استمرار کارزار سهشنبههای نه به اعدام با عبور از فراز و نشیبهای فراوان
۱۴۰۴/۱۱/۸
گفتگو با حوری سیدی و الیزابتا زامپاروتی
امروز در آغاز سومین سال کارزار بزرگ سهشنبههای نه به اعدام هستیم. کارزاری که طی دو سال گذشته فراز و نشیبهای بسیاری رو طی کرده و حالا در کشاکش قیام بزرگ دیماه همراه با مبارزات عموم مردم ایران از سر فصل دیگری عبور کرده است در این قسمت از برنامه میخواهیم نگاهی داشته باشیم به این کارزار بزرگ.
سلام به مردم شجاع و دلیر وطنم ایران، سلام به جوانان و کانونهای بیباک و بیم که زمین را زیر پای این رژیم خونریز به لرزه درآوردند. و درود به شهیدان این قیام که قطعاً خونشون موجی خواهد شد در قیامهای گستردهتر و آتشین تر بعدی، ریشه این حاکمیت را خواهد سوزاند
سلام و تسلیت ویژه دارم به خانوادهها و مادران و پدران شهیدان، همونها که قلبشون مالامال از درد فراغ فرزندانشان هست. بهعنوان یک مجاهد، خودم را شریک دردهای شما میدانم اما ایمان دارم که این درد و بغضها تبدیل به ارادههایی قویتر و مصممتر از گذشته میشود تا روز پیروزی مردم ایران علیه حاکمیت مرگ و نیستی و تباهی رو رقم بزنیم
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از دومین سال خودش عبور کرده شما بفرمایید که اساس و بنیان این کارزار چیست و چگونه توانسته است از چند زندان به ۵۶ زندان در سراسر کشور به صد هفته برسه؟
«ابتدا اجازه بدین درود بفرستم به ارادههای مستحکم زندانیان سیاسی که طی دو سال گذشته، کارزار سهشنبههای نه به اعدام رو بهرغم فراز و نشیبها و تهدیدات رژیم اعتصاب خودشون در هر سهشنبه استمرار بخشیدند و با این ایستادگی، سایرین رو هم به این کارزار فراخواندند.
زندانیان سیاسی که خودشون هم زیر تیغ اعدام هستند و در این کارزار شرکت دارند. هزاران درود بر این زندانیان که همین امروز فریاد و طنین صدای اونها در آغاز سومین سال کارزار و در همبستگی با قیامکنندگان به گوش همگان رسید.
این کارزار از هفته اول بهمن سال ۱۴۰۲ پس از اعدام دو زندانی سیاسی از جمله محمد قبادلو آغاز شد. روز سهشنبه هم به این دلیل توسط زندانیان انتخاب شد چون رژیم در زندان قزلحصار در این روز زندانیان رو به انفرادی منتقل میکرد که بعد به طنابهای بسپرد.
خوب میدونید که رسیدن تعداد زندانها به ۵۶ زندان آن هم در شرایط سخت زندانها و سانسور، کار فوقالعاده دشواری هست که خوشبختانه تا آغاز سومین سال این کارزار ادامه پیدا کرده.
این کارزار هماکنون به ۵۶ زندان در ۵۰ شهر از ۲۷ استان کشور گسترش یافته است. این گسترش حاصل هزاران ساعت کار ریزبافت و میلیمتری با تلاشی خستگیناپذیر از جانب زنان و مردانی است که با به جان خریدن همه تهدیدات سنگین، با ایمان و اعتقادی راسخ به آزادی مردمشان از هیچ تلاشی برای بردن این پیام دریغ نکردهاند. اگر چه مبنای لازم آن ایستادگی زندانیان سیاسی است که این کارزار را با همه سختیهایش بارور کردند اما، گسترش آن حاصل تلاشهای همسنگرانشان در بیرون زندانها بوده است.
نگاهی به روند گسترش یابنده این کارزار حاکی از مقاومت و تسلیمناپذیری ای است که در زندانها علیه دستگاه سرکوب قضاییه جلادان توسط فرزندان ایرانزمین وجود دارد.
همین کارزار بود که در هفته چهارم مهرماه ۱۴۰۴ شعله مقاومت را به میان زندانیانی محکوم به اعدام در قزلحصار برد. در هفته چهارم مهرماه ۱۵۰۰ زندانی در اعتراض به اعدام همبندیهای خود طی یک هفته اعتصاب غذا، رژیم اعدامی را مجبور به عقبنشینی و تسلیم به خواستههای خود کردند».
در شرایطی که جامعه در کشاکش قیام هست اهمیت کارزار سهشنبههای نه به اعدام رو شما چطور میبینید؟
«ببینید این قیام آتشین و آنچه در کف خیابانهای شهرها از شعلههای سربهفلک کشیده اون دیدیم، نشان داد که مردم به تمام و کمال آنچه را که باید، برای این قیام و برای سرنگونی پرداختند.
این قیام که البته الآن فرصت برشمردن ویژگیهای اون در این برنامه نیست، اما از ویژگیهای برجسته اون این بود که بر تمام توهمات شکست ناپذیری رژیم، مهر باطل زد. مهر باطل زد بر ترویج و تبلیغ کسب آزادی بدون پرداخت قیمت و هزینه آن. مردم ما بهخوبی تجربه کردند و به عیان نشان دادند خونی که از پیکرشان ریخته و جوانان و زنان و مردانی که بهدست سپاه پاسداران بر زمین ریخته شد، قیمت آزادی است. ۴۷ سال است که درخت تنومند رزم و نبرد با شکوه و بیامان بین خدای آزادی و ناخدای استبداد، با خون بهترین فرزندان این میهن آبیاری شده است. پس تهدید، زندان، شکنجه، اعدام دیگر اثر ندارد.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام هم، اثر و کارکردش در جامعه از این جنس هست. مهر باطلی است بر بیهزینگی بر اینکه گویا میشود با موج سواری، و بدون پرداختن از جان و جانمایه و عزیزان مان، به آزادی دست یافت.
شما در اخبار هر روز شاهد هستید که چطور دژخیمان درندهای همچون اژهای تا دادستان کل رژیم و صالحی دادستان تهران برای قیامکنندگان خط و نشان میکشند که بله این تازه اول کار هست و محاکمه میکنیم و سریع هم این پروندهها رو تعیینتکلیف میکنیم که دیر نشه تا اثرش رو از دست نده و. یعنی چی؟ یعنی اعدام میکنیم تا اثرش زیاد باشه.
اژهای دژخیم گوشخوار میگه: انتظار این است ما سریع بعضی از دستگیر شدگان را محاکمه بکنیم. زمان جنگ است و زمان جنگ هم مقررات خودش را دارد.
بعد هم حکم میده که اموال این بازداشتیها باید توقیف بشه. توقیف ثبتی هیچ اشکالی نداره بعضی از اموال منقول هم اگر احتمال میدید که مخفی کنند، جابهجا بکنند که فرض کنید باهاش اسلحه آوردند، باهاش سنگ آوردند، باهاش احیاناً ممکنه اموالی باشه که باید ضبط بشه این هم اشکالی نداره.
آخوند احمد خاتمی نایبرئیس خبرگان و خرچنگ نظام میگه: اینها چهار عنوان مجرمانه دارند که باید به اشد مجازات برسند محارب هستند، عنوان باغی، مفسد فی الارض و قاتل را دارند. حوزویان خواهان اشد مجازات برای لیدرهای اغتشاشات هستند
آخوند قاسمیان مداح خامنهای آن کسی که طراحی شده و به این مراکز حمله میکند به اسلحهخانه حمله میکند سلاح گرم آورده او قطعاً باید اعدام شود
دبیرخانه شورای ملی مقاومت اعلام کرد که ۵۰ هزار نفر در جریان این قیام بازداشت شدهاند.
اما در برابر همه این نعرههای جنون آمیز، پاسخ بسیار روشنی مردم به رژیم دادند و بهش بیا بیا گفتهاند. از درون زندان هم زندانیان خروشیدند که نه زندان، نه اعدام، نه کشتار هرگز اثر ندارد. پس ما هم همراه با این عزیزانمان به رژیم و دژخیمانش میگیم که بگیر، ببند، بکش گور خودکنی بهدست خود»
در مورد شهیدانی که در کارزار سهشنبههای نه به اعدام بودند چه توضیحاتی دارید؟
«همین جا باید اشاره کنم به نام دو قهرمان، دو شهید مجاهد، یاران بیمزارمان بهروز احسانی و مهدی حسنی که در مرداد همین امسال بهدلیل هواداری از مجاهدین و پایداری بر مبارزه تا به آخر، جنایتکارانه اعدام شدند.
این دو شهید، در زمره اولین زندانیانی بودند که به این کارزار پیوستند.
بهروز و مهدی و همچنین عباسعلی رمضانی از شهیدان قیام ۴۰۴، سمبلهایی از این اراده بیشکست هستند. خون بهروز و مهدی که به وحشیانهترین شکل برای اعدام منتقل شدند، خاموش نشده»
