واشینگتن اگزمینر به قلم بروس مککولم: ترامپ گزینه سومی در قبال ایران دارد

آر بروس مک کولم و راه حل سوم برای مساله ایران
حمایت بینالمللی از برنامه ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی و ضرورت به رسمیت شناختن حق مردم ایران برای سرنگونی رژیم ایران
مقاله جدید آر. بروس مککولم در روزنامه واشینگتن اگزمینر به بررسی سیاستهای غرب در قبال ایران پرداخته و تاکید میکند که زمان پایان دادن به انتخاب نادرست میان سازش با رژیم ایران یا مداخله نظامی فرارسیده است. وی با استناد به حمایتهای گسترده جهانی از شورای ملی مقاومت ایران و طرح ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی، گزینه سوم یعنی ایستادن در کنار مردم ایران را پیشروی کشورهای دموکراتیک قرار میدهد.
حمایت گسترده جهانی از برنامه ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی و طرح گذار دموکراتیک
دهههاست که من با افرادی که در سراسر جهان تحت حکومتهای استبدادی برای حقوق بشر و آزادی مبارزه میکنند، همکاری داشتهام. در دوران ریاست خود بر خانه آزادی و در طول فعالیتهای بعدیام در زمینه دموکراسی و حقوق بشر، درس ماندگاری آموختم: دیکتاتوریها نه تنها به سرکوب در داخل، بلکه به این فرض نیز وابستهاند که جهان خارج در نهایت روی برخواهد گرداند.
من همچنین آموختهام که کسانی که واقعاً علیه چنین رژیمهایی مبارزه میکنند، به ندرت از بیگانگان میخواهند که برای آنها بجنگند. آنها اغلب میخواهند صدایشان شنیده شود، حقوقشان به رسمیت شناخته شود و بدانند که ملتهای دموکراتیک، ستمگرانشان را مشروعیت نمیبخشند و کسانی را که جان خود را برای آزادی به خطر میاندازند، نادیده نمیگیرند.
سازمانهای غیردولتی نقشی بیبدیل در شکلدهی به سیاستها دارند؛ نه تنها با ارائه تحلیلهای تخصصی به قانونگذاران، بلکه با انتقال صداها و تجربیات مردمی که تحت سرکوب زندگی میکنند. سازمانهای غیردولتی در بهترین حالت خود، پلی میان کسانی که با دیکتاتوری مقابله میکنند و سیاستگذارانی که قدرت بازخواست از شکنجهگران را دارند، ایجاد میکنند. ایران به شدت به چنین پلی نیاز دارد.
در سالهای اخیر، شمار فزایندهای از قانونگذاران، پژوهشگران، مقامهای پیشین و کارشناسان سیاستگذاری غربی به این نتیجه رسیدهاند که تغییر دموکراتیک معنادار در ایران باید از سوی خود مردم ایران، به ویژه از طریق اپوزیسیون سازمانیافته علیه حکومت دینی حاکم، صورت گیرد.
هزاران تن از قانونگذاران و چهرههای سرشناس غربی، آرمانهای دموکراتیک مطرحشده توسط شورای ملی مقاومت ایران و برنامه ۱۰ مادهای ارائهشده از سوی خانم مریم رجوی، رئیسجمهور منتخب آن را تأیید کردهاند. این پلتفرم خواستار برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه، جدایی دین از دولت، برابری در برابر قانون و یک ایران غیرهستهای است.
شورای ملی مقاومت ایران پیشنهاد کرده است که خانم مریم رجوی پس از سرنگونی رژیم کنونی، به مدت حداکثر شش ماه به عنوان رئیسجمهور دوران گذار فعالیت کند و وظیفه اصلی او سازماندهی انتخابات برای مجلس مؤسسان و انتقال قدرت به نمایندگان منتخب مردم ایران باشد.
این اصول نباید در پایتختهای غربی مناقشهبرانگیز باشد. اینها اصولی هستند که دولتهای دموکراتیک نسلهاست در سراسر جهان از آنها دفاع کردهاند. با این حال، هنگامی که صحبت از ایران به میان میآید، سیاست غرب بارها و بارها توسط یک انتخاب نادرست محدود شده است: سازش با رژیم موجود یا مداخله نظامی خارجی. گزینه دیگری وجود دارد؛ به رسمیت شناختن و حمایت از مقاومت مردم ایران برای تعیین سرنوشتشان.
خیزش سراسری و موج اعدامهای سیاسی توسط رژیم ایران
با تشدید سرکوبها از سوی تهران، این امر ضرورت بیشتری یافته است.
از اواسط ماه مارس، دستکم ۴۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند که شامل اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران و مخالفان دستگیر شده در جریان خیزش ژانویه ۲۰۲۶ میشود. دو نفر در ملاءعام به دار آویخته شدند. دهها نفر دیگر همچنان در صف اعدام قرار دارند.
این موج از اعدامهای سیاسی در مقیاسی رخ میدهد که از سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸) تاکنون بیسابقه بوده است؛ سالی که در آن ۳۰ هزار زندانی سیاسی توسط رژیم در یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر ایران کشته شدند.
این اعدامها به دنبال خیزش سراسری ماه ژانویه رخ میدهد که طی آن اعتراضات در سراسر ایران گسترش یافت و اقتدار رژیم را به چالش کشید. هزاران نفر کشته شدند زیرا پاسداران و نیروهای امنیتی تلاش کردند با خشونت بیرحمانه کنترل اوضاع را دوباره به دست گیرند. اعدامها ابزار تهران برای جلوگیری از خیزشی دیگر است.
پس از سالها تماشای نحوه واکنش حکومتهای استبدادی به چالشها، من این الگو را به خوبی میشناسم. اعدامها، دستگیریهای جمعی و ارعاب، نشانههای اعتمادبهنفس نیستند. آنها ابزارهایی هستند که توسط دولتهایی که از مردم خود میترسند، استفاده میشوند. و هنگامی که جامعه بینالمللی با سکوت پاسخ میدهد، سرکوب آسانتر میشود.
متأسفانه، خیزش ژانویه و خونریزیهای پس از آن، از هماکنون در حال محو شدن از توجه بینالمللی هستند. دقیقاً به همین دلیل است که سازمانهای حقوق بشری، دولتهای دموکراتیک و آن دسته از ما که تمام عمر خود را صرف دفاع از آزادی کردهایم، باید نور افکن را بر روی ایران روشن نگه داریم.
تجمع بزرگ ایرانیان در نیویورک همزمان با مجمع عمومی سازمان ملل
در ۲۲ سپتامبر، انتظار میرود هزاران تن از ایرانیان آمریکایی در حالی که رهبران جهان برای مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک گرد هم میآیند، در خارج از مقر این سازمان تجمع کنند. رئیسجمهور دونالد ترامپ برنامهریزی شده است که در آن روز در سازمان ملل سخنرانی کند، در حالی که انتظار میرود پزشکیان، از کارگزاران حکومتی رژیم ایران، روز بعد سخنرانی کند.
تظاهرکنندگان خواستار اقدام بینالمللی برای متوقف کردن اعدامهای سیاسی، بازخواست از رژیم به دلیل نقض حقوق بشر و به رسمیت شناختن حق مردم ایران برای دستیابی به تغییر دموکراتیک از طریق مبارزه خود و مقاومت سازمانیافته خواهند شد.
حضور آنها اهمیت دارد.
ایرانیان که در نیویورک گرد هم میآیند، نه تنها تجربیات خود، بلکه اطلاعاتی را از مخاطبان داخل ایران درباره سرکوب، احساسات عمومی و مبارزه مستمر علیه رژیم به همراه خواهند آورد.
ایالات متحده و سایر دموکراسیها نیازی به انتخاب آینده ایران ندارند. و نباید هم چنین کنند. آن انتخاب منحصراً متعلق به مردم ایران است.
اما ملتهای دموکراتیک خود یک انتخاب پیش رو دارند: آیا در حالی که زندانیان سیاسی به سوی چوبههای دار برده میشوند سکوت کنند، یا در کنار کسانی بایستند که همان آزادیهایی را مطالبه میکنند که ما دههها در جاهای دیگر از آنها دفاع کردهایم.
من بخش عمدهای از زندگی خود را با این باور گذراندهام که همبستگی با مردمی که برای آزادی مبارزه میکنند، اهمیت دارد. تجربه تنها این باور را تقویت کرده است.
مردم ایران از جهان نمیخواهند که آنها را آزاد کند. آنها از جهان میخواهند که به سخنانشان گوش فرا دهد و مقاومت سازمانیافته آنها را به رسمیت بشناسد؛ مقاومت و شناختی که از طریق دههها مبارزه، فداکاری و ایستادگی در برابر استبداد کسب کرده است.
بیشتربدانیم:
کشتار معترضان دیماه ۱۴۰۴؛ گزارش سازمان حقوق بشر ایران؛ شهریور ۱۴۰۵ | سیمای آزادی
نظر و پیشنهاد شما
برای بهبود وبسایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.
