استاد جلال گنجهای - عاشورا و فردای ایران؛ وفاداری بهمثابه یک مسئولیت تاریخی
۱۴۰۵/۴/۴
استاد جلال گنجهای در سخنانی به مناسبت عاشورای حسینی، بر ایستادگی در برابر طاغوت، نقش تعیینکننده یاران عاشورا و استمرار این مسیر در مبارزات معاصر تأکید کرد
استاد جلال گنجهای در سخنرانی خود با اشاره به شب عاشورا و وفاداری یاران امام حسین، این وفاداری را عالیترین جلوه پایبندی به آرمان توحیدی دانست. وی با تبیین فلسفه قیام عاشورا، جوهر اصلی نهضت امام حسین را ایستادگی در برابر حکومت متجاوز و طاغوت معرفی کرد و بر ضرورت استمرار این وفاداری در مبارزه علیه استبداد تأکید نمود.
استاد جلال گنجهای: امام حسین علیه طاغوت یعنی حکومت متجاوز برآمده از ارزشهای قبیلهای سر فرود نیاورد.
وفاداری یاران عاشورا؛ افتخار امام حسین
امام حسین در شب عاشورا، بعد از اتمام حجت و ماجرای چراغ خاموش که گفت: «من هر عهد و پیمانی را که با شما داشتم ملغی میکنم و بروید بر مرکب شب سوار شوید»، منتها جمله مهم و حساس عبارت از این است که فرمودند: «فَإِنِّی لا أَعْلَمُ أَصْحاباً أَوْفی وَلا خَیْراً مِنْ أَصْحابِی». من اصحابی وفادارتر و نیکوکارتر از شما اصحاب من نمیشناسم.
در تعادل قوای بهشدت منفی که در عاشورا سیطره داشت، یاران امام حسین تا آخرین قطره خون ایستادند و این اعلام وفاداری را با بلیغترین جملات آن شب بیان کردند؛ زهیر و بریر و حبیب و خود حضرت عباس و بقیه.
خب، این ارزش وفاداری که در حقیقت اجازه بدهید با این کلمه بگویم که امام حسین به آن مینازد، که چنین میزان از وفاداری خللناپذیر در رکابش بروز کرده و طبیعتاً عمیقترین محبتها را با این بیان خودش نسبت به این یاران ابراز کرد، به نظرم آموزشهای جدیای دارد.
خب، همه ما میدانیم که این ارزشها ناظر به یک مقطع و یک گروه و یک دسته در یک سرفصل معین نیست.
برای اینکه سخن کوتاه بکنم، به یادتان میآورم جمله معروف امیرالمؤمنین بعد از جنگ جمل که یکی از اصحابش گفت: «ای کاش برادر من بود اینجا در رکابتان میجنگید». فرمود: «آیا رویکردش و دلش با ما بود؟» گفت: آره. گفت که در همین جنگ ما، یعنی جنگ به رهبری علیبنابیطالب و فرماندهی علیبنابیطالب، کسانی شرکت دارند که هنوز در رحم مادران و صلب پدرانشان هستند و تاریخ متولدشان خواهد کرد در آینده.
پس به این ترتیب، طبق این منطق البته توحیدی، دلبستگی امام حسین و این اظهار شعف از وفاداری اصحابش محدود به آن ۷۲ نفر یا تعدادی بیشتر که برخلاف معروف، اسمشان کمتر گفته میشود، نیست و نمیتواند باشد.
ارتقای وفاداری در مسیر جهاد توحیدی
اینجا یک بار دیگر شاهد این هستیم که با حدود ۵۰ سال فاصله، رزمآوران راه جهاد توحید با اسلافشان، اصحاب پیامبر، سطحشان و عمق وفاداریشان به غایت ارتقا پیدا کرده است که بیخلل اشاره بکنم که خود این صحنه، یک تابلو میتواند و باید بسیار گویا را ترسیم کند.
سالمندانی مثل حبیببنمظاهر با نوجوانانی مثل قاسمبنالحسن، با بینام و نشانهایی مثل وهب یا جون، با چهرههای هاشمیای مثل حضرت عباس، همهشان در این مصاف محبوباند و امام حسین به آنها مینازد و راه برای همه باز است. از زنان عاشورایی تا مردان عاشورایی و همه از این محبوبیت برخوردارند.
این ارتقا را کجا میتوانیم مشاهده کنیم؟ این تسلسل ارتقا و پیشرفت در امر وفاداری و پایبندی به آرمان هویتی و مبارزاتی.
جوهر اصلی قیام امام حسین؛ ایستادگی در برابر طاغوت
و این یادآوری را بگویم؛ جوهر اصلی قیام امام حسین، یعنی فارغ از عبارات کلی که گفته میشود، ولی تیزترین حرف این است که امام حسین علیه یک طاغوت، یعنی حکومت متجاوز برآمده از ارزشهای قبیلهای، در مقابل چنین طاغوتی سر فرود نیاورد.
این حکومت میراثی را حتی در حد سکوت حاضر نشد به آن مشروعیت بدهد.
و اگر با این ملاک نگاه بکنیم، در مقابل طاغوت زمانه، یعنی حکومت اکنون میراثی ولایت فقیه در میهن ما، ایستادگی کجا مشاهده میشود؟ چون خیلیها مدعی مخالفت با این رژیم هستند، ولی یا وظیفهای برای خودشان تعریف نمیکنند، در سکوتاند یا سرگردانند که از کجا باید شروع کرد، چه جوری باید شروع کرد، حتی محفلهای چند نفره به درد بخور نمیتوانند تشکیل بدهند.
نظر به این واقعیت که ما در آن زندگی میکنیم، با ملاک «فَمَن یَکفُر بِالطّاغُوتِ وَ یُؤمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقی»، قرآن مجید اتمام حجت کرده که عروةالوثقی از آن کسانی است که به طاغوت کفر میورزند بر پایه ایمان به خدا.
استمرار وفاداری در مقاومت معاصر
خب، این ارتقایی که من از آن صحبت میکردم، کجا میشود مشاهده کرد؟
من دلم میخواهد که یک نگاه سریع بیندازیم به همین ۶۱ سال موجودیت سازمان ما، از آغاز به رهبری حنیفنژاد و رهبری باز برپا شده برادرمان مسعود رجوی، بهخصوص از سال ۵۴ به بعد و بعد هم انقلاب مریم الی یومنا هذا.
میزان و ابعاد دشمنی و جوسازی علیه این مقاومت، لااقل در کمیتش، قابل مقایسه با زمان امام حسین نیست. بیست و چند کشور دنیا ائتلاف کردند که اشرف را بکوبند.
آنچه که ما امروزه، بهخصوص بعد از انقلاب مریم، در پایمردی، وفاداری و استمرار دادن این راه فدا میکنیم، به لحاظ تنوع فداکاریها و عظمت و شکوهش، با هر مقیاسی که بسنجیم، فوقالعاده بالاست.
موضوع جان بر کف گرفتن فقط نیست. نثار دار و ندار، بدون طلبکاری و بدون هرگونه توقع برای خویش. این خیلی فوقالعاده است.
ولی شاهد هستیم که در کمیت کلان، همین جمع باشکوهی که اینجا هستیم، این به وقوع پیوسته و اثبات شده و عادی شده و جاری شده است.
همین جا تا یادم نرفته، آیا عجبی هست که احساس بکنیم که امام حسین که «عند ربهم یرزقون» سیدالشهدا، با کمال تواضع البته دارم عرض میکنم، امام حسین اینک به ما مینازد؟
من که احساس هیچ مبالغهای در مقابل این حرف ندارم.
و چرا این حرفها را میزنم؟ به خدا موضوع این نیست که در کنار هم قرار گرفتهایم از همدیگر تعریف کنیم. موضوع این است که ما از یک سرمایهای باید برخوردار بشویم در استمرار همین راه و همین وفاداری و آن عبارت است از شکر خدا به خاطر نعمتهایی که به ما روزی کرده و این نعمتها را باید به یاد بیاوریم و بشناسیم تا شکر میسر بشود.
شکر نعمت وفاداری و نقش زنان مجاهد
در این جمع، انتقاد صورت میگیرد و انتقاد از خود. انتقاد و انتقاد از خود باید چنین ضوابط و قانونمندیهایی را رعایت بکند.
و از موضع شکر خداوند هم که شده، باید یادداشت که این صنعت، این قدرت تولید، این آفرینش فضیلتهای امام حسینپسند، این ارتقای وفاداری، بیسابقه است در تاریخ بشریت و بینظیر است در دنیای معاصر.
و به این ترتیب، ضمن این که پی میبریم به عمق و استحکام جدیتری از پیوند ما با امام حسین و عاشورای حسینی، در حقیقت راه میبریم به این که ما نیازمند عمیقترین، منطقیترین و مستدلترین شکرگزاری به درگاه خداوند هستیم، به خاطر نعمتهایی که به ما ارزانی کرده است.
راستی، حیرت نمیکنید که این ارتقای اخیر که اشاره کردم، این صنعت وفاداری، تولید کردن وفادار، تولید کردن وفاداران را سامان دادن و متشکل کردن و مثمرثمر کردن، این اساساً به دست خواهران مجاهدمان اداره میشود، آموزش داده میشود، تدوین میشود، تئوریزه میشود و بیان میشود؟
درود پایانی به سیدالشهدا
به این ترتیب روز عاشوراست و اجازه بدهید که با زبان زیارت امام حسین این عرایض را تمام بکنم:
«السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. علیک منّا سلامالله ابداً ما بقینا و بقی اللیل و النهار.»
یا اباعبدالله، ما میدانیم که هر جا که وفاداری ظهور پیدا میکند و محقق میشود، این اول مدیون سوژه وفاداری است. یعنی اگر ارزشها به پیشوایی نبود که مقتضی وفاداری وفاداران باشد، اصلاً موضوعیت پیدا نمیکرد و انگیزهای برای وفاداری متولد نمیشد.
یعنی اگر خود امام حسین الگوی مایهگذاری حداکثری «هیهات منا الذله» نبود، این طایفه افراد اصلاً متولد نمیشدند.
خداوند عزیزترین و عظیمترین پاداشها را که عبارت است از استواری وفاداری مادامالعمر، به همه ما روزی بکند و از ما بپذیرد.
