موج نو ـ قسمت بیستم ـ ۴۰۴ در آینه
۱۴۰۵/۲/۵
تعیین نقشه مسیر درست برای حرکت در سال چهار صد و پنج
یکی از واقعیتهای مورد توجه در سال ۱۴۰۴ این است که ساختار سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه، صرفاً از طریق فشارهای خارجی، جنگ نظامی یا بمباران قابل فروپاشی نیست. بررسی تجربههای گذشته نشان میدهد که حتی در شرایطی که این ساختار با چالشهای جدی امنیتی مواجه بوده، توانسته است به بقای خود ادامه دهد.
این پدیده را میتوان در ماهیت خاص این نظام جستوجو کرد؛ ساختاری که نهتنها در بروز و تداوم تنشهای منطقهیی نقشآفرین بوده، بلکه از شرایط بحرانی و جنگی بهعنوان ابزاری برای تثبیت داخلی نیز بهره برده است. در چنین چارچوبی، جنگ میتواند کارکردی دوگانه داشته باشد: از یکسو تهدیدی خارجی و از سوی دیگر، فرصتی برای مدیریت فضای داخلی و محدودسازی مطالبات اجتماعی.
برخی تحلیلها نشان میدهد که در دورههای مختلف، شرایط بحرانی بهعنوان عاملی برای کاهش فشارهای داخلی و مهار نارضایتیهای اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته است. این نگاه، تداوم یا حتی طولانیشدن تنشها را در برخی موارد، در راستای منافع بقای ساختار حاکم ارزیابی میکند.
این رژیم هم جنگ ساز و جنگافروزه. هم جنگ زی است. یعنی جنگ براش یه الزام زیستی است. بهخاطر همین هم بود که خمینی میگفت: «جنگ نعمته».
خمینی: در هر صورت جنگ خیلی خوب است. از یک جهت و آن این است که انسان را شجاعتی که در باطن انسان است بروز میدهد. تحرک برای انسان ایجاد میشود. انسان از اون خمودی بیرون میاد.
بله. جنگ برای خمینی خیلی خوب بود. نعمت بود. بهخاطر همین هم بود که خودش زمینههای حمله عراق به ایران رو فراهم کرد و در واقع جنگ ضدمیهنی هشت ساله رو ساخت.
چطوری؟ اینطوری!
خمینی ۱۹ فروردین ۵۹: اگر میتوانند قیام کنند بر ضداین آدم و این آدم را از بین ببرند و جانشین آن بشوند. و ما هم تأییدتون میکنیم.
آنچه که دیدید حرفای خمینی شیش ماه قبل از حمله عراق به ایرانه. صاف صاف به دوربین نگاه میکند فرمان قیام علیه حاکمیت یک کشور را میدهد.
ابراهیم یزدی که آن زمان وزیر امور خارجه دولت بازرگان بوده. این جنگ سازی خمینی رو اینطور روایت میکند:
«برنامههای تلویزیون ایران. سرتاپا تحریک عراق بود. بهطوری که آقای دعایی که سفیر ما بود رفت شورای انقلاب گفت آقا اگر میخواید با عراق بجنگید من استعفا بدم بیام. اما اگر میخواید مماشات کنید. این روشش نیست.
آقای خمینی گفت نخیر نخیر نمیتونی باید بری. مجبورش کرد. گفت آقا من که نمیخوایم برم بجنگم این کارآیی که میکنید جنگه».
در مقابل این رویکرد، دیدگاههایی وجود دارد که بر نقش نیروهای اجتماعی و سازمانیافته در درون جامعه ایران تأکید میکنند. بر اساس این دیدگاه، تغییرات بنیادین نه از بیرون، بلکه از درون و از طریق کنشهای هدفمند و شبکههای اجتماعی و سیاسی شکل میگیرد
مسعود رجوی:
بله اولاً جنگ خارجی یک پوشش برای منحرف کردن اذهان مردم از جنگ داخلی است این جنگ به او (خمینی) امکان میدهد تادر مقابل خواستههای برحق مردم بایستد. منظورم خواستههای برحق اجتماعی اقتصادی مردم است.
رئیسجمهور برگزیده مقاومت هم در تمام این سالیان راههای جنگ خارجی و مماشات رو رد کرده و در پیامشون در روز ۱۹ فروردین ۴۰۵ ا هم بر شعار صلح و آزادی تأکید کردند.
خانم مریم رجوی از آتشبس بهویژه توقف حملات به زیرساختها و تأسیسات مدنی استقبال کرد و گفت این مناسبترین تصمیم در حساسترین لحظات از طرف آمریکا بود
خانم رجوی یادآوری کرد که شعار مقاومت و دولت موقت از ابتدا صلح و آزادی بوده و هست
رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران ابراز امیدواری کرد که آتشبس ۱۵ روزه برخلاف آنچه بقایای شیخ و شاه میخواهند به خاتمه جنگ منجر شود و مسیر صلح و آزادی را هموار کند.
خانم رجوی خاطرنشان کرد صلح پایدار همچنانکه مقاومت ایران از ۴۵ سال پیش تأکید کرده است تنها با سرنگونی دیکتاتوری تروریستی و جنگافروز ولایت فقیه توسط مردم و مقاومت سازمانیافته و برقراری جمهوری دموکراتیک محقق میشود.
توقف اعدامها در ایران بهعنوان خواست تمام مردم ایران باید در هر توافق بینالمللی گنجانده شود
راستی راهحل چیست؟
نیروی بومی قدرتمند ارتش آزادیبخش ملی ایران
بیشتر از دوازده ساله که کانونهای شورشی توان این رو پیدا کردن که بهرغم سرکوب و خفقان، بیش از صد هزار رشته عملیات ضداختناق انجام بدن و با وجود دستگیریها و اعدامهای گسترده، خودشون رو بازسازی و تثبیت کنن و گسترش هم بدن. بنابراین کانونهای شورشی و یگانهای رزمنده ارتش آزادیبخش در میدان حضور دارن و با برخورداری از پایگاه گسترده اجتماعی، توان انطباق و مبارزه در چنین شرایطی رو پیدا کردن.
واحدهایی از این ارتش که در سحرگاه ۴اسفند با یک تشکل ۲۵۰نفره به بیت خامنهای حمله کردن و با عملیات پتک آتشین بر همین حقیقت گواهی دادن. این مقاومت در این عملیات نشان داد که میتونه؛ در چنین ابعادی نیروهای خودش رو در تهران مستقر کرده و عملیات رو طراحی و رزمندگان رو توجیه و هماهنگ و فرماندهی کنه و بعد اقدام به شناسایی و مانور کردن و در نهایت دست بهعملیات زدن.
یه اصل رو هیچوقت نباید فراموش کنیم. اون اصل اسمش وضعیت انفجاری جامعه ایرانه و دیکتاتوری ولایت فقیه هیچ راهحلی برای این جامعه نداره. اگر این اصل رو پایه بگیریم اون وقت میتونیم جایگاه ارتش آزادیبخش رو در چنین بستری فهم کنیم.
با این حال، نکته محوری در این تحلیل آن است که هر گونه تغییر پایدار، نیازمند پشتوانه اجتماعی، سازمانیافتگی و انطباق با شرایط داخلی جامعه است. تجربههای تاریخی نیز نشان میدهد که بدون چنین بسترهایی، تغییرات سیاسی عمیق و ماندگار شکل نخواهد گرفت.
در نهایت، بر اساس این رویکرد، جامعه ایران در شرایطی پیچیده و چندلایه قرار دارد که حل آن، مستلزم توجه همزمان به عوامل داخلی، ساختارهای اجتماعی و اشکال مختلف کنش جمعی است.
