اصلیترین چالشهای جامعه کارگری ایران
۱۴۰۵/۲/۱۰
نگاهی به مشکلات و مصائب کارگران میهن
گفتگو با عباس داوری مسئول کمیسیون کار شورای ملی مقاومت ایران
بله روز ۱۱ اردیبهشت روز کارگر هست، روزی که درخیلی از کشورها مترادف با روز جشن و تکریم کارگران است؛ اما در میهنمون ایران، متأسفانه این روز فقط یادآور مشکلات و مصائب کارگران و حقوق بهیغما رفتهشون هست، ازبیمه و درمان تا بازنشستگی و حداقل دستمزد تا امنیت شغلی همه و همه موضوعاتی هست که به دغدغهی کارگران تبدیل شده است.
در این قسمت از برنامه میخواهیم نگاهی داشته باشیم به این مشکلات و معضلات کارگران زحمتکش میهن در زنجیر.
سئوال اصلیترین چالشهایی که جامعهی کارگری ایران با اون روبرو هست چه مواردی هستند؟
«بطور واقعی اصلیترین چالش برای کارگران، مانند سایر اقشار مردم ایران، سرنگونی رژیم ضدبشری آخوندی است که بیش از ۴۷ سال است با سرقت حق حاکمیت مردم، با چنگالهایش گلوی مردم ایران، به ویژه کارگران و زحمتکشن را میفشارد زیرا:
اولا-استثمار کارگران آنچنان وحشیانه بوده که در ۴۷ سال گذشته، هر سال سفرة کارگران و زحمتکشان نسبت به سال قبل کوچکتر شده و قدرت خرید حقوقهایشان نیز، هر ساله به کمتر از سال قبل تنزل کرده است.
ثانیا-این رژیم حتی قانون کار خودش را علیه کارگران به کار گرفته است و امتیازات قانونی قبلی کارگران را هم از بین بردهاست. به عنوان مثال در زمان دکتر مصدق فقید، کارگران ایران دارای قویترین سندیکاها و اتحادیهها و نمایندگیهای کارگران بودند. تشکلهای بسیار قدرتمندی که از حقوق کارگران در مقابل ستمگری سرمایهداران وابسته، بطور یکپارچه دفاع میکردند. در زمان خمینی و خامنهای هیچ سندیکا یا نمایندگی منتخب کارگران در وزارت کار به ثبت نرسیده مگر شورای اسلامی کارگران که آن هم دست ساز خود رژیم است.
ثالثا-مهمترین نگرانی کارگران میهن ما نداشتن امنیت شغلی است. از زمان ریاست جمهوری آخوند شیاد محمد خاتمی، کم کم کارگران کارخانهها و کارگاهها را از قرارداد دائمی کار محروم کردند و الان قراردادهایی که با کارگران بسته میشود تماما قراردادهای موقت آنهم از طریق واسطهها و نه حتی خود کارفرمایان که کارگر باید ورقه سفید را امضا کرده و به آنها بدهد تا آنها هر موقع دلشان خواست کارگر را اخراج کنند و هر حقوقی هم داشته باشد بالا بکشند. یعنی کارگری که صبح سرکار میرود، در حال دلهره است که مبادا ظهر او را از کار اخراج بکنند.
به عنوان مثال روزنامههای رژیم نوشتند «در یکی از واحدهای تولیدی بروجرد، حدود ۸۰۰ کارگر مشغول به کار هستند از ابتدای فروردین سال جاری تعداد دستکم ۷۰۰ کارگرکه ۵ سال سابقه کارداشتند اخراج شدهاند یا شرکت تولیدی «پینک» در رشت، تا پایان سال گذشته ۵۰۰ کارگر قرارداد موقت داشت اما کارفرما با شروع سال جاری کارگران قرارداد موقت را از کارشان اخراج کرده است کار بجایی رسیده که خبرگزاری حکومتی ایلنا در ۸ اردیبهشت ۴۰۵ نوشت: «ترس از اخراج» دمار از روزگار کارگران درآورده!»
این روزها آمارهای متفاوت و خبرهای ضد و نقیضی در رابطه با دستمزد کارگران و خط فقر منتشر میشود. فاصلهی واقعی حداقل دستمزد و خط فقر در ایران رو شما چطور میبینید؟ بالا بودن سهم مسکن، چه تأثیری بر معیشت بهویژه سبد خوراکی خانوار داشته؟ این مشکل در مقایسه با آمارهای جهانی چه تفاوتی دارد؟
«ابتدا توضیح بدهم که مطابق قانون کار خود رژیم، حداقل دستمزد برای سال ۱۴۰۵، با در نظر گرفتن میزان تورم و گرانی و با احتساب «سبد معیشتی» به قیمت روز، باید در بهمن و حداکثر در اوائل اسفندماه اعلام میشد و رژیم نمیتواند در این رابطه خاص، پشت بهانه جنگ مخفی شود. در هر حال حداقل دستمزد در ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ اعلام شد.
حداقل دستمزد را امسال، روزانه به مبلغ ۵۵۴ هزار و ۱۸۵ تومان اعلام کردند...»
ببخشید وسط حرفتان این سئوال برایم پیش آمد که چرا روزانه؟
«به این دلیل باید باشد که هر هفته یک روز یعنی جمعه، کارگر باید مرخصی با حقوق داشته باشد، در محاسبه روزانه، یک روز حقوق کارگر را ازش میگیرند. رژیم به این هم بسنده نکرده و اداره کار به کارفرما تأکید میکند، از این دستمزد، روزانه میزان ۱۶ هزار و ۶۶۷ تومان به عنوان بیمه کسر کند. یعنی حداقل دستمزد بطور ماهانه کمتر از ۱۵ میلیون میشود. این حداقل دستمزد نسبت حداقل دستمزد سال قبل که ۱۰ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بود، حدود ۴۴ درصد افزایش داشته است در حالی که رسانههای رژیم اعلام کردند که « تورم نقطه به نقطه فروردین ماه امسال طبق محاسبه بانک مرکزی نسبت به سال گذشته به ۶۷ درصد افزایش یافته است»
از طرف دیگر روز ۸ اردیبهشت، رسانههای رژیم اعلام کردند که قیمت هر دلار تا ۱۸۳ هزار تومان به فروش رسید. یعنی همین امروز، حداقل دستمزد حدود ۸۳ دلار میشود.
در همین رابطه «مرغ منجمد ۸۰۰ گرمی ۸۰۰ هزار تومان؛ یک کیلو برنج هاشمی ۵۰۰ هزار تومان و...» (روزنامه شرق ۲۵ فروردین ۱۴۰۵) ملاحظه میکنید یک گرم گوشت مرغ هزار تومان است.
موضوع دیگری که در سئوال شما بود، خط فقر است. در ۵ دی ۱۴۰۴، اقتصاد نیوز از قول یک نمایندة مجلس نوشت «خط فقر ۴۰ میلیون تومان است» با یک مقایسه ساده با افزایش قیمتها و تورم، میتوان خط فقر امروز را حدود ۵۵ میلیون تومان حساب کرد. اما همین مبلغ خط فقر، ۱۰ روز بعد بازهم تغییر خواهدکرد.»
خدمات بیمه تأمین اجتماعی، از جمله بیمه درمانی و بازنشستگی پشتوانهی زندگی کارگران حتی بعداز بازنشستگی است، در توضیحاتی که در مورد حداقل دستمزد دادید اشاره شد که روزانه میزان ۱۶ هزار و ۶۶۷ تومان به عنوان بیمه از مزد کارگران کسر میشود. اما این صندوقها سالهاست که وضع خوبی ندارند و در استانهی ورشکستگی هستند، مشکل این صندوقهای بازنشستگی چیست؟ چرا چند سال است بازنشستگان کارگری، در خیابانها به دنبال حقوق خود هستند، صندوق بازنشستگی در چه وضعی است؟
«خامنهای ملعون، در یک توطئهای، صندوق بازنشستگان را به کیسة خود خالی کند. ابتدا از طریق وزارت کار، با پول صندوق بازنشستگان، شرکت عظیمی بنان شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی تحت نام شستا، راه انداختند. این شرکت 9هلدینگ بسیار بزرگی که در نفت و گاز و پتروشیمی، دارو، سیمان، صنایع معدنی، تولید برق و نیروگاههای حرارتی، ارتباطات و کشتیرانی که مجموع آنها بیش از ۳۰۰ شرکت بزرگ زیر مجموعه دادند.
باید دید اینهمه درآمد از این شرکتهای انحصاری کجا رفته است؟ الان مقداری از آن چپاول عظیم رو شده ملاحظه کنید: «شستا یک شرکت بزرگ است که متعلق به بیش از ۴۲ میلیون کارگر و بازنشسته بیمه شده است در این مدت سود انباشته به میزان زیادی آب رفته است «سود انباشته» که مبلغ آن بیش از ۳۳ هزار میلیارد تومان بود. در ستاد مرکزی شستا، میانگین حقوق ماهانه بیش از ۸۷ میلیون تومان است!
تحقیق و تفحص مجلس از شستا نشان داده که تخلفاتی مثل ۵۹ میلیون دلار و ۱۶ میلیارد تومان اختلاس در یکی از شرکتهای شستا اتفاق افتاده،
ملاحظه میکنید که پولهای نجومی که تماما متعلق به بازنشستگان بود، آخوندخور شده»
با این توضیحاتی که دادید، در سال ۱۴۰۵ شرایط بازنشستگان کارگری بهچه صورتی هست و معیشت آنها با چه مشکلاتی مواجه میشود؟
«مردم ایران شاهد هستند به محض این که آتش بس شروع شد، بازنشستگان کارگری، به خیابانها آمده و حقوق خود را فریاد زده و میزنند. رژیم بخوبی میداند که تظاهرات پساجنگ با تظاهرات قبل از جنگ بسیار متفاوت است بازنشستگان به چشم دیدند که چگونه صندوق بازنشستگی آنها را چهار دهة گذشته برای تأمین پروژه اتمی و موشک به تاراج بردند. به ویژه با توجه به گرانی و تورم مهار ناپذیری که وجود دارد، بازنشستگان با مشکلات بسیار فراوانی مواجه میشوند.»
زنان کارگر با چالشهای خاصی در محیط کار روبرو هستند؛ اما با همهی این مشکلات نرخ بیکاری در زنان خیلی بیشتر است، علت اصلی این نابرابری چیست؟
«علت در ماهیت این نظام است که زن ستیزی مهمترین ویژگیش است معلومه که در این نظام زن ستیز، زنان کارگر چقدر تحت فشار و سرکوب هستند. اشتغال زنان برای رژیم اصلا موضوعیت ندارد. براساس آخرین آمارهای جهانی نشان میدهد که، نسبت اشتغال به جمعیت زنان ایران ۱۲درصد است» (جهان صنعت ۲۴ مهر ۴۰۴) در حالی که مطابق آمار رژیم بیش از ۶ میلیون زنان سرپرست خانواده وجود دارد. روزنامههای رژیم آخر آبان سال گذشته نوشتند «جمعیت زنان زندانی در ایران عمدتاً شامل افرادی با مسئولیتهای خانوادگی و سوابق تحصیلی بالا است، که اغلب به دلیل بدهیهای مالی در زندان به سر میبرند. تعداد ۲۴ زن زندانی دارای مدرک دکتری هستند. حضور زنان ۲۰ تا ۹۰ ساله در زندان به جرم بدهی مالی، نشان از «زنانه شدن فقر» دارد. (روزنامه آرمان ملی۱۴۰۴/۸/۲۹)
وقتی زنان میهنمان زیر شدیدترین فشارهای سیاسی حقوقی، اجتماعی و زیر وحشیانهترین سرکوبها قرار میگیرند، در تمامی قیامهای مردمی بطور قانونمند میبینیم که این زنان و دختران با چه جسارت و دلاوری میدان را به دست گرفته و با پاسداران رژیم میجنگند. چون میدانند برای آزادی هیچ راهی جز نبرد با این رژیم ندارند.»
با همهی مشکلاتی که وجود دارد و در این گفتوگو به بخشی از آن پرداختیم، چشمانداز پیشروی جامعهی کارگری برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی چیست؟
«وضعیت اقتصادی و اجتماعی را که بطور خلاصه گفتم اما الان بیکاری بسیار بسیار گسترده را هم به آن باید اضافه کرد. «دامنه بیکاری، بصورت مستقیم و غیرمستقیم، به ۴ میلیون کارگر رسیده این یک شوک بیکاری است. (خبرگزاری ایلنا)
روزنامة دنیای اقتصاد هم نوشته در نتیجه قطع اینترنت ۳ تا ۶ میلیون نفر که فعالیتشان وابسته به اینترنت است در معرض بحران هستند.
ملاحظه میکنید که کارگران و زحمتکشان ایران در چه شرایط دردناکی قرار دارند تنها راه حل برای خروج از این همه فشار از روی اطلاعیه سازمان مجاهدین به مناسبت اول ماه می را برای زحمتکشان میخوانم: در استبداد دینی همچون استبداد سلطنتی چیزی جز سرکوب و خفقان و اختلاف طبقاتی نصیب کارگران و زحمتکشان نمیشود. تنها با سرنگونی رژیم آخوندی و با استقرار جمهوری دموکراتیک به حقوق خود میرسند. زمان برخاستن است. همچنانکه رهبر مقاومت گفته است: «استبداد دینی همچون استبداد سلطنتی با قیام خلق به گور میرود». برای دفاع از خود و حقوق زحمتکشان ورسیدن به صلح و آزادی، باید مسلح شوید.
آری! همچنانکه رهبر مقاومت گفتهاست: «خامنهای مرد، خلق زنده میشود»
