میباشد و سرنگونی خواهی دیگر به وسعت تمامی جغرافیای ایران است
