مسکن؛ رؤیای دست‌نیافتنی! چرا خانه‌دار شدن برای مردم به آرزو تبدیل شده است؟

۱۴۰۵/۸/۵

وقتی قیمت یک خانه ۴۰ متری به ۹ میلیارد تومان می‌رسد، چه کسی هنوز توان خرید مسکن دارد و سود این بازار به جیب چه کسانی می‌رود؟

مسکن رؤیای دست‌نیافتنی! این عنوان گزارشی است که الان می‌خواهم خدمتتان با چند اسلاید ارائه بدهم. از یک خبر روز شروع می‌کنم.

روزنامه حکومتی «دنیای اقتصاد» روز چهارم آبان نوشت: بازار مسکن در شهر تهران از ابتدای سال تاکنون ۷۶ درصد افزایش قیمت داشته و تورم نقطه‌ای ملک هم به ۱۳۵ درصد رسیده است. همچنین اضافه می‌کند که تورم ماهانه مسکن در ماه‌های اخیر به ۱۰ درصد رسیده است.

معنای این آمار این است که اگر شما خانه‌ای را در ابتدای امسال، در فروردین ۱۴۰۵، مثلاً یک میلیارد تومان می‌خریدید، قیمت آن الان به یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان رسیده بود.

البته روزنامه حکومتی «توسعه ایرانی» سه ماه قبل از افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت مسکن خبر داد و نوشت: در حال حاضر، در شهر تهران میانگین قیمت مسکن به حدود ۲۴۰ میلیون تومان در هر متر مربع رسیده و در بعضی مناطق تهران، قیمت هر متر مربع یک میلیارد تومان شده است. (توسعه ایرانی، ۱۴۰۵/۰۸/۰۸)

با درآمد ماهانه ۳۰ میلیون تومان، چند سال باید برای خرید یک خانه ۴۰ متری کار کرد؟

معنای اینکه در تهران متوسط قیمت هر متر مربع خانه ۲۴۰ میلیون تومان است، این است که یک خانه ۴۰ متری ۹ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان قیمت دارد. برای یک خانواده معمولی که ماهی ۳۰ میلیون تومان هم درآمد داشته باشد، این یعنی ۳۲۶ ماه، یعنی حدود ۲۷ سال، طول می‌کشد تا این خانواده بتواند یک خانه ۴۰ متری داشته باشد.

طبیعی است که مانند میلیون‌ها بازنشسته هم‌وطن، پس از ۳۰ سال کار کردن هنوز خانه‌ای نداشته باشند؛ در حالی که استاندارد خانه‌دار شدن در سطح بین‌المللی برای شاغلان، ۵ تا ۱۰ سال است.

اگر مردم توان خرید خانه ندارند، چه کسانی از گرانی مسکن سود می‌برند؟

اما یک سؤال مهم اینجا مطرح است: وقتی قیمت خانه برای مردم معمولی تا این اندازه رؤیایی و دست‌نیافتنی است، آیا برای همه همین‌طور است؟

وقتی به همین روزنامه حکومتی «دنیای اقتصاد» در چهارم آبان نگاه می‌کنیم، رد پای بزرگ‌محتکران مسکن پیدا می‌شود. این روزنامه نوشته است:

«افزایش عجیب قیمت‌ها در نیمه نخست امسال، در شرایطی رخ داده که بازار در رکود فزاینده تقاضای مصرفی به سر می‌برد. در این وضعیت، تنها بخش بسیار محدودی از جامعه توان خرید مسکن دارد و بخشی از تقاضا نیز از سوی افرادی شکل می‌گیرد که مسکن را به‌عنوان دارایی سرمایه‌ای می‌بینند. شاید در صورت دسترسی و ثبت و ضبط مسیر نقل‌وانتقال و تراکنش‌های مالی، موضوع محدودیت‌های جابه‌جایی مالی بین‌المللی و ریسک‌های رمزارز، موضوع انتقال دارایی تراستی‌ها و مواردی این‌چنینی نیز جای بررسی و مداقه بیشتر دارد.»

خیلی رک و پوست‌کنده می‌گوید که دست باندهای حکومتی در کار است. بله، میلیون‌ها نفر مسکن ندارند، اما مافیای مسکن در حاکمیت آخوندی چند میلیون خانه در اختیار دارد.

خودتان نتیجه بگیرید که با چنین رژیمی چه باید کرد؟

 
لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

نظر و پیشنهاد شما

برای بهبود وب‌سایت سیمای آزادی، دیدگاه و پیشنهاد خود را با ما در میان بگذارید.

خبرهای مرتبط