روایت ماندگار ـ یاد بعضی نفرات جراتم می بخشد روشنم می دارد
۱۴۰۵/۵/۷
کلنل محمدتقی خان پسیان یکی از اولین مدافعان ایران در برابر قوای اشغالگر در جریان جنگ جهانی اول بود
یاد بعضی نفرات، روشنم میدارد
قوتم میبخشد
راه میاندازد و اجاق کهنِ سردٍ سرایم، گرم میآید از گرمی عالی دمشان
نام بعضی نفرات، رزق روحم شده است
وقت هر دلتنگی، سویشان دارم دست
جراتم میبخشد
روشنم میدارد.
شادی و خرمی از فکرتشان، در دل من میجوشد.
یادشان، در تن من میریزد و در دیده من میجوشد.
یادشان، زندگیام میبخشد.
سلام
بله.... یاد بعضی نفرات قوتم میبخشد، روشنم میدارد، نام بعضی نفرات....
و حالا ما پای دیوار مشاهیر لحظهای میایستیم و با نام و یاد این قهرمانان، درنگی بر تجارب تاریخیشون میکنیم
تجاربی که بخشی از سرمایه تاریخی ما و مردم ما برای مبارزه با دیکتاتوری آخوندهاست
در برنامههای قبلی نگاهی کردیم به تجربه سردار ملی انقلاب مشروطه یعنی ستارخان
و بعد هم رفتیم سراغ خیابانی کبیر و امروز رسیدیم به کلنل محمدتقی خان پسیان.
سردار بزرگی که هنوز در خور بزرگی و قهرمانیهاش شناخته نشده
کلنل از طایفه کردزبان پسیان و از تیره کردهای سلیمانی ساکن قرهباغ بود که خانوادهاشان در زمان جنگهای ایران و روس، به ایران کوچ کرده و در آذربایجان ساکن شدند.
کلنل سال ۱۲۷۰ خورشیدی در تبریز بدنیا آمد و سال ۱۳۰۰ خورشیدی در سیسالگی جان فدای آزادی مردم و آبادی میهن کرد.
کلنل در تاریخ معاصر ایران در دو مقطع دیده میشه.
مقطع اول در شروع جنگ جهانی اوله که کلنل فرمانده ژاندارمری همدان بوده یعنی وقتی که دولت موقت ملیون به همدان منتقل میشه، و کلنل هم میشه فرمانده قوای ملی ایران
مقطع دوم بعد از تموم شدن جنگ جهانی اوله که کلنل از مهاجرت برگشته و شده فرمانده ژاندارمری خراسان. و در پایان همین مقطع هم هست که شهید میشه
شاید کمتر کسی بدونه که کلنل محمدتقی خان پسیان و رضا خان به نوعی همدوره بودند،
دو افسر ایرانی اما در دو جبهه کاملا متضاد و متخاصم
کلنل تحصیلات نظامی آکادمیک خودشو در مدرسه نظام تهران تموم کرده بود
و رضاشاه اساسا سواد خواندن و نوشتن درستی هم نداشت و یک قزاق ساده بود که به علل ناشناختهای تا رده سرهنگی بالا رفته بود
کلنل پسیان و رضاخان قزاق هردو در سالهای آغاز جنگ جهانی اول و اشغال ایران، درجهای در حد سروانی و سرهنگی داشتند.
کلنل فرمانده نیروی ژاندارم همدان بود
رضا خان هم که بعدها «رضاشاه» شد، درست در همان تاریخ فرمانده قوای قزاق همدان بود.
هر دو در رزم و جنگاوری، سررشته داشتند
رضاخان از پشت مسلسل ماگزیمش و از درون سنگر
اما کلنل هم رزمنده میدان بود و هم فرمانده ستادی
اما به هر حال، این دو افسر در دو جبهه کاملا متضاد قرار داشتند.
کلنل افسر ژاندارمری ایران بود و رضاخان قزاق سرکرده یک یکان نیروهای استعماری روسیه مستقر در ایران.
رضا خان بعد از سقوط تزاریسم در روسیه به مزدوری انگلستان در آمد.
کلنل محمدتقی خان پسیان یکی از اولین مدافعان ایران در برابر قوای اشغالگر در جریان جنگ جهانی اول بود.
نیروهای روسیه تزاری از شمال و در واقع از مرزهای آذربایجان وارد ایران شدند و پس از اشغال تبریز وارد عمق خاک ایران شدند.
نیروهای اشغالگر روسی یک لشگر از نیروهای قزاق روسیه بودند که فرماندهاشون ژنرال نیکلای باراتف بود. باراتف برای اشغال تهران یعنی پایتخت تلاش کرد از راه گیلان میونبر بزنه اما میرزا کوچکخان راهشو بست، در نتیجه باراتف که از جنگ با قوای جنگل میترسید. به غرب رفت تا از مسیر غربی وارد تهران بشه.
همدان نقطه کلیدی غرب کشور بود، جایی که اشغالش میتونست به قزاقهای روسیه اطمینان بده که نیرویی از اون طرف و از پشت بهشون حمله نخواهد کرد در نتیجه، باراتف تلاش کرد همدانو بگیره. اونجا بود که کلنل محمدتقی خان پسیان (یعنی فرمانده ژاندارمری همدان) جلوی ارتش اشغالگر روس خط بست اما متاسفانه اون نیروی اشغالگر قزاق روسی در داخل همدان یک آتریاد قزاق داشت (آتریاد یه چیزی معادل یک گردان امروزی بوده) که فرماندهاش رضاخان قزاق بود که بعدا شد رضاشاه.
به هر حال در اون جنگهای نابرابر بین ارتش اشغالگر روسیه و مزدوران داخلیش از قبیل رضاخان یا همون رضاشاه بعدی، کلنل و قوای ملیون ایران شکست خوردند و ایران اشغال شد. دولت موقت ملیون و کلنل و یک عده از روشنفکرهای ایرانی مثل میرزاده عشقی و عارف و بقیه هم به استانبول مهاجرت کردند که مهاجران ایرانی زیادی داشت و همه هم عموما حامی دولت ملیون و انقلابیون ایرانی بودند.
