شش سربدار مجاهد خلق در قزلحصار؛ مشعلداران پایداری نسلها

پوشش زنده اخبار ۶شهید مجاهد خلق
۱۴۰۵/۱/۱۶
شش سربدار مجاهد خلق، از وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر تا محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علیپور و پویا قبادی؛ نماد پیوستگی مقاومت نسلها و شعلهای فروزان که با خون سربداران هرگز خاموش نمیشود
سپیدهدم شنبه ۱۵فروردین، با اعدام وحید بنیعامریان، ۳۳ساله، نخبه دانشگاه و فوقلیسانس مدیریت و ابوالحسن منتظر، ۶۶ساله، لیسانس معماری، از زندانیان سیاسی زمان شاه و زندانی دهه ۶۰، بار دیگر چهره عریان سرکوب در دود و دم جنگ خارجی آشکار شد؛ سرکوبی که از دهه ۶۰ تا امروز، با طناب و شکنجه و تیرباران ادامه یافت، اما هرگز نتوانست مسیر مقاومت و پیکار و پایداری را متوقف کند.
این دو، در امتداد ۴ اعدام پیشین (محمد تقوی ۵۹ساله لیسانس هنر از زندانیان دهه ۶۰، بابک علیپور ۳۳ساله حقوقدان، پویا قبادی ۳۳ساله مهندس برق و اکبر دانشورکار ۶۰ساله مهندس عمران)، بهدار آویخته شدند؛ ۶نام، از نسلهای متفاوت، با تخصصها و زندگیهای گوناگون، اما با یک آرمان مشترک: آزادی!
این تابلو نماد پیوستگی مقاومت از دههٔ ۶۰ تا امروز است و نشان میدهد که مقاومت نه یک مقطع، بلکه یک مسیر تاریخی است. آتشی شعلهور و مشعلی فروزان که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
در میان این صداها، جملهای از فرمانده وحید بنیعامریان، نخبهٔ دانشگاهی، نفسها را در سینه حبس میکند:
«حال که ولیفقیه جنایتکار در وحشت از قیامهای آتشین خلق، کمر به اعدام کانونهای شورشی بسته است، خطاب به مأموران کثیف اطلاعات و دژخیمان جنایتکار که در تمام دوران بازجویی و در بیدادگاه، در حسرت اعلام برائت من از سازمان و راه و رسم پرافتخار مجاهدین بودند و ماندند، همصدا با بهروز، مهدی و مثل همه سربداران ۶۷ اعلام میکنم: اگر بهای زنده ماندن، دست شستن از نام مجاهد خلق است، پس ننگ بر این زندگی! این از آن شما باد!»
وحید در ادامهٔ همین پیام خطاب به رهبر مقاومت برادر مجاهد مسعود رجوی افزود:
«اما بهعنوان عضو کوچکی از ارتش بزرگ آزادی، عهدم را با برادر مسعود چنین تجدید میکنم:
"میخواهم چنان درسی به رژیم بدهم که معنای کانون شورشی را بار دیگر بفهمد و به عیان ببیند که چگونه نسلهای پیاپی از چشمه جوشان تبیین جهان تو مینوشند، زنده میشوند، برمیخیزند، تا پای جان و بیمنت میرزمند و تکثیر میشوند و حتی اگر دستشان هم بسته شود، بهصورت کثیف دژخیمان تف میاندازند".
و سوگند یاد میکنم که تا وقتی در زندان هستم، تمام تمرکزم را برای پیشبرد خطوط سازمان بهکار گیرم و اگر هم حکم اعدامام تأیید شد و خواستند مرا بربایند یا در پای چوبههای دار، به دژخیمان بیابیا بگویم و پردهٔ آخر وفای به پیمانم با خدا و خلق و راهبرانم، این شعارها باشد:
مرگ بر خامنهای – درود بر رجوی»
این، صدای نسلی است که در اوج فشار، از هویت و انتخاب خود عقب نمینشیند.
در چنین شرایطی، اعدام دیگر یک مجازات نیست؛ زبان سیاسی حاکمیتی است که میخواهد با ایجاد رعب، مسیر قیام و کانونهای شورشی را سد کند. همزمان و با بهرهبرداری از جنگ خارجی، میکوشد سایه سرکوب را بر سراسر جامعه بگستراند و فضای خفقان را عادی جلوه دهد.
خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیدهٔ مقاومت، پس از اعدام وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر طی پیامی در اینباره گفت:
«آخوندهای حاکم با اعدام مجاهدین سرموضع، وحید و ابوالحسن و محمد و اکبر و بابک و پویا بیهوده تلاش میکند سرنگونی محتوم خود را چند صباحی به تأخیر بیاندازند، این خونهای به ناحق ریخته شده خشم و انزجار مردم و عزم رزمندگان آزادی را دوچندان میکند.
این شهیدان والامقام، معلمان پایداری و صدق و فدا برای نسل جوانی هستند که در قیامهای پیاپی به صحنه میآیند. جوانان شورشگری مانند امیرحسین حاتمی، صالح محمدی، مهدی قاسمی و سعید داوودی که در هفتههای اخیر سربدار شدند و به کهکشان شهیدان راه آزادی پیوستند».
این اعدامها بخشی از موج گستردهتر سرکوب سیاسی در ماههای اخیر بوده و خشم عمومی و انعکاسات بینالمللی گستردهای ایجاد کرده است.
مروری بر زندگی شهیدان سربدار فروردین ۱۴۰۵
در روزهای آغاز سال، ۷ شهید سرافراز،.. جانهای پاکشون رو ،..فدای آزادی ایران کردن،.. هر کدام از این شهیدان، گنجینهای بودن که،.. بالاترین گوهر اونها،.. فدای همهچیز.. برای آزادی میهن بود.. باهم نگاهی گذرا داریم به زندگی این قهرمانان سربه دار!
مجاهد شهید سید محمد تقوی متولد ۱۳۴۶ در تهران. ..تحصیلات ابتدایی و متوسطه رو در تهران سپری کرد و با رتبهی ۲ کنکور سراسری در سال ۱۳۷۲ وارد دانشگاه شد و در رشتهی گرافیک و طراحی فارغالتحصیل شد.
محمد تقوی از زندانیان سیاسی دههی شصت در بند ۲۰۹ اوین بود...
سال ۱۳۷۰ دوباره محمد تقوی برای پیوستن به مقاومت ایران اقدام کرد که دستگیر شد و مدت ۱ سال در زندان بود
سال ۱۳۹۹ محمد تقوی مجدد دستگیر شد.. ۶ اسفند ۱۴۰۱ از زندان آزاد و به کهنوج تبعید شد... اسفند ۱۴۰۲ هنگام خروج از کشور در مرز چالدران بازداشت و به بند ۲۰۹ منتقل شد... در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ بیدادگاه رژیم او رو بههمراه ۵ مجاهد دیگه به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق و «بغی» متهم کرد..
بعد محمد تقوی بهصورت تکی به بیدادگاه برده شد محمد هیچ اتهامی را نپذیرفت و گفت: «اصلاً دادگاه را قبول ندارم»..
یکشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۴ بیدادگاه رژیم حکم اعدام محمد تقوی رو مجدداً تأیید کرد... این مجاهد قهرمان به بازجوی جنایتکار گفت: «به سازمان وصل شدم ..ادامه دادم.. بازهم برم بیرون همین کار رو خواهم کرد...»
در همون روز ۱۰ فروردین... به همراه محمد تقوی ...مجاهد قهرمان «اکبر دانشورکار» هم سربدار شد...
اکبر متولد ۱۳ شهریور ۱۳۴۵.. در تهران بود خودش نوشته:.. در یک خانوادهی اصالتاً اردبیلی و مذهبی به دنیا آمدم... اکبر تحصیلاتش تا پایان مقطع متوسطه رو در تهران و با اخذ دیپلم ادامه داد سالها آموزشیار سوادآموزی برای بزرگسالان بود...
سال ۱۳۷۰ با رتبهی ۳۷۸ در رشتهی عمران دانشگاه صنعتی خواجه نصیر وارد دانشگاه شد و پس از ۴ سال با مدرک کارشناسی فارغالتحصیل شد.
در وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ ...اکبر فعال بود ..و برای نخستین بار دستگیر شد و با انفرادی طولانی ..و شکنجههای وحشیانه مواجه شد...
در آبان ۱۳۹۸ اکبر مجدداً دستگیر شد ..و بعد از چند روز شکنجه.. و بازجویی موفق شد با فریب بازجو و شکنجهگران.. و ازآنجاییکه.. هیچ مدرکی از او نداشتند.. آزاد بشه...
در جریان قیام ۱۴۰۱ اکبر بازهم فعال بود... در چهلم شهید قیام محسن شکاری.. به بهشتزهرا رفت و در تلاش برای کمک به نجات دادن یک جوان تحت تعقیب نیروهای سرکوبگر.. دستگیر شد که بعد از شکنجه و بازجویی. و مدتی حبس.. آزاد شد..
نیمهشب ۱۳ دیماه ۱۴۰۳ ..نیروهای سرکوبگر.. به خانهی اکبر ریخته و پس از مدتی آزار و اذیت و ضرب و شتم.. اونو دستگیر کرده و بردند. ..اکبر بههمراه محمد.. در دو بیدادگاه ضدانقلاب.. و قضائیهی جلادان .به اعدام محکوم شد و روز ۱۰ فروردین.. سربدار شد...
مجاهد شهید بابک علیپور. متولد ۲۹ آبان ۱۳۷۰ در شهر آمل،.. استان مازندران، سال ۱۳۹۲ .با مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه فارغالتحصیل شد...
خودش نوشته در سال ۱۳۹۶ با سازمان مجاهدین ارتباط برقرار کردم و فعالیتهای سیاسیام آغاز شد..
بابک در سال ۱۳۹۷ برای نخستین بار در شهر رشت دستگیر شد، ..اتهامش عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران و توهین به خامنهای و تبلیغ علیه حکومت بود؛ که بعد از ۲۱ ماه.. از زندان لاکان رشت آزاد شد...
سال ۱۴۰۰ ..در شهر تهران.. بهدلیل فعالیتهایی که داشته مجدداً دستگیرشده.. و ۱۸ ماه در زندان اوین زندانی بود، در اسفند ۱۴۰۱ ..از زندان اوین آزادشد...
آخرین بار در دیماه ۱۴۰۲ در تهران دستگیر شد، جرم اون عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران بود، ..رژیم برای اون حکم اعدام صادر کرد، ..در آذرماه ۱۴۰۴.. این حکم توسط قضائیهی جلادان تأیید شد.. و در ۱۱ فروردین این مجاهد قهرمان هم.. سربدار شد!
مجاهد قهرمان پویا قبادی، متولد ۳۱ تیر ۱۳۷۲ در شهرستان سنقر، استان کرمانشاه.... در دبیرستان نمونه خوارزمی سنقر دیپلم گرفت... سال ۱۳۹۴ در رشتهی مهندسی الکترونیک.. از دانشگاه کردستان با اخذ مدرک کارشناسی فارغالتحصیل شد... آشنایی با مسائل سیاسی رو اینطور توضیح داده: «قیام ۸۸ و سرکوب وحشیانه آن توسط رژیم و حوادث و جنایات کهریزک و شناخت نسبی که از ایدئولوژی مجاهدین و زندگینامه بنیانگذاران سازمان پیدا کردم»...
پویا در رابطه با نخستین دستگیریاش اینطور نوشته:.. «در چند صحنه از قیام ۹۶ که توده به میدان آمده بود و خشم فروخورده خود را با آتش و تهاجم به مأموران انتظامی بروز میداد، شرکت کردم و عکس و فیلم تهیهکرده و برای سیمای آزادی فرستادم. چند ماه بعد به اتهام همکاری با مجاهدین و اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی دستگیر شدم»..
۷ ماه بعد پویا دوباره دستگیر و به ۱۰ سال حبس و دو سال تبعید محکوم شد،.. در جریان قیام سراسری ۱۴۰۱، رژیم پویا رو به شهر «نیکشهر سیستان و بلوچستان »تبعید کرد؛.. اما دیدن محرومیتهای هموطنان در نیکشهر بر عزم پویا ..برای ادامهی مبارزه افزود... پویا روز ۴ اسفند ۱۴۰۲ ..حین تلاش برای خروج از مرز .مجدداً دستگیر شد و در محاکمهای که خودش اونو «کاملاً فرمایشی» توصیف کرده.. به اعدام محکوم شد... این حکم در آذر ۱۴۰۳ توسط قضائیهی جلادان بار دیگه تأیید شد.. و پویا هم در روز ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ سربدار شد...
حکومت جنایتکار آخوندی روز ۱۳ فروردین یک زندانی شورشگر،.. «امیرحسین حاتمی» جوان ۱۸ ساله رو بهخاطر شرکت در قیام.. و تهاجم به اماکن نیروهای سرکوبگر اعدام کرد... امیرحسین.. این شورشگر دلیر گفته بود: «هدف من از حضور در قیام،.. براندازی نظام بوده.. و با هدف پیدا کردن اسلحه گرم و مهمات.. به این مکان حمله کرده و وارد اون شدم»
مجاهد قهرمان وحید بنیعامریان، متولد ۱۸ اسفند ۱۳۷۱ در شهر سنقر از استان کرمانشاه... تحصیلات ابتدایی و متوسطه رو.. در شهر سنقر ادامه داد... تحصیلاتش رو تا مدرک کارشناسی.. در رشته مهندسی برق و کارشناسی ارشد مدیریت ادامه داد و مربی پیشدانشگاهی بود..
نخستین بار در اسفند ۱۳۹۶ دستگیر و به مدت ۶ ماه زندانی بود،..
در دیماه ۱۳۹۷ ..برای دومینبار دستگیر شد و تا اسفند ۱۴۰۱ در زندان بود و بعد به بشاگَرد تبعید شد..
در دیماه ۱۴۰۲ مجدداً دستگیر شد..
در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳.. به اعدام محکوم شد ..و در آذر ۱۴۰۴ ..قضائیهی جلادان حکم اعدام اونو تأیید کرد...
جرمش..و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران بود.. و در ۱۵ فروردین... این مجاهد قهرمان هم سربدار شد
واما ...مهندس ابوالحسن منتَظَر متولد سال ۱۳۳۸ در تهران...
فارغالتحصیل مدرک کارشناسی معماری...
ابوالحسن.. از زندانیان سیاسی با سابقه بود ..در سال ۱۳۵۶ توسط ساواک شاه خائن دستگیر شد.. و مدت ۶ ماه در زندان بود...
از ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ ..بهمدت ۵ سال در زندان وکیلآباد مشهد زندانی بود...
سال ۱۳۹۶ هم.. ۲ ماه در زندان« ُوزرای تهران» زندانی بود...
شهریور ۱۳۹۷ دستگیر شد ..و به زندان اوین فرستاده شد و تا فروردین ۱۴۰۲.. در این زندان بود..
ابوالحسن در ۳۰ آذر ۱۴۰۲ ..مجدداً دستگیر شد... اون هم بههمراه دوستانش.. در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ توسط قضائیهی جلادان به اعدام محکوم شد.. و در ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ سربدار شد!
...حکومت آخوندی، ۷ قهرمان رو اعدام کرد... از چند نسل مختلف؛ ۶ تن از اعضای مجاهدین و یک جوان شورشگرِ دلیر،... با همهی اختلاف سنی و نسلی؛ اما..اما یک هدف واحد داشتن،.. سرنگونی رژیم آخوندی.. با استراتژی« آتش جواب آتش»... قطعاً که راهشون رو.. قهرمانان کانونهای شورشی.. و شورشگران بپاخاستهی مردم ایران.. ادامه خواهند داد.!
مصاحبه ای بی سی نیوز با رامش سپهرراد درباره اعدام دو مجاهد
گروه ایرانیان مقیم آمریکا که برای ایران آزاد و دموکراتیک تلاش میکند
رامش سپهرراد، رئیس هیئت مشاوره سازمان جوامع ایرانی-آمریکایی، در مورد وضعیت فعلی جنگ با ایران صحبت میکند.
مجری (ABC News): «میخواهیم رامش سپهرداد را به برنامه بیاوریم؛ رئیس هیئت سازمان جوامع ایرانی-آمریکایی، گروهی که میگوید وقف ترویج یک ایران آزاد و دموکراتیک است....
میخواهم از شما بپرسم، سرنگونی آن جنگنده ایالات متحده بر فراز ایران، درباره وضعیت فعلی این جنگ و مسیری که به سویش میرود، چه پیامی برای شما دارد؟»
رامش سپهرداد: «فکر میکنم مسئله اینجاست که شاید همه، سرنگونی این جنگنده را به عنوان "قدرت رژیم" ببینند، اما این رژیم بسیار ضعیف است. فشارهای رئیس جمهور ترامپ ماهیت رژیم را افشا کرده است. اما باز هم میگویم، تمرکز باید بر آنچه در داخل ایران میگذرد باشد. درست همین امروز صبح، دو زندانی سیاسی برجسته توسط رژیم ایران اعدام شدند: وحید بنیعامری و آقای منتظر. این دو نفر علاوه بر ۵ نفر دیگری هستند که از ابتدای هفته اعدام شدهاند. اینها اعضای گروه اصلی اپوزیسیون ایران، یعنی مجاهدین خلق (MEK) هستند. این به شما نشان میدهد که این اعدامها در واقع مسئله تعیینکننده در سیاست ایالات متحده است. تهران بیش از هر چیز دیگری از اپوزیسیون سازمانیافته و قیام داخلی میترسد. و این همان چیزی است که تمرکز کارزار ما بوده است: "نه به اعدام در ایران" و حمایت از مردم ایران برای یک جمهوری سکولار و غیرهستهای.»
مجری: «رامش، رئیس جمهور ترامپ میگوید جنگ از همین حالا پیروز شده است و طوری صحبت میکند که انگار تغییر رژیم در ایران قبلاً رخ داده است. پاسخ تو به توصیف او از وضعیت چیست؟»
رامش سپهرداد: «من فکر میکنم تغییر رژیم واقعی آن چیزی است که از داخل ایران نشأت میگیرد. مردم ایران خواهان رفتن این رژیم هستند. به همین دلیل بود که آنها شجاعانه در ژانویه (دیماه ۱۴۰۴) اعتراض کردند و هزاران نفر در خیابانها کشته شدند. اما اکنون رژیم به سراغ زندانیان سیاسی و اعدام آنها رفته است، زیرا میخواهد در جامعه ایران ترس و وحشت ایجاد کند. آنچه برای ما در جامعه بینالمللی بسیار مهم است که به رسمیت بشناسیم، این است که ایران یک جنبش مقاومت مسلحانه در داخل کشور دارد. این جنبش مقاومت به رهبری مجاهدین خلق در داخل -که به عنوان ارتش آزادیبخش ملی نیز شناخته میشود- همان نیرویی است که یک هفته قبل از شروع این جنگ، به اقامتگاه ولی فقیه ایران حمله کرد. بنابراین ما باید به آنچه در میدان نبرد واقعی میگذرد توجه کنیم؛ جنگ واقعی میان مردم ایران و رژیم حاکم. این مرکز توجه سازمان ماست تا مطمئن شویم صدای آنها بلندتر شده و پیامشان به عنوان راه حل واقعی و مسیر تغییر رژیم در ایران شنیده میشود.»
انعکاسات جهانی اعدام شهدای مجاهد خلق و شورشگران
-
-سی نیوز ۵ آوریل ۲۰۲۶
ایران مخالفان را اعدام میکند؛ تشدید سرکوب فعالان قیام
در تنشزایی جدیدی که نشاندهنده عمق ترس رژیم ایران از تجدید قیام مردمی است، مقامات ایران دو مخالف شجاع به نامهای محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست را در روز یکشنبه، ۵ آوریل ۲۰۲۶، به دار آویختند.
اعدام آنها تنها چند روز پس از سلسله کشتارهای دیگری صورت گرفت که اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران و فعالان جوان مرتبط با قیام ژانویه را هدف قرار داده بود.
طبق اعلام قوه قضائیه رژیم، بیگلری و واحدپرست متهم به برنامهریزی برای حمله به یک انبار مهمات مرتبط با یک سایت نظامی در تهران بودند. مقامات همچنین مدعی شدند که آنها در ماه ژانویه در حمله، آسیب رساندن و آتش زدن یک مکان حساس نظامی شرکت داشته و برای دستیابی به انبار تسلیحات آن تلاش کرده بودند. قوه قضائیه در ادامه ادعا کرد که چندین «عنصر دشمن» در جریان قیام ژانویه سعی داشتند به سایتهای نظامی هجوم برده و سلاح و تجهیزات را برای استفاده علیه رژیم تصاحب کنند.
با این حال، این بیانیههای رسمی به جای توجیه اعدامها، نشان میدهند که رژیم در این مرحله از چه چیزی بیشترین هراس را دارد: نسلی از جوانان ایرانی که دیگر خود را به اعتراض محدود نمیکنند، بلکه سرنگونی رژیم را به عنوان یک هدف مستقیم و مشروع میبینند. این اعدامها بخشی از یک کارزار گستردهتر از سرکوب سیستماتیک علیه هر کسی است که مشکوک به ارتباط با قیام یا مقاومت ایران، بهویژه سازمان مجاهدین خلق، باشد.
کشتن بیگلری و واحدپرست اهمیت مضاعفی دارد، زیرا هر دو نفر در ۳۱ مارس ۲۰۲۶ به همراه مخالف جوان، امیرحسین حاتمی و دو تن دیگر به نامهای علی فهیم و ابوالفضل صالحی به سلول انفرادی منتقل شده بودند. احکام اعدام آنها توسط شعبه ۱۵ بهاصطلاح دادگاه انقلاب تهران، تحت نظر قاضی ابوالقاسم صلواتی، یکی از بدنامترین چهرههای قضایی رژیم، صادر شده بود.
این آخرین اعدامها در پی چندین روز خونین رخ میدهد که در آن سایر اعضای مجاهدین خلق نیز به چوبه دار سپرده شدند. از جمله آنها وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر بودند که در ۴ آوریل ۲۰۲۶ در زندان قزلحصار اعدام شدند. آنها به محمد تقوی، اکبر دانشورگر، بابک علیپور و پویا قبادی پیوستند که همگی در روزهای پیش از آن اعدام شده بودند. پیش از این، رژیم همچنین امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله را اعدام کرده بود که مقاومت از او به عنوان یکی از چهرههای جوان قیام ژانویه یاد میکند.
آنچه در روزهای اخیر رخ داده است، تنها میتواند به عنوان یک کارزار تشدیدیافته اعدام سیاسی درک شود که توسط رژیم تحت پوشش جنگ خارجی و تنشهای منطقهای انجام شده است. رژیم که با بحرانهای داخلی فزاینده — از خشم عمومی گرفته تا فروپاشی اقتصادی و تشتت سیاسی — روبروست، به نظر میرسد از شرایط جنگی به عنوان فرصتی برای حذف مصممترین مخالفان خود، بهویژه اعضای مجاهدین خلق و شورشگران جوان مرتبط با قیام، استفاده میکند.
این تحولات بر یک واقعیت مرکزی تأکید میکنند: دشمن اصلی رژیم در خارج نیست، بلکه در داخل خود ایران است. در حالی که لفاظیهای رسمی از تقابل خارجی سخن میگویند، اعدامهای مکرر فاش میکنند که نبرد واقعی رژیم با مردم ایران و با تمام کسانی است که پرچم مقاومت و تغییر را حمل میکنند. از این نظر، چوبههای دار به جای ابزار عدالت، به بخشی از استراتژی بقای رژیم تبدیل شدهاند.
سرعت و مقیاس این اعدامها نیز به حس عمیقتری از وحشت اشاره دارد. رژیم به شکلی فزاینده بیمناک است که خشم عمومی بار دیگر به قیامی گستردهتر، بهویژه در زمان بیثباتی منطقهای، تبدیل شود. رژیم با بهدار آویختن مخالفان در توالی سریع، به دنبال ایجاد رعب و وحشت در جامعه است — اما با انجام این کار، شکنندگی و ناتوانی خود در حکومت کردن با چیزی غیر از خشونت را نیز آشکار میکند.
در پایان این گزارش، متن پیام مریم رجوی به شرح زیر بازنشر میشود:
«اعدام وحشیانه دو شورشگر قهرمان، محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، چیزی نیست جز مدرک قطعی از فروپاشی رژیم ملایان در برابر خشم مردم و تجلی هراس آن از جرقهی قیامی که به ناچار ارکانش را فرو خواهد ریخت.
تشدید اعدامهای جنایتکارانه اعضای قهرمان مجاهدین خلق و جوانان شورشی در میانه یک جنگ خارجی، اعتراف صریحی است به اینکه دشمن اصلی رژیم، مردم ایران و مقاومت ایران هستند.
اما این خونهایی که به ناحق ریخته شده، بیهوده نخواهد بود؛ طنین آن در دستان همرزمانشان میان رزمندگان آزادی و جوانان شورشی بازخواهد گشت که رژیم تئوکراتیک (مذهبی) را برای همیشه از خاک ایران ریشهکن خواهند کرد.
من بار دیگر از جامعه بینالمللی میخواهم که این اعدامهای سریالی را محکوم کرده و خواستار اقدام فوری و الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد برای توقف اعدامهای خودسرانه و نجات جان زندانیان مجاهد، فعالان و جوانان شورشی که در سراسر ایران تحت حکم اعدام هستند، شود.»
-ایکس لرد (دیوید) آلتون رئیس کمیته مشترک حقوق بشر پارلمان انگلستان و عضو مجلس اعیان ۴ آوریل ۲۰۲۶ - از روز دوشنبه، ۶ زندانی سیاسی و یک معترض ۱۸ ساله اعدام شدهاند
بربریت بیرحمانه دیکتاتوری ایران، سپیدهدم امروز، بار دیگر هنگام اعدام دو نفر دیگر از طرفداران دموکراسی توسط رژیم، به نمایش گذاشته شد. از روز دوشنبه، ۶ زندانی سیاسی و یک معترض ۱۸ ساله اعدام شدهاند. این اعدامها پس از اعدام ۳ معترض دیگر در هفته گذشته انجام شده است. ایوت کوپر ( YvetteCooperMP) بایستی بلادرنگ بیانیهای عمومی در محکومیت این اعدامها صادر کند و به شجاعت غیرقابل تصور ایرانیان شجاعی که جان خود را برای آزادی فدا کردهاند، ادای احترام کند.
قهرمانی آنها و هزاران نفر دیگر که توسط رژیم به قتل رسیدهاند، باید چراغ راهنمای آینده ایران باشد - آیندهای مبتنی بر دموکراسی، حاکمیت قانون، حمایت از اقلیتها و حقوق بشر جهانی: آیندهای که باید توسط ایرانیان شکل گرفته و تعیین شود.
-ایکس آلخو ویدال-کوادراس معاون اول پیشین پارلمان اروپا ۴ آوریل ۲۰۲۶ - آنها روحیه فداکاری و مبارزه قابل تحسینی داشتند
اعضای مقاومت که این هفته توسط دیکتاتوری آیتاللههای ایران اعدام شدند، تنها چند روز قبل از اعدام، سرود خود را در حیاط زندان میخواندند. آنها روحیه فداکاری و مبارزه قابل تحسینی داشتند.
Los miembros de la resistencia ejecutados esta semana por la dictadura de loa ayatolás iranís cantando su himno en el patio de la prisión pocos días antes de morir ahorcados. Admirable espíritu de sacrificio y de moral de combate, https://t.co/ZsLSyOEp3P
— Alejo Vidal-Quadras (@VidalQuadras) April 4, 2026
-ایکس نور مالک، گزارشگر پیشین سوریه در اتحادیة عرب و از سیاستمداران و نویسندگان برجستة عرب ۴ آوریل ۲۰۲۶ - رژیم آخوندی حاکم بر ایران بار دیگر خون دو تن از شجاعترین فرزندان ملت را به زمین ریخت
جنایات آخوندها علیه مردم ایران ادامه دارد...
مریم رجوی
سحرگاه امروز، ۴ آوریل ۲۰۲۶، دو قهرمان آزادیخواه، وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر، در زندان قزل حصار به دار آویخته شدند و به دیگر شهیدان راه آزادی: محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علیپور و پویا قبادی پیوستند. رژیم آخوندی حاکم بر ایران بار دیگر خون دو تن از شجاعترین فرزندان ملت را به زمین ریخت.
وتتواصل جرائم الملالی بحق أبناء الشعب الإیرانی.. 👇 https://t.co/Yp9u8qyHzd
— أنور مالک (@anwarmalek) April 4, 2026
-ایکس پتر آلتمایر ـ معاون سابق صدر اعظم آلمان - این تحمل کردن یک رژیم تروریستی ضدبشری است ۴آوریل ۲۰۲۶
این تحمل کردن یک رژیم تروریستی ضدبشری است.
ایکس ضمیمه از خواهر مریم:
سحرگاه امروز، وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر در زندان قزل حصار کرج به دار آویخته شدند. این دو عضو قهرمان سازمان مجاهدین خلق ایران اکنون به رفقای خود که جان خود را در راه مبارزه برای آزادی فدا کردند، از جمله ... پیوستهاند.
this is a Duldung inhuman terrorist Regime. https://t.co/4u6JxqmfPZ
— Peter Altmaier (@peteraltmaier) April 4, 2026
-رژیم ایران دو نفر دیگر از مردم خود را اعدام کرد، در حالی که حکومت خونین ترور همچنان ادامه دارد
سایت نیویورک پست۴آوریل ۲۰۲۶
نوشته گابریل فهمی
حکومت ترور ایران همچنان ادامه دارد.
جمهوری اسلامی روز شنبه دو نفر دیگر را اعدام کرد، در حالی که رژیم موج جدیدی از کشتارها را به دلیل ترس از قیام شهروندان دیگر در خیابانهای تهران آغاز کرده بود.
زندانیان سیاسی ابوالحسن منتظر، معمار ۶۶ ساله، و وحید بنی عامریان، ۳۳ ساله با مدرک کارشناسی ارشد مدیریت، به دار آویخته شدند.
آنها به جرم عضویت در گروه مخالف ممنوعه، سازمان مجاهدین خلق ایران، محکوم شده بودند - و تنها چند روز پس از اعدام چهار عضو دیگر این گروه، این اتفاق افتاد.
این گروه روز شنبه در بیانیهای اعلام کرد: «تشکیلات روحانیت، که به دلیل ضعف عمیق و گیج شدن از تضعیف قدرت خود پس از قیامهای سراسری اخیر، به شدت از چوبه دار برای حذف فیزیکی مخالفان سازمانیافته خود و ایجاد وحشت در جامعهای ناآرام استفاده میکند.» این گروه تأکید کرد که این اعدامها «اوج یک روند قضایی بهشدت ناقص و فاقد هرگونه مشروعیت قانونی» است و افزود که این تاکتیکها شامل اعترافات اجباری و انتشار انبوهی از ادعاهای ساختگی توسط رسانههای دولتی رژیم علیه این دو مرد در تلاش برای توجیه اعدامهای سیاسی بود.
منتظر و بنیعامریان در ژانویه ۲۰۲۴ دستگیر و پس از متهم شدن به «شورش مسلحانه» و برچسبگذاری توسط رسانههای دولتی به عنوان «تیم تروریستی دشمن» به اعدام محکوم شدند.
-رژیم ایران دو زندانی سیاسی دیگر را اعدام کرد، شورای ملی مقاومت ایران این اعدام را محکوم کرد
سایت جاست د نیوز ۴آوریل ۲۰۲۶
رجوی خواستار «جلسه ویژه سازمان ملل متحد برای رسیدگی به اعدامهای جاری زندانیان سیاسی در ایران و اتخاذ اقدامات فوری و عملی برای جلوگیری از تلفات بیشتر شد.»
نوشته نیکلاس بالاسی
مریم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران، رژیم ایران را به خاطر اعدام زندانیان سیاسی در ایران محکوم کرد.
وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر سحرگاه شنبه در زندان قزل حصار کرج به دار آویخته شدند.
رجوی گفت: «این دو عضو قهرمان سازمان مجاهدین خلق ایران اکنون به رفقای خود که جان خود را در مبارزه برای آزادی فدا کردند، از جمله محمد تقوی، اکبر دانشور کار، بابک علیپور و پویا قبادی، پیوستهاند.» او افزود: «دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران بار دیگر خون دو تن از شجاعترین فرزندان مردم ایران را ریخته و ترس و استیصال خود را در مواجهه با اپوزیسیون سازمانیافته، مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش، آشکار کرده است.»
رجوی گفت که وحید بنیعامریان «فرمانده نترس واحدهای مقاومت بود که پیوسته در خطوط مقدم رویارویی با دشمن غیرانسانی، چه در فعالیتهای مقاومتی و چه در دوران زندان، حضور داشت.»
او همچنین گفت که ابوالحسن منتظر، زندانی سیاسی سابق در دوران شاه، «پس از دهه ۱۹۸۰ نزدیک به ۱۱ سال را در زندان گذراند. او به عنوان چهرهای ثابت قدم و منبع حمایت از دیگر زندانیان سیاسی شناخته میشد.»
رجوی گفت که این اعدامها خشم عمومی از رژیم ایران را «عمیقتر» خواهد کرد. او گفت: «ملایان حاکم با اعدام اعضای ثابتقدم اپوزیسیون - وحید بنیعامریان، ابوالحسن منتظر، محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علیپور و پویا قبادی - بیهوده تلاش میکنند تا سقوط اجتنابناپذیر خود را به تأخیر بیندازند. با این حال، این جانهای به ناحق ریخته شده، مخالفت را خاموش نخواهد کرد. در عوض، آنها خشم عمومی را تعمیق میکنند و عزم مبارزان آزادی را تقویت میکنند و خشم و عزم را در مواجهه با سرکوب تقویت میکنند.»
این قهرمانان جان باخته، معلمان مقاومت، صداقت و فداکاری هستند که داستانهایشان با نسل جوانی که همچنان در امواج اعتراضات و قیامها شرکت میکند، طنینانداز خواهد شد. در میان آنها جوانانی مانند امیرحسین حاتمی، صالح محمدی، مهدی قاسمی و سعید داوودی هستند که در هفتههای اخیر توسط رژیم آخوندی اعدام شدند و به کهکشان مبارزان آزادی کشته شده پیوستند.»
رجوی خواستار «جلسه ویژه سازمان ملل متحد برای رسیدگی به اعدامهای جاری زندانیان سیاسی در ایران و انجام اقدامات فوری و عملی برای کمک به جلوگیری از تلفات بیشتر جان انسانها» شد. او گفت: «نیاز فوری به توجه بینالمللی به وضعیت اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران و سایر زندانیان سیاسی و همچنین جوانان شورشی بازداشت شده در سراسر کشور که با اعدام روبرو هستند، وجود دارد.»
ایکس دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا ـ دو عضو سازمان مجاهدین خلق در ۴ آوریل ۲۰۲۶ اعدام شدند
4 آوریل ۲۰۲۶ ساعت 2149
شش نفری که در مبارزه برای آزادی جان خود را از دست دادند عبارتند از: وحید بنی عامریان، ابوالحسن منتظر، محمد تقوی، اکبر دانشور کار، بابک علیپور و پویا قبادی.
دو عضو سازمان مجاهدین خلق در ۴ آوریل ۲۰۲۶ اعدام شدند: وحید بنی عامریان، ۳۴ ساله، مهندس برق با مدرک کارشناسی ارشد مدیریت که شش سال را در زندان گذرانده بود، و ابوالحسن منتظر، ۶۷ ساله، مهندس معماری و زندانی سیاسی که ۱۱ سال در دوران شاه و رژیم فعلی زندان را تحمل کرده بود.
رژیم ایران همچنین در ۳۱ مارس ۲۰۲۶ دو زندانی سیاسی دیگر سازمان مجاهدین خلق را اعدام کرد: پویا قبادی، ۳۳ ساله، مهندس برق، و بابک علیپور، ۳۴ ساله، فارغالتحصیل حقوق.
این پس از اعدام دو زندانی سیاسی دیگر در ۳۰ مارس ۲۰۲۶ رخ داد: اکبر دانشور کار، ۵۸ ساله، و محمد تقوی، ۵۹ ساله، که به عضویت در گروه اصلی اپوزیسیون ایران، سازمان مجاهدین خلق، متهم شده بودند.
این پس از اعدام افراد دیگری در هفتههای اخیر، از جمله امیرحسین حاتمی، صالح محمدی، مهدی قاسمی و سعید داوودی، صورت میگیرد.
the six individuals who lost their lives in the struggle for freedom are: Vahid Bani-Amerian, Abolhassan Montazer, Mohammad taghavi, Akbar Daneshvar Kar, Babak Alipour, and Pouya Ghobadi.
— Friends of a Free Iran - EP (@FOFI_EP) April 4, 2026
two PMOI members were executed on April 4, 2026: Vahid Bani-Amerian, 34, an electrical… pic.twitter.com/wkBIxvBkYm
-ایکس کن بلکول ـ نماینده سابق آمریکا در شورای حقوق بشر - رژیم قاتل ایران امروز دو عضو دیگر مجاهدین خلق را اعدام کرد
Sad day for humanity. Iran's murderous regime exectued two more MEK members today, Vahid Bani-Amerian, 34, and Abolhassan Montazer, 67, bringing to six the number of MEK members executed this week. the world must condemn such barbarity. pic.twitter.com/ve03Ei2UCL
— Ken Blackwell (@kenblackwell) April 4, 2026
روز غمانگیزی برای بشریت. رژیم قاتل ایران امروز دو عضو دیگر مجاهدین خلق، وحید بنیعامریان، ۳۴ ساله، و ابوالحسن منتظر، ۶۷ ساله، را اعدام کرد و تعداد اعضای مجاهدین خلق اعدام شده در این هفته را به شش نفر رساند. جهان باید چنین وحشیگری را محکوم کند.
وال استریت ژورنال: ایران دو نفر را به دلیل اعتراضات سیاسی اعدام کرد
دقیقه قبل نیویورک تایمز:رسانههای دولتی ایران روز یکشنبه گزارش دادند که مقامات ایرانی دو مرد را به دلیل مشارکت در اعتراضات ضد دولتی در ماه ژانویه اعدام کردند
اعدام جنایتکارانه و سربدار شدن شورشگران دلیر شاهین واحدپرست و محمدامین بیگلری
قضاییه جلادان: محمد امین و شاهین به یک مکان دارای طبقهبندی نظامی تعرض کرده و تلاش داشتند به اسلحهخانه دسترسی پیدا کنند
خانم مریم رجوی: اعدام شورشگران نشانه وحشت رژیم از قیام و اعتراف آشکار به این است که دشمن اصلیاش مردم و مقاومت است
فراخوان مجدد به جامعه جهانی و شورای امنیت ملل متحد برای نجات جان زندانیان زیر اعدام با اتخاذ تصمیمات عملی
بامداد یکشنبه ۱۶ فروردین شورشگران دلیر، شاهین واحدپرست ۳۱ ساله و محمدامین بیگلری ۱۹ ساله از جوانان قیامآفرین دیماه، به اتهام «محاربه و افساد فی الارض» توسط قضاییه جلادان سربدار شدند.
قضاییه جلادان اعلام کرد که محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست در جریان قیام دیماه «به یک مکان دارای طبقهبندی نظامی تعرض کرده و ضمن مشارکت در تخریب و آتش زدن این مکان حساس، تلاش داشتند به اسلحهخانه دسترسی پیدا کنند». بهگفته قضاییه جلادان «کلانتریها، حوزههای مقاومت بسیج و دیگر اماکن ممنوعه نظامی از جمله نقاط حساسی بودند که تروریستها قصد نفوذ به آنها» و «سرقت سلاح و ادوات نظامی را داشتند که ناموفق ماندند» (میزان ۱۶فروردین).
همچنانکه در اطلاعیه ۱۳ فروردین دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران آمده است این دو شورشگر دلیر همراه با امیرحسین حاتمی، علی فهیم و ابوالفضل صالحی در روز سهشنبه ۱۱ فروردین در قتلگاه قزلحصار به انفرادی منتقل شدند. امیرحسین ۱۸ ساله در ۱۳ فروردین سربدار شد. هر 5 نفر در شعبه ۱۵ بیدادگاه ضد انقلاب تهران به ریاست دژخیم ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شده بودند و دیوان قضاییه جلادان این حکم را تأیید کرد.
خانم مریم رجوی اعدام سبعانه شورشگران دلاور را نشانگر درماندگی رژیم آخوندها در برابر مردم خشمگین و وحشت آن از بالا گرفتن قیام و سرنگونی نظام خواند و گفت اعدامهای زنجیرهای این قهرمانان در بحبوحه یک جنگ خارجی اعتراف آشکار به این است که دشمن اصلیاش مردم و مقاومت است. اما این خونریزیهای بیحساب از سوی رزمآوران آزادی و جوانان شورشگر بیپاسخ نخواهد ماند. جوشش این خونها بساط دیکتاتوری دینی را برای همیشه از ایرانزمین جمع خواهد کرد.
خانم رجوی بار دیگر جامعه جهانی را به موضعگیری در برابر اعدامهای روزمره و پیاپی فراخواند و خواستار اتخاذ تصمیمات فوری و لازمالاجرا از سوی شورای امنیت ملل متحد برای توقف اعدامها و نجات جان زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام در زندانهای رژیم در سراسر کشور شد.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۱۶ فروردین ۱۴۰۵ (۵ آوریل ۲۰۲۶)
تجدید عهد مجاهد خلق محمد تقوی از زندان فشافویه
تجدید عهد مجاهد خلق محمد تقوی از زندان فشافویه پس از شهادت دو مجاهد خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی ۱۴۰۴۰۵۱۶
به نام پروردگار جهانیان و بهنام مردم ستمدیده ایران
ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما یعلم الله الذین جاهدا منکم و یعلم الصابرین (آل عمران آیه ۱۴۲)
در این روزها که به برکت ایستادگی پر شکوه برادران شهیدمان مهدی و بهروز عزیز مان که گفته است: «برای جانم چانه نمیزنم»، اوضاع به صفت و ما رأیتُ الا جمیلا، بسیار ویژه است.
اینجانب سیدمحمد تقوی سنگدهی در جامه رزم رهایی مردم ستمدیده و بهعنوان رزمنده آزادی که مفتخر به خدمت در رکاب رهبران عقیدتی مان، خواهر مریم و برادر مسعود، زیر پرچم پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران هستم، با بیاد داشتن این اصل مبارزاتی، آنجا که رژیم درمانده با ماهیت ارعابیاش «میل بقا» را به گروگان میگیرد، زمان روی آوردن به رویکردهای تهاجمی و «بیا بیا!» گفتن است.
بنابراین سوگند یاد میکنم که تا نفس آخر، جانانه بجنگم و ایستاده بمیرم و تا گام آخری که استوار به نعمت رهیافتگی است و فریادی که از چشمه زلال ارزشهای توحید توان یافته با یقین به پیروزی بخروشم:
حاضر حاضر حاضر
سیدمحمد تقوی سنگدهی
۱۴۰۴/۵/۱۶
وحید و پویا دو همرزم و یار، از کودکی تا پای چوبه های دار
داستان وحید و پویا، دوستان صمیمی که با هم بزرگ شدن، با هم مجاهد شدن و عاقبت با هم جان در راه وطن فدا کردن
« وحید بنیعامریان و پویا قبادی، دو دوست صمیمی بودند که از تو کوچه پس کوچههای سُنقُرِ کرمانشاه، با هم بزرگ شدند.
وحید و پویا، با هم میخندیدند، با هم بزرگ میشدند و با هم مدرسه میرفتند»
وحید نخبه ریاضی شد و قهرمان شنا . پویا مهندس برق شد. اما هیچوقت درس و زندگیِ شخصی، براشون کافی نبود.
وقتی دیدند مردم زیر دیکتاتوری آخوندها لِه میشن، تصمیم گرفتند با هم بجنگند.
«اونها با هم به سازمان مجاهدین خلق پیوستند تا بتونند درس آتشین و ماندگار به ضحا.ک و حکومتش بدهند.
« وحید و پویا بعد از سالها نبرد، دستگیر شدند اما زیر شکـ.نجه هم قوی ماندند و تسلیم نشدند.
اونا با هم حکم اعدام گرفتند و تو زندان قزلحصار تا لحظهی آخر، با هم بودند.
با همون لبخند همیشگی، مثلِ همون تابلویی که روش نوشته بودن: «ایستادهایم تا پایان» ، پشت مردمشون تا آخر ایستادند.
اونا سرانجام از هم جدا شدند، اول پویا قبادی در ۱۱ فروردین اعدام شد، و بعد وحید بنیعامریان چهار روز بعد، در ۱۵ فروردین توسط دژخیمان نظامِ ولایت فقیه، اعدام شد و به دیدار رفیقش پویا شتافت.
و حالا نامشان، فریاد ابدی ماست.»
نامه فرمانده وحید بنیعامریان به عزیز مادر رضاییها
نامه به مادر شهیدان
مادر عزیزم، سلام و درود بیکران!
قبل از هر چیز امیدوارم که حالتان خوب باشد و این نامه به دستتان برسد.
سال ۹۵ بود که روزی یک فایل ویدیویی این «هدیه ویژه» به دستم رسید. مشتاقانه بارها و بارها پیغامی را که شما در حاشیه یک آکسیون مربوط به جنبش دادخواهی ضبط کرده بودید، نگاه میکردم و از اینکه مخاطب مادر عزیز و انسان
والامقامی قرار گرفتهام، سرشار از انرژی و انگیزه و افتخار شدم.
و از آن پس در تداوم سختترین شرایط و ابتلائاتی که در مسیر مبارزه با آن مواجه شدم، صدای الهامبخش شما در ذهن و ضمیرم طنینانداز میشد و با یادآوری عهدهایم، گام هایم را استوارتر میکرد.
در سلولهای انفرادی، در لحظات هجرت از خانه و خانواده، در تبعیدگاه یا زندگی مخفی، در بیدادگاهها و لحظات چشم در چشم شدن با دژخیمان و در بندهای زندان، هیچگاه نبوده است که چهره شما در برابرم تصور نشده باشد.
آخرین بار دو ماه پیش بود که من و سایر برادرانم را که زیر حکم اعدام هستیم، از زندان تهران بزرگ به سلولهای انفرادی قزلحصار منتقل کردند و ما هر شب در انتظار اعدام به سرمی بردیم. ناگهان یاد شما افتادم و با خود گفتم: ۹ سال از آن روز میگذرد و حالا من در آستانه اعدام هستم و از ته دل خدا رو شکر کردم که به من توان داد و بر سرم منت نهاد تا به جملهای که آن روز در جواب پیغام شما فرستادم، عمل کنم و دوست داشتم بدانید که من دارم به عهدم و فا میکنم. گفته بودم که «مرا فرزند خود بدانید و یقین کنید که آن پرچمی که در دست فرزندان شهید شما بود را محکم در دستانمان نگه داشتهایم».
چند روز بعد ما را به بند عمومی آوردند و حالا فرصتی پیش آمد که این نامه را برای شما بفرستم. راستش هدف از این نامه نوشتن ام به شما چند نکته بود؛ اولاً بیان تأثیر مستمری که آن پیام شما در این سالیان بر روی من داشت.
دوماً پیوند عمیقی که میان خودم و شما ـ بهعنوان نمونهای از همه مادران قهرمان ـ حس میکردم. سوم اینکه دوست داشتم بدانید که من هنوز بر عهدم با مجاهدین و برادر مسعود و خواهر مریم، اشرفیها و همه شهیدان هستم و خواهم بود تا آخرش!
و چهارم اینکه مژدگانی بدهم که همچنانکه برادر مسعود در امجدیه خطاب به مادران گفته بود به جای هر فرزندی که شهید شده صدها و هزاران فرزند جایشان را پر میکنند.
آری! میخواهم بدانید که نسل جدید شورشگر در همه جا تکثیر یافتهاند. «ما بیشمار انیم!»
مادر عزیز همه ما! برایتان دعا میکنم و آرزوی دیدار و دست بوسی دارم برای ما و پایداریمان دعا کنید.
فرزند شما
وحید بنی عامریان
واحد ۴ قزلحصار
۱۴۰۴/۷/۲۲
پویا قبادی دیگر تنها یک نام نیست؛ او نجوای بیداری است که سرود پیروزی سر میدهد.
گام پیمایی در امتداد محراب خونین
پویا، کلام خویش را با توسل به مقتدای عدالتخواهان، علی(ع)، آغاز میکند؛ پیشوایی که در محراب عبادت به خون نشست تا بهای ایستادگی بر اصول را به تاریخ بیاموزد. او با درکی بالابلند و انگیزاننده، میان تنهایی علی در برابر «جماعت مسخشده» و تنهایی مجاهدین در برابر «وارثان معاویه» پیوندی ناگسستنی برقرار میکند. او بهدرستی دریافته بود که بهای صیانت از ارزشها، گاه تحمل سیل تهمتها و تکفیرهایی است که از منابر اموی زمانه نثار عاشقان آزادی میشود.
پویا خطاب به مولای متقیان مینویسد:
«ای فاروق اعظم! ای جاری در زمان! چگونه میتوانم از سر مسئولیتگریزی، چشم بر استعداد آدمی در تعالی ببندم؟»
این پرسش قابل تأمل، شالودهی تفکر پویاست؛ انسانی که خود را در برابر سرنوشت ملتی اسیر، مسئول میبیند و نمیتواند در برابر ضحاکانی که ۴۵سال است دست در خون هموطنان دارند و آرزوهای یک ملت را پرپر کردهاند، سکوت پیشه کند. برای او، مجاهدین تنها کسانی بودند که غبار از چهرهی حقیقی دین شستند و نهجالبلاغه را نه در قفسهی کتابخانهها، که در پهنهی عمل انقلابی و در میان شکنجهگاهها معنا کردند.
کشف هدایت در غوغای استقامت
پویا در فرازی شورانگیز و عاطفی، به بازخوانی حیات خویش میپردازد. وی با تواضعی که ویژهی روحهای بزرگ است، مسیر پیوستناش به کاروان آزادی را نه محصول ارادهی صرف خویش، بلکه ثمرهی «دست هدایتگر خداوند» میداند. او با تکیه بر کلام راهبر مقاومت، مسعود رجوی، که میگوید: «هرگز مپندارید با پای خودتان به این مسیر آمدهاید»، اعتراف میکند که حتی در بزنگاههای لغزش، ارادهای لایزال او را از ورطهی تمایلات فردی و غرق شدن در زندگی عادی نهیب زده است.
پویا با صداقتی بیمانند، از «کم گذاشتنها» و «بها دادن به فردیت فروبرنده» سخن میگوید، اما در نهایت، ساحل نجات خویش را در آرمان مجاهدین مییابد. پویا شهادت زودهنگام خود را وامدار شکیبایی جانکاه خواهران و برادرانش در «اشرف» میداند؛ آنانی که با بذل جان، سنگلاخهای مسیر را صیقل دادند تا پاهای خستهی رهروانی چون او، تاب ماندن و تداوم داشته باشند. این پیوند عاطفی میان زندانی در آستانهی اعدام و کانونهای مقاومت، نشان از تشکیلاتی دارد که ریشههایش در قلبها دوانده شده است.
سوگند سحرگاه؛ وصلی به وسعت یک آرمان
در بخشهای پایانی این نقشهمسیر، لحن پویا از واکاوی درونی به حماسهای پرصلابت بدل میشود. وی با خدای خویش پیمان میبندد که حتی اگر درک کامل برخی مفاهیم پیچیدهی سیاسی و ایدئولوژیک برایش دشوار باشد، ولی در حقانیت مسیر مبارزه علیه ظلم ولایت فقیه کمترین تردیدی ندارد. او سکوت را بقای ایدئولوژی پلید حاکم و رنج روزافزون مردم میداند و با بیزاری از «خمینیزادگان»، «جان ناچیزش» را پیشکش خلقی میکند که «شایستهی بهترینها» هستند.
نجوای بیداری در گوش جان هر ایرانی
پویا قبادی، در آخرین سطور این متن فاخر، شکوه یک انسان رها را به تصویر میکشد:
«پروردگارا! نمیدانم زمان اجرای حکمم کی خواهد بود اما سوگند میخورم که در واپسین سحرگاه عمرم، گردنفراز، در حالی که نگاه بر آسمان میدوزم و چشم امید به رحمت و بخشایشات دارم، بر فشار حلقهدار، تا بازایستادن آخرین تپش قلب، شکیبا بمانم.»
او رفت تا خونش با رود خروشان ۱۲۰هزار شهید راه آزادی پیوند بخورد. او رفت تا در سایهی «جمهوری دموکراتیک» و آرمان «جامعهی بیطبقهی توحیدی»، بند بندگی از دست و پای این سرزمین گسسته شود.
پویا قبادی دیگر تنها یک نام نیست؛ او نجوای بیداری است که در گوش جان هر ایرانی آزاده، سرود پیروزی سر میدهد.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد!
نامه کمیته بین پارلمانی ایتالیا برای ایران آزاد
به کمیسر عالی و گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران
فراخوان به اقدام فوری برای توقف اعدام زندانیان سیاسی
🔺ما بهعنوان نمایندگان «کمیته بینپارلمانی ایتالیا برای ایران آزاد»، مراتب نگرانی عمیق خود را نسبت به موج اخیر و فزاینده اعدام زندانیان سیاسی در ایران اعلام میکنیم
کمیته بریتانیایی آزادی ایران: انگلستان باید اعدام اعضای مجاهدین را محکوم کند و سازوکار پاسخگویی ایجاد شود
کمیته بریتانیایی آزادی ایران اعدام چهار تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران (PMOI)، را که در روزهای ۳۰ و ۳۱ مارس ۲۰۲۶ در زندان قزلحصار صورت گرفت، بهشدت محکوم میکند.
این اعدامها مصداق قتلهای فراقضایی دولتی است و نگرانیهای جدی درباره احتمال آغاز موجی از اعدامهای گسترده در زندانهای ایران را برمیانگیزد؛ امری که یادآور قتلعام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ است. هیأت حقیقتیاب سازمان ملل درباره ایران در تازهترین گزارش خود به شورای حقوقبشر سازمان ملل هشدار داده است که هدفگیری افراد وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران افزایش یافته است.
ما این پروندهها را پیشتر در بیانیهیی در تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۲۵ برجسته کرده بودیم. همچون آن زمان، بار دیگر تأکید میکنیم که دستگاه قضایی ایران برای پیگیری اتهامات و اعدامهای با انگیزههای سیاسی بهکار گرفته میشود؛ اقدامی که هدف آن حذف اپوزیسیون سازمانیافته در شرایط افزایش نارضایتی عمومی است. این تاکتیکهای ارعاب حتی در دوران جنگ ادامه دارد و برای ایجاد ترس در سراسر جامعه و بازداشتن مردم از خیزشهای آتی بهکار میرود.
ما از دولت بریتانیا میخواهیم نهتنها این اعدامها را محکوم کند، بلکه برای پاسخگو کردن رژیم اقدام عملی انجام دهد تا جان زندانیان سیاسی حفظ شود. بریتانیا باید با هدف ایجاد یک دادگاه ویژه کشورمحور برای ایران، خواستار برگزاری نشست ویژهیی در شورای حقوقبشر سازمان ملل شود.
در یک پیام ویدیویی که پیش از اعدام ضبط شده و اکنون در شبکههای اجتماعی منتشر شده است، محمد تقوی از ایرانیان و جامعه بینالمللی خواست از مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، و طرح دهمادهای او برای استقرار یک جمهوری دموکراتیک و حاکمیت مردمی در ایران حمایت کنند.
کمیته بریتانیایی برای آزادی ایران سالهاست که با افتخار در کنار این زندانیان سیاسی شجاع ایستاده و با حمایت و ترویج طرح دهمادهای مریم رجوی و دولت موقت پیشنهادی او برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی یک جمهوری دموکراتیک، از آنان پشتیبانی کرده است.
بابک علیپور؛ پرچم شعلهور ایستادگی در ظلمات قزلحصار
چه مردی! چه مردی!
که میگفت
قلب را شایستهتر آن
که به هفت شمشیر عشق
در خون نشیند
و گلو را بایستهتر آن
که زیباترین نامها را
بگوید.
و شیرآهنکوه مردی از اینگونه عاشق
میدان خونین سرنوشت
به پاشنهی آشیل
درنوشت
رویینهتنی
که راز مرگش
اندوه عشق و
غم تنهایی بود.
(احمدشاملو، سرود ابراهیم در آتش)
بابک علیپور، قهرمان سرفراز کانونهای شورشی و مجاهد پاکباختهای که در سحرگاه ۱۱فروردین ۱۴۰۵ بر چوبهی دار بوسه زد، پیش از آنکه جان شیفتهاش را فدیهی آرمان آزادی کند، در میثاقنامهی یا به تعبیر مجاهدین «نقشهمسیر» خود، مانیفستی از آگاهی، انتخاب جانانه و پاکبازی را برای جوانان قیامآفرین ایران به ودیعت نهاد. او نهتنها یک رزمآور، که معمار پلی بود میان «رنج اسارت» و «شور رهایی».
پاکبازی از تبار حنیف
بابک علیپور، لیسانسیهی حقوق و فرزند رنج، در این نقشهمسیر آتشین -که بوی باروت و بنفشه میدهد- پیوند ناگسستنی خویش را با شجرهی طیبهای ابراز داشته است که از دههی ۴۰، برای زدودن زنگارهای ارتجاع بنیان نهاده شد: سازمان مجاهدین خلق ایران
«در این زمانه این مجاهدین خلق ایران هستند که برای بارور کردن رنج و خون بنیانگذاران که در پی برقراری حکومت عدل علی(ع) بودند با دار و ندار به پیکار و تعیینتکلیف نهایی آخوندهای حاکم به مبارزه ادامه میدهند با این امید که فطر رهایی خلق قهرمان با دستان مبارکشان بهزودی محقق شود.»
او که میراثدار پدری مجاهد از دههی ۶۰ بود، اصالت مبارزه را در ادامهداری سنت سرخفام شهیدانش یافت.
الگویی برای جوانان انقلابی
برای جوانان انقلابی و قیامآفرین امروز که در کشاکش نبرد با فاشیسم مذهبی، بهدنبال الگویی از رزمآوری و پاکبازی میگردند، بابک تصویری تمامعیار است؛ حقوقدانی که با فراست فهمید حق بنیادین یک ملت، یعنی «حق حاکمیت»، در دادگاههای جلادان استیفا نمیشود، بلکه در میدان نبرد و در غرش اسلحه کانونهای شورشی محقق میگردد. او با تحلیل دقیق رخدادهای دیماه ۱۴۰۴، به جوانان آموخت که «سازمانیافتگی» و «رهبری واحد»، یگانه کیمیایی است که خشم تودهها را به پتک ویرانگر استبداد تبدیل میکند.
تهاجم حداکثری علیه بنبست
بابک قهرمان در فرازهای شورانگیز میثاقنامهی خود، از «شب قدر» به مثابه شب انتخاب و مسئولیت سخن میگوید. او در تقارن ایام رمضان با روزهای سرنوشتساز میهن، خون خویش را نهچون قربانی، بلکه چونان «سوختبار قیام» نگریست.
آری، بابک علیپور ستارهی شبتابی است برای آن دسته از جوانان که میان «هراس از بند» و «شوق رهایی» در نوساناند. او ثابت کرد که زندان قزلحصار میتواند به اتاق عملیات یک شورشگر آزادی بدل شود. وی با فریاد «حاضر، حاضر، حاضر» در میثاقنامهی خود، نشان داد که سوژهی آگاه، حتی با طناب دار بر گردن، بر شکنجهگر خویش تفوق اخلاقی و تاریخی دارد. این «حاضر بودن»، جوهرهی اصلی کانونهای شورشی است؛ یعنی زیستن در تهاجم دائم علیه سیاهی.
تکثیر بابک؛ از کانونهای شورشی تا میدانهای نبرد
رئیسجمهور برگزیده مقاومت، خانم مریم رجوی، با درود به روح پرفتوح بابک و یارانش، آنان را «آموزگاران صدق و فدا» نامیدند. این توصیف، نه یک تجلیل گذرا، بلکه تبیین جایگاه بابک به عنوان یک قطبنمای استراتژیک برای قیامآفرینان است. بابک به ما آموخت که در سال وضعیت انقلابی و جوشش قیامها نباید هرگز سر خم کرد؛ و نباید در برابر جابهجایی مهرههای استبداد و فاشیسم -از خامنهای پدر به مجتبی پسر- دچار تردید شد.
او با خون خویش نوشت که تنها مسیر رستگاری، سرنگونی تام و تمام فاشیسم مذهبی و برقراری «جمهوری دموکراتیک نوین» است.
بابک علیپور امروز در هر کانون شورشی، در هر شعار شبانه و در هر رژه دلاورانه دختران و پسران آفتاب، تکثیر شده است. او الگویی است از «شکیبایی جانکاه» در زندان و «تهاجم بیامان» در میدان؛ مجاهدی روشنضمیر که با نگاه به آسمان و چشمانتظار سحر، آخرین تپشهای قلبش را به نبض قیام ایران پیوند زد.
نامی ثبتگشته در جریده عالم
بیگمان نام بابک علیپور، با دیگر قهرمانان پیشتاز آزادی، در جریدهی عالم ثبت گشت تا جوان ایرانی بداند که بهای آزادی، عظیم است اما دستیافتنی. او راه را نشان داد؛ راهی که از «صدق» آغاز میشود، از «فدا» عبور میکند و در «سرنگونی فاشیسم دینی» به کمال میرسد.
یاد این قهرمان شقایق جامهی قزلحصار، مشعلی است در دست هر شورشگر که تا سپیدهدم رهایی، از پا نخواهد نشست. او نهتنها شهید راه آزادی، بلکه معمار فردای روشن ایران است.
پاریس - آکسیون ایرانیان آزاده در محکومیت اعدام ۶مجاهدخلق
اقدام هواداران مجاهدین در لندن در اعتراض به اعدام زندانیان سیاسی مجاهد خلق
یاران شورشگری که صدای مردم ایران، صدای مظلومیت به پاخاستگان هستند. در زمانه ای که به قول فرمانده وحید بنی عامریان شهید مجاهد خلق:کرکسها سر رسیدهاند! تا حاصل خونهای تمام این سالیان را بربایند. ولی یاران شورشگر و اشرف نشانها، با فعالیت خستگی ناپذیر در مقابل همه توطئه ها می ایستند و حقانیت مجاهدین را در مقابل جهانیان به نمایش می گذارند
شش قهرمانِ سربهدار، که خواندند «به پا گردان»؛ و با صدای ایمان، جلادان را شکستند
۶مجاهد خلق، زندان را به سخره گرفته و به جای تسلیم و خمودگی، چون سرو ایستاده و با قامتی مستحکم و پر صلابت، پای فشرده و به پا گردان را می خوانند. زهی خیال باطل بر شب پرستان
سوگند خونین وحید بنیعامریان؛ «تا آخرین نفس برای سرنگونی نظام پلید ولایت فقیه میجنگم»
من وحید بنیعامریان از شهر سنقر، در ۵۳مین سالگرد تأسیس سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران، بهعنوان عضوی از کانونهای شورشی مجاهد خلق که در راه آزادی ایرانزمین از یوغ رژیم آخوندی میجنگد، سوگند میخورم که در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نکنم تا مهر تابان ایرانزمین خواهر مریم را به کشور شیر و خورشید بیاوریم.
همچنین خطاب به برادر مسعود، فرمانده کبیر ارتش آزادی، اعلام میکنم آماده به فرمان شما هستم و سوگند میخورم که تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون برای استمرار قیام و سرنگونی نظام پلید ولایت فقیه از هیچ مجاهدتی کوتاهی نکنم. خداوندا، بر این سوگند ناظر و گواه باش. حاضر، حاضر، حاضر.
به خون شهیدان و پاکان قسم، به رزمآوران و دلیران قسم، که تا صبح آزادی تودهها بجنگیم، با خون و ایمان قسم.
حاضر، حاضر، حاضر.
اعدام جنایتکارانه دو شورشگر دلیر بهنامهای محمد امین بیگلری و شاهین واحدپرست - پیام خانم مریم رجوی
صبح یکشنبه ۱۶ فروردین دو شورشگر دلیر بهنامهای محمد امین بیگلری و شاهین واحدپرست اعدام و سربدار شدند.
قضاییه جلادان صبح امروز (یکشنبه ۱۶ فروردین) اعلام کرد: این دو نفر قصد تعرض به اسلحهخانه یک مکان نظامی در تهران را داشتند. آنها در دیماه به یک مکان دارای طبقهبندی نظامی تعرض کرده و ضمن مشارکت در تخریب و آتش زدن این مکان حساس، تلاش داشتند به اسلحهخانه دسترسی پیدا کنند.
قضاییه جلادان افزوده است: در جریان قیام دیماه عدهیی از عناصر دشمن تلاش داشتند به مکان نظامی ورود کرده و با سرقت سلاح و ادوات نظامی علیه نظام اقدام کنند. کلانتریها، حوزههای مقاومت بسیج و دیگر اماکن ممنوعه نظامی از جمله نقاط حساسی بودند که آنها قصد نفوذ به آنها را داشتند.
این دو شورشگر روز سهشنبه ۱۱ فروردین بهمراه امیرحسین حاتمی و دو شورشگر دیگر بهنامهای علی فهیم و ابوالفضل صالحی به انفرادی منتقل شدند آنها در شعبه ۱۵ بیدادگاه ضد انقلاب تهران به ریاست دژخیم ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شدند.
