واشینگتن اگزمینر: پاتریک کندی؛ رژیم ایران از مردم خود وحشت دارد، چرا غرب هنوز از آن می‌ترسد؟

واشینگتن اگزمینر: پاتریک کندی؛ رژیم ایران از مردم خود وحشت دارد، چرا غرب هنوز از آن می‌ترسد؟

پاتریک کندی، سیاستمدار آمریکایی

پاتریک کندی، سیاستمدار آمریکایی، در یادداشتی در واشینگتن اگزمینر با انتقاد از سیاست‌های غرب در قبال رژیم ایران، خواستار حمایت از مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته برای دستیابی به یک جمهوری دموکراتیک شد

پاتریک کندی در مقاله‌یی که روز ۳ اوت ۲۰۲۶ در روزنامه واشنگتن اگزمینر منتشر شد، با اشاره به سرکوب گسترده مخالفان، افزایش اعدام‌های سیاسی و تداوم برنامه‌های هسته‌یی رژیم ایران، نوشت که حکومت حاکم بر ایران بیش از هر چیز از مردم خود هراس دارد و غرب باید در کنار مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته برای استقرار دموکراسی بایستد.

حمایت از جنبش دموکراتیک مردم ایران

پاتریک کندی نوشت:«در طول این سال‌ها، من در بسیاری از کنفرانس‌ها و تجمعات در حمایت از جنبش تغییر رژیم و حکومت دموکراتیک در ایران شرکت کرده‌ام. این جنبش که توسط شورای ملی مقاومت ایران و رهبر آن، مریم رجوی، رهبری می‌شود، به طور پیوسته حمایت حیاتی قانون‌گذاران و فعالان طرفدار دموکراسی در سراسر جهان را به دست آورده است. شرکت‌کنندگان در این گردهمایی‌ها از سراسر جهان می‌آیند و به من این فرصت را می‌دهند که از پلتفرم خود به زبان‌های مختلف تعریف و تمجید بشنوم.

با این حال، در هر یک از این موقعیت‌ها، برای من روشن بوده است که همه حاضران در نهایت به یک زبان صحبت می‌کردند - زبان مشترکی از تعهد به اصول دموکراتیک و حقوق بشر جهانی.»

رژیم ایران؛ حامی تروریسم و سرکوب داخلی

وی در ادامه می‌نویسد: «این کاملاً منطقی است که این مبارزه گسترده‌تر در ایران آغاز شود و بر سوءاستفاده‌های شدیدی که در آنجا رخ می‌دهد تمرکز کند. رژیم ملاها به طور گسترده به عنوان حامی اصلی تروریسم در جهان شناخته می‌شود. همین ژانویه گذشته، سپاه پاسداران بدترین سرکوب مخالفان تا به امروز را انجام داد و چندین هزار معترض مسالمت‌آمیز را در تلاشی ناامیدانه برای سرکوب مردم کشت.

وضعیت را بدتر می‌کند، زیرا رژیم حتی در مواجهه با درگیری و ویرانی اقتصادی، هنوز از دست کشیدن از جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود امتناع می‌کند. تهران پیش از این بالغ بر ۲ تریلیون دلار به تلاشی متعهد شده بود که تقریباً هر ملتی روی زمین را به هدفی معادل انگیزه‌های سرکوبگرانه خود تبدیل می‌کرد. امتناع تهران از پایان دادن به تجاوز منطقه‌ای، یادآوری آشکاری از این است که رژیم چقدر به ایجاد بی‌ثباتی و تهدید تمدن غرب متعهد است.»

افزایش اعدام‌های سیاسی

کندی با اشاره به موج اعدام‌ها در ایران می‌نویسد: «با این حال، بحران فوری‌تر، تهدید انتقام‌جویی‌های بیشتر علیه مخالفان داخلی، به ویژه گروه اصلی تشکیل‌دهنده شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، است. از ماه مارس، نه نفر از اعضای آن، از جمله مهدی خانکی ۲۶ ساله، در کنار ۲۹ شرکت‌کننده در جنبش اعتراضی اعدام شده‌اند.

بر این اساس، میزان اعدام‌های با انگیزه سیاسی در کشوری که به خاطر حفظ بالاترین نرخ کلی اعدام در جهان نسبت به جمعیت بدنام است، به طرز چشمگیری افزایش یافته است.»

حمایت از مردم ایران؛ تنها راه‌حل

وی در ادامه تأکید می‌کند: «در طول این تاریخ طولانی کشتار و وحشیگری دولتی، رژیم ایران هرگونه تظاهر به مشروعیت و اعتبار را از دست داده است. برای طیف فزاینده‌ای از سیاستمداران و فعالان روشن شده است که تغییر رژیم تنها راه عملی برای مردم ایران است. این درک، پس از تلاش‌های بی‌شماری برای حل مسالمت‌آمیز در طول نزدیک به پنج دهه حاصل شده است که همه آنها توسط تهران رد شده است.

ایالات متحده و متحدان غربی آن باید سرسختی و خشونت سیاسی تهران را به عنوان دلایل روشنی برای حمایت از مردم ایران و جنبش مقاومت سازمان‌یافته آنها در تلاش‌هایشان برای سرنگونی رژیم به رسمیت بشناسند.»

قیام مردم و نقش کانون‌های شورشی

پاتریک کندی می‌نویسد:«تهران همیشه از چنین تلاش‌هایی عمیقاً وحشت داشته است و این ترس هرگز به اندازه قیام ژانویه - آخرین مورد از چهار شورش بزرگ که به دسامبر ۲۰۱۷ برمی‌گردد - آشکار نبوده است.

مردم ایران آرزوی یک جمهوری دموکراتیک واقعی را دارند و قاطعانه بازگشت به سلطنت مخلوع و حفظ وضع موجود ظالمانه را رد می‌کنند. تکرار این قیام‌ها در مواجهه با سرکوب فزاینده، گواه روشنی است که روحیه انقلاب همچنان پابرجاست و تغییر رژیم می‌تواند و محقق خواهد شد.

در حال حاضر، لشکرهایی از «کانون‌های شورشی» سازمان‌یافته در سراسر ایران تحت پرچم مجاهدین خلق فعالیت می‌کنند و صفوف آنها حتی با افزایش سرکوب توسط ملاها، در حال افزایش بوده است. می‌توان تصور کرد که اگر مشخص می‌شد که دموکراسی‌های موجود جهان در صورت وقوع درگیری آشکار فردا، در کنار مردم خواهند بود، این صفوف چقدر سریع‌تر رشد می‌کردند.»

درس‌های تاریخ و فراخوان به حمایت از مقاومت ایران

کندی در پایان مقاله خود با اشاره به تجربه فروپاشی نظام آپارتاید آفریقای جنوبی و سقوط دیوار برلین، نتیجه می‌گیرد: «متاسفانه، بسیاری در غرب همچنان در انجام این کار مردد هستند، عمدتاً به این دلیل که به آسیب‌پذیری سیستمی که ۴۸ سال در قدرت بوده است، شک دارند. اما این شک، پژواکی آشنا از تاریخ است و بارها و بارها بی‌اساس بودن آن ثابت شده است.

وقتی پدر مرحوم من، ادوارد کندی، سنای ایالات متحده را در اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه دولت آپارتاید آفریقای جنوبی رهبری کرد، به سختی کسی فکر می‌کرد که روزی را ببیند که آن سیستم فرو می‌پاشد و نلسون ماندلا از زندان آزاد می‌شود و به ریاست جمهوری می‌رسد. و در بیشتر دوران جنگ سرد، فرض بر این بود که پرده آهنین برای همیشه باقی خواهد ماند، تا زمانی که جوانان در سراسر اروپای شرقی برای سرنگونی دیوار برلین متحد شوند. همین پیروزی بر ظلم و ستم نه تنها در ایران قابل دستیابی است، بلکه اجتناب‌ناپذیر است.

تنها سؤال بی‌پاسخ این است که آیا ایالات متحده و متحدانش در سمت درست تاریخ خواهند ایستاد یا خیر. اگر چنین خواهند کرد، باید با حمایت از شورای ملی مقاومت ایران به عنوان جایگزین دموکراتیک روشن ایران و تعیین سیاست‌هایی که حفاظت از فعالان ایرانی را در اولویت قرار می‌دهد، در عین حال مسئولانی را که با آنها وحشیانه رفتار می‌کنند، پاسخگو نگه دارند و مورد حسابرسی قرار دهند، اقدام کنند.»

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط