موج نو ـ صد و بیست سالگی مشروطه؛ چرا نبرد برای آزادی هنوز ادامه دارد؟

۱۴۰۵/۵/۱۰

اولین انقلاب ملی - دمکراتیک جهان در ابتدای قرن بیستم

دوستان سلام. این برنامه در روزهایی تقدیم حضور شما میشه که مصادف با صد و بیست سالگی انقلاب مشروطه اس. انقلابی که اولین انقلاب ملی - دمکراتیک جهان در ابتدای قرن بیستم بود...

بله ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ بود که فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه قاجار امضاء شد و انقلاب مشروطه به پیروزی رسید ...صد و بیست سال از اون واقعه بزرگ گذشته....از قدم گذاشتن در سفری شگفت انگیز که ما هنوز هم مسافران اون هستیم.

یاد شهیدان راه آزادی ...پیشگامان مبارزه با استبداد و مجاهدان فداکار مشروطه گرامی باد...

هر وقت اسم انقلاب مشروطه میاد، خیلی‌ها یاد کتاب های تاریخی و عکسهای رنگ و رورفته می افتن. انگار که انقلاب مشروطه یه واقعه ای مربوط به گذشته بوده و از بین رفته... اما اصلا اینطوری نیست... انقلاب مشروطه یک موج نو در تاریخ ایرانه که هنوز ادامه داره،  چون سؤال اصلی یا صورت مسئله هنوز روی میزه.

 اون سؤال چیه؟ اون سؤال اینه که چرا ایرانی ها بعد از گذشت صدو بیست سال، هنوز برای همون چیزی مبارزه می‌کنن که مشروطه‌خواهان براش مبارزه می کردن؟ یعنی آزادی.قانون.حق انتخاب. این‌که نه شاه می‌خوایم نه شیخ و اینکه هیچ قدرتی، بالاتر از مردم و قانون نباشه.

 انقلاب مشروطه فقط خیزش علیه سلسله قاجاریه نبود. فقط این نبود که مردم از یه شاه ناراضی باشن. شروع یه مسیر تازه در ایران بود؛  مسیری که تو خیلی از کشورها از جمله در اروپا تقریبا از صد سال  قبل شروع شده بود

 مسیر عبور از جامعه‌یی استبدادزده استعمار شده و گرفتار در روابط پوسیده  بهره‌کشانه ارباب‌-رعیتی  و فئودالیسم به سمت آزادی، استقلال و یک راه رشد ملی - دموکراتیک وسیر مدرنیسم.

پس بگذارید دقیقا از همینجا شروع کنیم....راستی مدرنیسم یعنی چی؟ خیلی وقت‌ها واژه مدرنیسم صنعت و راه‌آهن و  کارخانه یا دانشگاه رو تداعی می کنه..... اما مدرنیسم در مفهوم تاریخی و جامعه شناسانه اش. یعنی تغییر رابطه انسان با قدرت. یعنی قانون جای اراده فردی رو بگیره. یعنی عقل و علم جای خرافه رو تنگ کنه و آزادی، شرط پیشرفت بشه.

بله همونطور که گفته شد در اروپاعصر جدید با رنسانس، روشنگری، انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه خودش رو نشون داد. نتیجه اون تحولات  فقط اختراع و صنعت نبود. یکی از مهم‌ترین نتایجش این بود که سلطه کلیسا بر حکومت پایان پیدا کرد  و قدرت انحصاری شاهان مشروط شد یا از بین رفت.

درواقع  یه تغییر بزرگ توی نگاه انسان به زندگی صورت گرفت. تا قبل از اون، توی خیلی از کشورهای اروپا، کلیسا فقط یه نهاد مذهبی نبود. قدرت حاکم بود. روی آموزش و علم و خلاصه همه پهنه های زندگی مردم سیطره داشت.

 اما کم‌کم همه چیز عوض شد. رنسانس شروع شد. دانشگاه‌ها رونق گرفتن.علم رشد کرد.چاپخونه باعث شد کتاب دست مردم برسه. و آدم‌ها کم‌کم شروع کردن به پرسشگری...

بعد از اون، نوبت به انقلاب صنعتی رسید. اقتصاد تغییر کرد، یه طبقه جدید به وجود اومد؛ طبقه‌ای که دیگه نه اشراف بود، نه وابسته به کلیسا.

اسم این طبقه جدید بورژوازی بود....طبقه‌ای که تولید می‌کرد، تجارت می‌کرد و در نتیجه برای ادامه رشدش، به آزادی احتیاج داشت.آزادی فکر.آزادی تجارت. آزادی بیان و قانون.

 یعنی دموکراسی، فقط یه شعار قشنگ نبود. یه نیاز واقعی برای رشد اقتصادی و اجتماعی بود.  دقیقاً به همین خاطره که کم‌کم، مفاهیمی مثل پارلمان، قانون اساسی، انتخابات و حقوق شهروندی شکل گرفتن!

 و یکی از مهم‌ترین نتیجه این تغییرات، این بود که قدرت کلیسا کم‌کم محدود شد. دیگه قرار نبود یک نهاد مذهبی درباره همه جنبه‌های زندگی مردم تصمیم بگیره. قانون، جای تصمیم‌های فردی و مذهبی رو گرفت .

البته این به معنی از بین رفتن دین نبود. دین سر جای خودش موند. اما حکومت، قانون و اداره جامعه، کم‌کم بر پایه عقل، تجربه و رأی مردم شکل گرفت. همین تفاوت، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دنیای مدرن شد.

و حالا با این نگاه مختصر به فضای جهانی در اون مقطع تاریخی، می‌رسیم به این سؤال که توی ایران چه اتفاقی افتاد، آیا همین اتفاق توی ایران هم افتاد؟

بله ایران ما از امواج جهانی ترقیخواهی دور نموند...  همین یافته های بشری با کمی تأخیر به ایران هم رسید...از راه سفر.از راه ترجمه کتاب.از راه روزنامه‌ها.از راه دانشجوها و بازرگان‌هایی که اروپا رو دیده بودن.

 و درست از همین‌جا، یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران شروع شد.فصلی به اسم...جنبش مشروطه. جنبش مشروطه به لحاظ تکاملی تحولی بورژوا -دموکراتیک بود وکاشتن بذرنوگرایی وآگاهی اجتماعی  در خاکی که اون رو جهل و خرافه و مناسباتی ارباب رعیتی و استعمار خارجی  عقیم و بیابانی کرده بود. همون بذری که تقریبا با اختلاف ۱۰۰ سال در اروپا و امریکا و خیلی ‌جای دیگه هم هم کاشته شده و به سلطه‌ی خرافه و جهل پایان داده بود. از انقلاب فرانسه ۱۷۸۹ تا چند سال قبل تر در آمریکا در سال ۱۷۷۵ . تجربه جمهوریت و پایان دادن به سلطه‌ی کلیسا. حالا در ایران هم این بذر کاشته شد و قرار بود جوونه بزنه

لطفاً به اشتراک بگذارید:
TelegramXFacebookEmail

خبرهای مرتبط